توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : نوشته هایی راجع به معماران معروف(رایت،لوکور بوزیه،سالیوان و...)
Archi.AtishParish
6 October 2008, 11:29 PM
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.فرانک لويد رايت
رايت : " در آغاز پي بردم که سکونتگاه اساسا مانند غار نيست بلکه مانند سرپناهي وسيع در هواي آزاد هم آهنگ با چشم انداز به بيرون و درون است ."
رايت : " نگذاريد ديوار سقف و کف اکنون شريک يکديگر نشوند بلکه جزئي از يکديگر باشند و هر يک بر ديگري و در ديگري تاثير بگذارند . "
رايت بين سالهاي 1916تا 1922 به ژاپن سفر کرد و در ژاپن هتل امپريال را در توکيو طراحي کرد . در اين سالها شديدا تحت تاثير معماري ژاپن بود . ارتباط خانه با محيط ، الهام از طبيعت ، معماري ارگانيک ( ژاپني ) ، سياليت فضاهاي داخلي . دومدرسه معماري شمال و جنوب در شيکاگو و نيومکزيکو ، تاسيس کرد .
در کل مي توان معماري رايت را چنين توصيف کرد : معماري ارگانيک ، ترکيب ساختمان با طبيعت و نه تحميل ساختمان بر طبيعت ، ساختمان بايد در دل تپه ساخته شود و به صورت افقي ( که در رقابت با طبيعت مطرح نشود ) ، مصالح بکار رفته بايد منطبق با همان طبيعت که ساختمان ساخته مي شود باشد . شکل ساختمان بي قاعده و منفصل بندي شده و اين عمل نه تنها بدليل عملکرد ها بلکه به دليل بي قاعده گي طبيعت بستر ساختمان ، توجه به مورفولوژن سايت و توجه به عملکرد و تکنولوژي ساخت ، يکي از شاخصه هاي اصلي در طراحي مسکن رايت آتشگاه در مرکز خانه و تنها عنصر عمودي معماري رايت بود و اين عنصر عمودي بقيه فضاهاي مسکن را سازمان مي داد .
منبع الهام کارهاي رايت : هنر و صنايع ( هنر و پيشه ) - ساختمانهاي ژاپني - مکتب شيکاگو
شاهکارهاي معماري رايت :
Falling Water House (1937) Pennsylvania
Guggenhiem Museum (1956-1959) Newuork
در کل سه هدف عمده رايت عبارتند از :
ارتباط سيال بين داخل و خارج با گشودگي هاي مداوم و عناصر برنامه ريزي شده افقي بودن چشمگير آنها که ارتباط کامل با زمين به وجود مي آورد . تقارن محوري براي تمرکز سياليت در نقاط مشخص ، براي نمونه در جلوي بخاري يا به سمت منظر اصلي ( چشم انداز ) بکار گرفته شده است .
پسشگامان معماري مدرن
(Frank Lioyd Wright 1869- 1959 )
بين سالهاي 1893- 1887 دردفتر آدلر و سوليوان کار مي کرد . قسمت اول فعاليتهاي رايت که تا سال 1910 ادامه داشت شامل تعداد زيادي خانه هاي مسکوني بود .
(لارکين - Larkin House 1905 )
(کيساي اوک پارک - Oak Park - 1906 ) - معبد يگانگي - The Unity Temple
(ايلينوين - Hickox house 1900 )
نظريات رايت در مورد معماري ، در سال 1930 ، اصول برنامه ريزي برگرفته شده از کتاب رايت در معماري و دموکراسي :
1- کم کردن ديوارهاي داخلي و ايجاد يک محيطي براي جريان هوا ، نور و چشم انداز به طوري که در کل پيوسته نشان داده شود .
