PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : فوايد گرسنگي و روزه داري



roza
2 August 2011, 10:13 AM
استاد اخلاق حضرت امام خميني (ره) فرمودند: از اعمال مهم سالك در اين ماه بزرگ، شناخت حقيقت اين ماه و سپس فهميدن معني روزه و مناسبت آن با ميهماني خداست. آنگاه تلاش و كوشش براي بدست آوردن اخلاص در كردار و رفتارهايي است كه مطابق با رضايت صاحبخانه است.
** فوايد گرسنگي‏
گرسنگي فوايد بيشماري در جهت تكميل نفس و شناخت خداوند براي سالك دارد. روايات زيادي در فضايل گرسنگي وارد شده است كه بد نيست در اينجا اشاره‏اي به آنها و سپس به فلسفه و حكمت گرسنگي داشته باشيم.
پيامبر اكرم (ص) فرمودند:با تشنگي و گرسنگي با نفس هايتان مبارزه كنيد. همانا پاداش اين كار همانند پاداش مبارزه در راه خداست و عملي دوست داشتني‏تر از گرسنگي و تشنگي در نزد خدا نيست.
آن حضرت همچنين فرمودند: برترين شما روز قيامت در نزد خدا كسي است كه گرسنگي بيشتري كشيده باشد و در خداوند متعال تفكر بيشتري نموده باشد.
پيامبر گرامي اسلامي به اسامه فرمودند: اگر مي‏تواني در حال گرسنگي و تشنگي فرشته مرگ را ملاقات كن تا به بالاترين مقام ها رسيده و با پيامبران هم منزل شوي و فرشتگان از ديدن روحت شادمان شوند و خداوند بر تو درود فرستد.
در حديث معراج نيز درباره آثار روزه آمده است: نتيجه روزه، كم‏خوري و كم‏گويي است و آن حكمت را به ارمغان مي‏آورد و حكمت، معرفت را در پي دارد و معرفت يقين را به دنبال دارد و وقتي كه بنده‏اي به يقين رسيد باكي ندارد كه چگونه روزگار را سپري كند؛ در سختي يا آساني و اين مقام خوشنودهاست.
طبق اين حديث هر كسي كه طبق خوشنودي خداوند رفتار كند، حضرت حق سه خصلت به او مي‏دهد. اول شكري كه ناداني همراه آن نباشد. دوم يادي كه فراموشي نداشته باشد و سوم دوستي اي كه دوستي خداوند را بر دوستي آفريدگان ترجيح ندهد.
در ادامه حديث مي خوانيم: هنگامي كه او من را دوست داشت، من هم او را دوست خواهم داشت و دوستي او را در دل بندگانم انداخته و چشم قلب او را به عظمت جلالم مي‏گشايم و علم آفريدگانم را از او پنهان نمي‏دارم. در تاريكي شب و روشنايي روز با او مناجات مي‏كنم تا آنجا كه سخن گفتن و همنشيني او با بندگانم قطع شود و كلام خود و فرشتگانم را به گوش او مي‏رسانم و اسراري را كه از بندگانم پنهان كرده‏ام براي او آشكار مي‏كنم.
سپس خداوند مي فرمايد: عقل او را غرق در شناخت خود كرده و درك او را بالا مي‏برم؛ مرگ را بر او آسان مي‏كنم تا وارد بهشت شود و وقتي كه فرشته مرگ او را ملاقات كند، به او مي‏گويد 'آفرين بر تو و خوشا به حالت. خوشا بحالت خداوند مشتاق تو است'

** فوايد روزه داري
در اين روايت به فلسفه و فضيلت گرسنگي اشاره شده است. براي توضيح بيشتر مي‏توان به سخنان علماي اخلاق كه بر گرفته از روايات مي‏باشد، مراجعه كرد كه براي گرسنگي فوايد زيادي را بيان كرده اند:
اول- صفاي قلب: سيري باعث ازدياد بخار در مغز شده و مغز حالتي شبيه مستي پيدا مي‏كند و نمي‏تواند خوب فكر كند؛ سرعت انتقال او كم شده و قلب كور مي‏شود. بر خلاف گرسنگي كه باعث رقت و صفاي قلب مي‏شود و قلب را آماده تفكري مي كند كه باعث شناخت مي‏شود و نوري آشكار پيدا مي‏كند.
از رسول خدا (ص) روايت شده است: كسي كه شكم خود را گرسنه نگهدارد انديشه‏اش تربيت مي‏شود.
دوم- تواضع و از بين رفتن سرمستي و ناسپاسي كه منشا سركشي است. وقتي نفس خوار شد، در مقابل پروردگارش خاضع شده و از سركشي دست برمي‏دارد.
سوم- شكستن شدت شهوات و نيروهايي است كه باعث انجام گناهان كبيره شده و سبب هلاكت انسان مي‏شوند. چون بيشتر گناهان كبيره از شهوت سخن گفتن و شهوت جنسي بوجود مي‏آيد و كم كردن اين دو شهوت باعث مصون ماندن از خطرها مي‏شود.
چهارم- آمادگي براي انجام تمام عبادتها از چند جهت است، كه كمترين آنها كم احتياجي به تخلي و بدست آوردن غذا و كمتر بيمار شدن به بيماري هاي گوناگون است. زيرا معده خانه بيماري و پرهيز از هر دارويي است و نيز مانع بوجود آمدن مشكلاتي كه از غذا خوردن بوجود آمده و انسان را محتاج مال و مقام دنيا مي‏كند مي‏گردد؛ مال و مقامي كه عده بسياري را هلاك كرده است.
پنجم- توانايي براي دادن مال، ميهماني دادن، هديه دادن، احسان و نيكي، رفتن به حج و زيارت و بالاخره انجام تمام عبادت هاي مالي است.
انسان نمي‏تواند اين فوايد به ويژه فايده اول را به روشني درك كند. تفكر در عمل مانند نتيجه است و غير آن مانند مقدمات است. چون فكر حركت است و غير فكر مقدمه و آمادگي براي حركت. به همين جهت درباره تفكر روايت شده است كه يك ساعت تفكر بهتر از هفتاد سال عبادت است.

** نتايج روزه داري
با اين مقدمات مي‏توانيم به نتايج بزرگي برسيم كه بعضي از آنها عبارتند از:
اول: مي‏فهميم كه چرا خداوند براي ميهمانش گرسنگي را انتخاب كرده است. نعمتي بالاتر و بهتر از نعمت شناخت، نزديكي و ديدار خداوند نيست و گرسنگي از راههاي نزديك رسيدن به آن است.
پس مي‏بيني كه روزه تكليف نيست بلكه خداوند بوسيله آن تو را بزرگ داشته و بخاطر واجب نمودن آن بر ما منت دارد و به همين جهت شكر آن واجب است و ارزش دعوت خداوند به روزه را در كتابش، در آيه روزه، مي‏فهمي و اگر بداني كه اين خطاب، دعوت تو به سراي پيوستن به خداست، از آن لذت برده و مي‏فهمي كه علت واجب كردن آن، كم خوردن و ضعيف كردن نيروهاست. به همين جهت حيفت مي‏آيد كه حتي در شب نيز غذا بخوري و ممكن است علت‏هاي ديگر تشريع روزه را نيز درك كني.
دوم: وقتي ارزش كاري را كه از تو خواسته شده، فهميدي، براي رسيدن به نتيجه خوب، در جهت انجام درست و اخلاص در آن، تلاش مي‏كني.
سوم: هنگامي كه هدف از واجب شدن روزه را دانستي، مي‏فهمي كه چه چيزي باعث صفا و روشني يا تيرگي آن مي‏شود و معني اين حديث را مي‏فهمي كه 'روزه فقط خودداري از خوردني و آشاميدني نيست، و هنگامي كه روزه گرفتي، گوش، چشم و زبانت نيز بايد روزه بگيرد'
چهارم: مي‏فهمي كه شايسته نيست نيت و هدف روزه، فقط مجازات نشدن يا بدست آوردن پاداش و بهشت و ناز و نعمت باشد؛ گرچه با روزه اين دو نيز بدست مي‏آيد. بلكه سزاوار است هدف و نيت روزه نزديكي انسان به خداوند و همسايگي و خوشنودي او باشد و حتي از اين حد هم بالاتر آمده و خود اين عمل را به خاطر اين كه انسان را از صفات حيواني خارج و به صفات روحاني نزديك مي‏گرداند، نزديك شدن به خدا بداند، نه وسيله‏اي براي نزديك شدن به او.