2- هماهنگ ساختن بنا با محيط خارج ( ثابت شده است که سطوح گسترده افقي بهترين وسيله براي ايجاد همبستگي است )
3- پلان آزاد
4- نشان دادن پي ها به صورت سکوي آجري کوتاه براي قرار گرفتن خانه بر روي آن
5- عدم استفاده از مصالح متنوع ، استفاده از مصالح جديد
6- دادن تناسبات منطقي و انساني به تمام درها و پنجره ها
7- قرار دادن تاسيسات حرارتي درداخل ساختمان ( آتشگاه در مرکز ساختمان ) تاسيسات روشنايي و لوله کشيها در استخوان بندي ساختمان بطوري که جزئي از پيکره ساختمان باشد .
8- مبلمان ساختمان به عنوان عناصر ارگانيک معماري و طرح آنها از بنا و الهام گرفته از آن باشد .
9- حذف تزئينات ( دوره هاي معماري ) حذف ظرايف کاريها
لارکين - Larkin Bulding ( 1902-6 ) Newyork
(ويلتيس - Willitts House 1902 )
کونلي - Coonley House
روبي - Robie House ( 1909 ) Chicago
ماشين و صنعت به نظر رايت وسيله اي است که توسط آن مي توان ميان مصالح ساختماني و تصور نزديکي بيشتري ايجاد کرد .
--------------------------------------------
Archi.AtishParish
6 October 2008, 11:31 PM
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.لوکوربوزيه
چارلز ادوارد ژنر معروف به لوکوربوزيه Charles Edouard Jeannert ( 1887-1965 )
لوکوربوزيه در شهر لاشو دوفن ( La Chaux-De-Fonds ) سوئيس در سال 1887 م . متولد شد . او به عنوان يک گراورکار ( سازنده قالب ساعت ) آموزش ديد و در سن پانزده سالگي جايزه اي در نمايشگاه 1902 م . تورين به خود اختصاص داد .
ساختمانهاي کلبه مانند در اوائل جواني خود ( بيست سالگي ) در سوئيس طراحي کرد . يکي از خصوصيات بارز اين کلبه ها تاثير هنر جديد است که در آن تزئينات را به مثابه سنت و گذشته معماري سوئيس به کار برد .
لوکوربوزيه در سالهاي اوليه شکل گيري آثارش به يک ايده آليست شباهت بيشتري دارد و براي او هندسه يک الگوي سمبليک است . لوکوربوزيه در اين دوران شروع به مطالعه آثار نيچه و براي او هنرمند فردي در تماس با يک نظم عالي تر است ، نظمي که موجب ايجاد اشکالي مي شود که دنيايي را تحت سلطه خود در مي آورد .
موضوع نقاشيهايي که لوکوربوزيه به نام سبک P urism ( پوريسم ) مي کشيد اشيايي همچون گيتار ، بطري و لوله بود . ( ديدگاه پوريسم يک نوع افلاطون گرايي خاص بود . در اين ديدگاه خطوط بيروني بطري و گيتار در حد اشکال هندسي تنزل داده شده است و در موازات سطوح تصوير ترسيم شده اند ، خطوط بيروني و رنگها متمايز و شاداب بوده ، تنش و کشش عيني آن با به هم غلتيدن ابهامات فضايي اصول کوبيست ، در قبال منازل متفاوت از يک شي در آن به نظم کشيده شده است .
او در سن 24 سالگي در دفتر آگوست پره کار کرد و خواص بتن را آموخت . مدتي به برلين رفت و در دفتر پيتر بهرنس مشغول کار شد .(Peter Behrens 1868-1940) پدر معماري مدرن . اوسالها بعد در آلمان تحت تاثير ورک و کارهاي والتر گروپيوس بود . در اين برداشت او تحت تاثير مصالح معماري از جمله شيشه و ورقهاي فلزي بود و شروع به برداشت اين نيازدر تلفيق ميان هنر و ماشين نمود .
تاثير بعدي که در آثار لوکوربوزيه مشاهده مي شود مربوط به مسافرتها و اسکيسهاي او از مساجد استامبول ، ساختمانهاي يونان ،کشورها حوزه مديترانه و خاور دور است . اما بيشترين تاثير گذاري بواسطه آکروپليس در آتن است . وي همه روزه به مدت يک ماه از پارتنون ديدن کرد . گاها هر بار ساعتها وقت خود را صرف اسکيس از زواياي مختلف آن مي کرد و همين بود که بعدها پارتنون رابا يک ماشين مقايسه مي نمود .
اولين ساختماني که طراحي کرد خانه D omino بود در سال 1915 ، نشان دادن اسکلت يک ساختمان با بتن مسلح است .
در سال 1923 تفکرات تئوري خود را در کتاب " به سوي يک معماري " بيان مي کند . او تکنيک و هنر را دو ارزش هم رديف با هم تعريف مي کند . نظريات لوکوربوزيه بدين شرح است :
1- معماري بايد تحت کنترل ترسيمات نظم دهنده هندسي قرار گيرد .
2- عناصر معماري جديد را مي توان در توليد صنعتي ، کشتي و هواپيما باز شناخت .
3- ابزار معماري جديد روابطي هستند که به مصالح خام ارزش مي دهند . ظاهر ساختمان به صورت انعکاس داخل آن و تناسبات و عناصر نما به عنوان پديده هاي خالص ذهني .
4- خانه بايد مانند ماشين سري وار ساخته شود .
5- تغييرات شرايط اقتصادي و فني ، الزاما انقلابي در معماري پديد آورد .
او در کتاب بعدي اش به نام " هنرهاي تزئيني امروز " ( 1925 ) گفت که " خانه ماشيني است براي زندگي کردن " اين جمله ، شعار انقلابي ترين تمرين از معماري مدرن است .
در سال 1926 لوکوربوزيه اصل براي يک معماري مدرن را ارائه کرد . اين اصول به شرح زير است :
1- پيلوتي 2- بام باغچه ( ساختمانهايي با بامهاي مسطح ) 3- پلان آزاد 4- پنجره هاي طولي 5- نماي آزاد .
تمام ايم 5 اصل لوکوربوزيه در ساختمان ويلاي ساووا ( 30- 1928 ) رعايت شد .
اولين خانه هاي لوکوربوزيه :
(خانه دم - اينو Domino House 1915 )
معماري به اساسي ترين عوامل سازنده خود ، ستون ، سقف ، کف و پله تجزيه شده است . طرح اين خانه هاي پيش ساخته را در نظر مهندسين مورد توجه قرار داد .
(خانه سيتروئن C itrohan House 1920 )
خانه را براي کارگران طراحي کرد ولي در حد پروژه باقي ماند . استفاده کردن از بام به عنوان حياط و ساختمان به صورت پيلوتي .
(ويلا ساووا Villa savoye 1928-1930 )
در سايتي خارج از پاريس ساخته شد . رعايت 5 اصل لوکوربوزيه در اين طرح ديده مي شود . ارتباط بين ساختمان با طبيعت ، استفاده کردن از رامپ در دو بخش ، يک قسمت در داخل بنا و قسمت ديگر در امتداد ديوار خارجي تا تراس ، طراحي پله در وسط خانه و تاکيد روي آن ، گرايش تنديس گونه بودن ساختمان .
(آپارتمان مسکوني مارسي United Habitation 1947- 52 )
اين ساختمان 18 طبقه با نام خانه لوکوربوزيه معروف است و وي به خاطر اين ساختمان جايزه لژيون ولور را گرفت . 1925 ساختمان براي 1600 نفر با 337 آپارتمان ، يک اطاقه تا آپارتمانهايي که براي خلنواده هاي 8 نفره هستند . فروشگاهها در 2 طبقه مياني و انعکاس آن در نماي ساختمان . فروشگاهها عبارتند از مغازه هاي خواربار فروشي و سرويس دهي ، دفتر پست ، در طبقه 17 يک رستوران و مهد کودک براي 150 کودک و استخري کم عمق ، تراسي به ابعاد 24 در 165 متر مخصوص ورزشو امور اجتماعي است . صاف کاري نکردن محل قالبهاي بتن در نماي ساختمان به خاطر طبيعي ديده شدن آن و زبر پيلوتي .
لوکوربوزيه در روز افتتاحيه گفت : " در هر گوشه اي از اين بنا اثر چوب و يا جاي ميخ و چکش خوردگي را مي توان ديد . بتن مانند سنگ ، چوب يا سفال به صورت طبيعي در آمده است .حقيقتا مي توان تصور کرد بتن به اندازه سنگ زيباست و آن را در ساختمانها به حالت طبيعي خود باقي گذاشت . "
(Chapel Of Ronchamp 1950-4 )
اين کليسا در ستايش تحت تاثير معماري آکروپليس يونان ، از يک شيب پايين به بالا مي آيد و اين امر باعث مي شود ساختمان به صورت تنديس گونه به نظر بيايد . ديوارهاي رمانسک ، سازه باربر ، پنجره هايي بدون هيچ تناسبات و معياري در نما کار شده و سقف به صورت صدف است .
CIAM کنگره جهاني معماري مدرن :
ساخاتمان مجمع ملل در ژنو طرح لوکوربوزيه رد شد . تعريف کمال مطلوب حرفه معماران جهاني کردن معماري مدرن .
1- در بيانيه لاسارا 1928 م . لوکوربوزيه بيانيه کنگره را در يک نقشه مصور شده نشان داد . روزي معماري معاصر نيروهاي مخالف که در مجامع رسمي قدرت هستند پيروز خواهد شد.
2- دومين کنگره در فرانکفورت در سال 1929 م . برگزار شد و موضوع بيانيه خانه هاي ارزان قيمت بود و براي اولين بار والتر گروپيوس و آلوار آلتو شرکت کردند .
3- سومين کنگره در بلژيک در سال 1930 م . برگزار شد . موضوع کنگره استفاده منطقي از زمين براي ساختمانها بود .
4- چهارمين کنگره در يونان در سال 1933 م . برگزار شد . منشور آتن ، اين کنگره مهمترين کنگره سيام بود زندگي ، کار ، تفريح ، عبور و مرور .
5- پنجمين کنگره در پاريس در سال 1937 م . برگزار شد و موضوع آن محل سکونت و محل تفريح بود .
6- ششمين کنگره در آمريکا در سال 1939 م . برگزار شد سنت معمول CIAM از بين رفت و قرار شد هر معمار در مورد کارهايش بحث کند . مباحث اين کنگره در کتاب " ده سال معماري مدرن " در سال 1951 در آلمان چاپ شد .
7- هفتمين کنگره در ايتاليا در سال 1949 برگزار شد و موضوعش مسئله زيبايي در معماري بود .
8- هشتمين کنگره در انگلستان در سال 1951 برگزار شد مرکز شهر حق پياده روندگان .
9- نهمين کنگره در فرانسه در سال 1953 برگزار شد و موضوع آن محيط طبيعي انسان بود.
10- دهمين کنگره در يوگوسلاوي برگزار شد .
کار CIAM با بحث درباره ساختن ارزان قيمت (1929) و سپس در سال 1930 با بحث درباره نحوه استفاده منطقي از زمين ، نخستين مطالعه درباره وضعيت شهر با در نظر گرفتن چهار اصل زندگي ، کار ، تفريح و عبور و مرور در سال 1934 ( منشور آتن ) در سال 1951 سيما و چگونگي بوجود آمدن مراکز شهر مورد مطالعه قرار گرفت و بين سالهاي 1957 تا 53 شهر به عنوان محيطي براي زندگي طبيعي آدميان مورد مطالعه قرار گرفت .
CIAM در اواخر معماري مدرن از بين رفت . در اين زمان معماري مدرن تثبيت شده بود .
شهرسازي لوکوربوزيه
لوکوربوزيه در سال 1924 کتاب شهر آينده را در پاريس منتشر کرد . در اين کتاب شهرهاي آمريکا بخصوص نيويورک و شيکاگو را بخاطر آسمانخراش هاي مرتفع و خيابانهاي چند طبقه ستود . لوکوربوزيه شهرهاي آينده را شهري تجسم نمود که از آسمانخراش هاي عظيم و مرتفع تشکيل شده است و آپارتمانهاي چند عملکردي و حدود 100 هزار نفر گنجايش . در اين ساختمانها آپارتمانهاي مسکوني ، ادارات ، فروشگاهها ، مدارس ، مراکز تجمع و کليه احتياجات يک محله بزرگ فراهم است . ساکنان اين مجتمعها از دود و سر و صداي ترافيک اتومبيلها به دور هستند و به جاي آن از آفتاب و ديدن مناظر زيبا لذت مي برند .
براساس اين کتاب دوشهر در دهه 50 ميلادي طراحي شد . شهر شانديگار Chandigarh در هند ، طرح لوکوربوزيه در سال 1950 ، و شهر برازيليا که توسط اسکارنيماير Oscar Neimeyer يکي از شاگردان لوکوربوزيه به عنوان پايتخت برزيل ساخته شد .
درست است که در اين دو شهر آسمانخراش 100 هزار نفري وجود ندارد ولي بلوکهاي مکعب شکل با فاصله هاي زياد از يکديگر تبلوري واضح از ايده لوکوربوزيه است .
اين دو شهر در دهه هاي 60 و 70 توسط پست مدرنها ، رابرت نچوري و برنت برولين . به عنوان سمبل شهرسازي مدرن مورد نقد قرار گرفت . آنها گفتند که فاقد هر نوع هويت تاريخي و فرهنگي است .
در ايران نمونه اينگونه شهرسازي ، شهرک اکباتان است . طرح در دهه 50 شمسي .
Archi.AtishParish
6 October 2008, 11:32 PM
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند. ميس وندروهه
(Mies Van Der Roh 1886-1969 )
در سال 1886 در آخرن متولد شد . بين سالهاي 1908 تا 1911 در دفتر پيتر بهرنس کار کرد . در سال 1909 کارخانه توربين سازي بهرنس استفاده کردن از شيشه و آهن در ميس وندروهه تاثير گذاشت در همان دوره ميس وندروهه تحت تاثير شينکل Shinkel و بعدها تحت تاثير معماري کلاسيک و اکسپرسيونيسم آلمان بود .
ميس تحت تاثير هنر دستايل ، تاثير بهرنس در بکار بردن مصالح جديد و پلان آزاد رايت بود .
مي وندروهه گفته است :
" اکنون در ساختمان موضوع استخوان و پوست مطرح است .
من نمي خواهم جالب باشم من مي خواهم خوب باشم .
تکنولوژي مي تواند مشکلات اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي زمان معاصر را حل کند ."
در کل مي توان گفت به همان اندازه که ستون دوريک براي يونانيان اهميت داشت ، تير آهن براي ميس وندروهه اهميت دارد .
شعار اصلي ميس وندروهه :
" کمتر بيشتر است ، Less Is More "
" معماري کيک عروسي نيست ، Architecture Isn't A Wedding Cake "
Archi.AtishParish
6 October 2008, 11:33 PM
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.لوئيس ساليوان
«لوييس ساليوان» معمار بزرگ آمريكايي و «پدر معماري مدرن» در چنين روزي به دنيا آمد. او با تفكرات و عقايد منحصربه فردش توانست تحولي شگرف در هنر و صنعت معماري به وجود آورد و تاثيرات عميق او بر كسي پوشيده نيست. ساليوان بنيانگذار مدرسه معماران شيكاگو است و «فرانك لويدرايت» معمار افسانه اي آمريكايي از شاگردان او بوده است. «لوييس هنري ساليوان» در سوم سپتامبر ۱۸۵۶ در شهر بوستون به دنيا آمد و مدت كوتاهي در «موسسه فناوري ماساچوست» (ام آي تي) به تحصيل مشغول شد و دريافت كه قادر است تحصيلات دبيرستان خود را يك سال زودتر تمام كند و با گذراندن يكسري امتحانات، دو سال در دانشگاه پيش بيفتد. او تنها ۱۶ سال داشت كه وارد دانشگاه ام آي تي شد و پس از يك سال تحصيل به فيلادلفيا رفت و براي خود شغلي در كنار معماري به نام «فرانك فرنس» (Frank Furness) پيدا كرد.
ركود اقتصادي سال ۱۸۳۱ بسياري از زحمات «فرانك فرنس» را بر باد داد و او به واسطه مشكلات مالي مجبور به اخراج «ساليوان» شد. در اين زمان «ساليوان» به شيكاگو رفت تا در جريان ساختمان سازي آن شهر كه پس از وقوع يك آتش سوزي گسترده در سال ۱۸۷۱ آغاز شده بود شانس خود را بيازمايد. او خيلي خوش شانس بود كه موفق شد در كنار «ويليام لبارون جني» مشغول به كار شود. «جني» اولين معماري است كه از اسكلت فلزي در اجراي ساختمان بهره برده. پس از كمتر از يك سال فعاليت در كنار «جني»، «ساليوان» به قصد تحصيل بار سفر بست و يك سال در دانشگاه هنر پاريس مشغول به فراگيري شد. پس از اتمام دوره آموزشي به شيكاگو بازگشت در حالي كه هنوز هجده سالگي اش تمام نشده بود. او چند سال بعد را به فعاليت در كنار معماران مختلفي گذراند تا اينكه در سال ۱۸۷۹ «دانكمار آدلد» معمار مشهور آن زمان، «ساليوان» را استخدام كرد و يك سال بعد او را در شركت خود شريك كرد. اين اتفاق سرآغاز دوران پيشرفت و موفقيت ساليوان بود. طي اين سال ها «ساليوان» و «آدلد» موفقيت هايي پي درپي به دست آوردند كه از جمله آنها مي توان به طرح و اجراي تالار سخنراني شهر شيكاگو در سال ۱۸۸۹ اشاره كرد كه در پايان پروژه «ساليوان» و «آدلد» طبقه بالاي اين ساختمان را به عنوان آتليه خود انتخاب كردند. از ديگر موفقيت هاي اين دو شريك مي توان به ساختمان واگن سازان (Wainwright Building) در سنت لوييس اشاره كرد كه اولين آسمانخراش تاريخ معماري جهان به شمار مي رود. «لوييس ساليوان» اولين معماري است كه روش صحيح استفاده از اسكلت فلزي در ساختمان هاي بلند و مزاياي آن را به طرز بهينه اي مورد استفاده قرار داد. از آنجايي كه در ساختمان هايي كه با اسكلت فلزي بنا مي شوند معمولاً غير يك يا دو دهنه ديوار برشي در ساير نقاط ساختمان نه تنها عضو باربري وجود ندارد كه به عنوان مثال از ديوارهاي ساختمان فقط به دليل پوشندگي و محافظت سرمايي گرمايي استفاده مي شود و هيچ خاصيت باربري ندارد. «ساليوان» با علم به اين نكته در ساختمان هاي بلند از پنجره هايي با ابعاد بزرگ بهره مي برد كه نه تنها باعث روشنايي بيشتر فضاي داخلي مي شد كه با حذف ديوارها و ضخامت پائين شيشه هاي پنجره سطح مفيد ساختمان افزايش يافت. توجه ساليوان به مزاياي اسكلت فلزي موجب شد محدوديت هاي دست و پاگير مهندسي كه هميشه بر سر راه طراحان معمار وجود داشته است تا حدي از بين برود و اين تحولي شگرف در معماري مدرن را باعث شد. در سال ۱۸۹۰ «ساليوان» يكي از ۱۰ معمار منتخبي بود كه براي اجراي ساختمان «نمايشگاه جهاني كلمبيا» كه قرار بود در سال ۱۸۹۳ در شيكاگو برگزار شود انتخاب شد. ساختماني كه بعدها «شهر سفيد» لقب گرفت. از ديگر شاهكارهاي خلق شده «ساليوان» مي توان به ساختمان عظيم ترمينال شيكاگو و «دروازه طلايي» كه طاقي است عظيم كه در «شهر سفيد» قرار دارد اشاره كرد. شراكت «آدلد» و «ساليوان» پس از اجراي فروشگاه زنجيره اي «كارسون پيري اسكات» به اتمام رسيد و در پي انحلال شركت «ساليوان» يك دوره بيست ساله را با سيري نزولي چه در زمينه مالي و چه زمينه احساسي سپري كرد. از او به پاس تلاش ها و زحمات بسيار در هنر معماري بارها تقدير شد و در سال ۱۹۲۲ به عنوان يك طراح خبره از مسابقه اي كه براي طرح و اجراي «برج تريبيون» برگزار شده بود شديداً انتقاد كرد. يك برج با اسكلت فلزي و نمايي از سنگ كه ساختمان هاي سنگي معماري گوتيك را تداعي مي كرد اما ساليوان يك تحريف بزرگ تاريخي را در طراحي آن كشف كرده بود. «لوييس ساليوان» عاقبت در چهاردهم آوريل ۱۹۲۴ در شيكاگو چشم از جهان فروبست. «فرانك لويد رايت» كه به نوعي شاگرد او محسوب مي شد مراسم تدفين اين معمار بزرگ را كه در زمان مرگ فقير و تنها در اتاق هتلي در شيكاگو درگذشته بود آبرومندانه برگزار كرد. اكنون كه سال ها از مرگ او مي گذرد هنوز تاثير تفكرات اين اولين معمار پيشرو در معماري جهان به چشم مي خورد
معمار
3 November 2008, 07:53 AM
اگر در مورد آلوار آلتو و معماری مجسمه وارش مطلبی دارید بگذارید . ممنون
Administer
3 November 2008, 08:17 AM
اگر در مورد آلوار آلتو و معماری مجسمه وارش مطلبی دارید بگذارید . ممنون
سلام دوست عزيز
مشخصات اين معمار برجسته رو ميتويند در متن زير بخونيد.
با تشكر :wubclub:
هوگو آلوار هنريك آلتو:
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.
آلوار آلتو در كورتان ، فنلاند در 3 فوريه 1898 بدنيا آمد در فنلاند معماران و جنگل بانان شخصيت اجتماعي برجسته اي دارند و از طبقات مرفه هستند ، اجداد آلتو جنگل باناني بودند كه از اين رفاه نصيب داشتند . خود التو كودكي اشرا در دهكده اي موسوم به آلارياري در انتهاي گوشه شمال غربي فنلاند كه در پر جمعيت ترين ايالت ايالت فنلاند قرار دارد بسر آورد . از سال 1916 به پلي تكنيك هلسينكي رفت و در سال 1921 فارغ تحصيل شد . او از شاگردان آرماس ليندگرن و لارس سونك بود .
از هنگامي كه آلتو كار را آغاز كرد ، فنلاند تا سال ها دچار عدم آرامش سياسي بود . نخست موضوع استقلال فنلاند پيش آمد كه پس از آن اين كشور تا مدتي كوتاه از آزادي برخوردار بود و سپس دو جنگ پي در پي باز آرامش اين كشور را بر هم زد . هر دو جنگ كافي بود هستي فنلاند را براي هميشه از ميان بردارد . پس از اين دو جنگ خزانه فنلاند تهي شد و براي مرمت كارخانه هاي توليدي كه در جنگ اسيب ديده بودند بودجه اي ناچيز در اختيار بود . خانه سازي به حداقل رسيده بود و اعتباري براي ساختن بناهاي عمومي و موزه ها و ساختمان هايي از اين قبيل كه نشان شكفتگي اقتصادي هر كشور است وجود نداشت . از همين رو در كارهاي نخستين آلتو بناهاي بزرگ و عمومي وجود ندارد . وي كار را در مراحل نخستين جواني آغاز كرد و هنگامي كه هنوز در دانشگاه مشغول به تحصيل بود براي نخستين بار دست آزمود و خانه اي براي والدين خود در دهكده آلاياروي ساخت . اندكي بعد نخستين كليساي خود را در نزديكي يوسكوله بنا نهاد .
به علت شرايط نامناسب اقتصادي بعد از جنگ ، مدت چند سال در سراسر اسكانديناوي ، اروپاي مركزي و ايتاليا سفر كرد و مدت كوتاهي در دفتر برنامه ريزي نمايشگاه گوتنبرگ فعاليت كرد .
اولين دوره معماري حرفه اي او با شركت در نمايشگاه صنعتي سال 1922 آغاز شد ، هر چند كارهاي مختلف ديگري نيز مرتبط به دوره دانشجوئي وي شناخته شده است كه از اهميت خاصي برخوردار هستند .
آلتو در سال 1922 در ژي واس كيلا اولين دفتر كارش را داير كرد و در سال 1925 با آينو مارسيو (1894-1949) ازدواج كرد . آينو مارسيو تا پايان عمر مهم ترين همكار او بود ، خصوصا در كار اداره و مديريت كارخانه توليدي مبلمان چوبي كه به سال 1928 در ارتباط با ساختمان اسايشگاه پايميو تاسيس شده بود ، نقش وي موثري داشت.
نمونه كارهاي ايشون:
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.
****براي دريافت اطلاعات بيشتر ميتونيد به اينجا (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.)مراجعه فرماييد****
اميدوارم كه مفيد واقع شده باشه. :wink:
Archi.AtishParish
3 November 2008, 08:49 AM
اگر در مورد آلوار آلتو و معماری مجسمه وارش مطلبی دارید بگذارید . ممنون
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.سلام دوست عزیز ... خیلی خوش اومدین
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.کلیک کنید هوگو آلوار هنريك آلتو (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.)
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.دوست گل لطفا از این به بعد در خواست هاتون رو در تاپیک مخصوص به درخواست ها مطرح کنید
موفق و پیروز باشید ... بهترین ها رو براتون ارزو می کنملینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.
(لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.)
google
5 November 2008, 12:48 PM
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.
شركت Hariri & Hariri در سال 1986 به وسیله گیسو و مژگان حریری تاسیس شد. این دو خواهر و شریک، همكاریشان را در عرصه معماری، خیلی زود و زمانیكه هنوز دانشجو بودند با كار بر روی مسابقات مختلف و مباحث تئوری آغاز نمودند.
كاربرد خلاقانه و نوآورانه مصالح، درك روشن از نور و فضا، رویكردی مداوم و پایدار در تمامی پروژههایشان بوده است. در كارهای آنها، حقیقت شاعرانه شرقی و فرهنگ ایرانی به صورتی کلی نگرانه به زندگی و بخصوص به معماری بوده است، انعكاس یافته و نتیجه آن هم فضاهای جالبی میباشد كه با استفاده متضاد از مصالح، خلق شدهاند.
آنها در كنار طراحی معماری، به طراحی مبلمان به عنوان محصول جانبی فضاهایی كه خلق كردهاند نیز میپردازند. خواهران حریری در مسابقات زیادی شركت كرده و جوایز بسیاری دریافت نمودهاند و آثارشان در نشریات مختلف به چاپ رسیده است:
برنده جایزه كنگره معماران جوان در سال 1990.
برنده مسابقه 40under40، یكی از گروههای دعوت شده برای شركت در جشنواره خانهسازی شهری در هلند.Architectural Record كار آنها را در مسابقه «آینده دارد میآید»، در دسامبر 1999، به عنوان یكی از دیدگاههای استثنایی برای هزاره جدید، در نمایشگاهی كه در گالری مكس پروتچ نیویورك برپا كرده بود، به نمایش گذاشت.
بلوك دیجیتالی حریریوحریری در مسابقه ساعتچی و ساعتچی كه با عنوان «جایزه سال 2000 نوآوری در ارتباط» برگزار شد، در جمع كارهای انتخاب شده برای مرحله پایانی قرار گرفت.