بعد از درك اين مطالب با كمي تامل مي‏تواني بفهمي كه هر كار يا حال يا سخني كه تو را از مقام هاي بلند حضور در درگاه خدا دور سازد، مخالف مراد مولايت از مشرف نمودن تو به اين دعوت و ميهماني است و راضي نمي‏شوي در خانه ميهماني اين پادشاه بزرگ - كه تو را با اين نزديكي و مشرف نمودن نزديك گردانده است و دانا به نهاني‏هاي تو و آنچه در قلبت خطور مي كند، مي‏باشد - و در حالي كه توجه به تو دارد، از او غافل باشي و راضي نمي‏شوي كه از او روي بگرداني در حالي كه به تو روي كرده است.
عقل انسان اين را از كارهاي بسيار زشت مي‏داند كه حتي دوست حاضر نيست با دوستش چنين عملي انجام دهد اما خداوند بخاطر مداراي با بندگان مانند اين غفلت ها را حرام نكرده است و بر بندگان آسان گرفته و تكليف آنان را كمتر از توانايي شان قرار داده است.
بندگان خوب از اين هم بالاتر رفته و با آقاي خود در مورد واجب و حرام آنگونه عمل مي‏كنند كه شايسته حق آقايي و بندگي است و كسي را كه در اين مورد كوتاهي كند؛ پست و حقير مي‏دانند.
خلاصه اين كه در روزه خود به سفارش هاي امام صادق (ع) عمل مي‏كنند و يكي از آنها اين است كه موقعي كه روزه مي‏گيري خودرا نزديك به آخرت ببين و با خضوع و خشوع و شكستگي و خواري باش و مانند بنده‏اي باش كه از مولاي خود ترسان است.
امام (ع) در ادامه مي فرمايد: دلت از عيوب و باطنت از حيله‏ها و مكرها پاك باشد و به خدا از هر چه غير اوست بيزاري جوي و در روزه خود، تنها خدا را سرپرست خود بدان و آنگونه كه شايسته است از خداوندي كه بر همه غالب است بترس و در روزهايي كه روزه مي‏گيري روح و بدنت را به خداي متعال بده و قلب خود را براي محبت و ياد او و بدنت را براي عمل به دستورات او و چيزهايي كه از تو خواسته، فارغ كن.
امام صادق (ع) سفارش هاي ديگري كردند. مثل حفظ اعضاي بدن از كارهايي كه خداوند ممنوع كرده و مخالف خواسته اوست، به خصوص زبان كه حتي از مجادله و سوگند راست پرهيز داده شده است.
سپس آن حضرت (ع) در پايان روايت فرمود: اگر به تمام آنچه گفتم عمل كردي، به تمام آنچه شايسته روزه‏دار است، عمل كرده‏اي، و هر اندازه از چيزهايي كه گفتم كم كني، همان مقدار فضيلت و ثواب روزه‏ات كمتر مي‏شود.
اين سفارش ها را در مورد وظايف روزه‏دار ببين و درباره اثرات آن تامل كن. كسي كه خود را نزديك به آخرت ببيند، قلب او از دنيا خارج شده و براي او چيزي جز تهيه توشه براي آخرت مهم نخواهد بود.
همين طور اگر قلب او شكسته و خاضع و خوار باشد؛ ميلي به غير خدا نداشته و مايه دلخوشي او كسي جز خدا نيست و كسي كه روح و بدن خود را در راه خدا بدهد و از هر چيزي جز خدا بيزار شود، روح، دل، بدن و تمام وجود او غرق در ياد، محبت و عبادت خدا شده و روزه او روزه مقربين مي‏گردد. خداوند بحق دوستانش چنين روزه‏اي را نصيب ما بفرمايد، گرچه يك روز در عمرمان باشد.
برگرفته از كتاب: المراقبات نوشته مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي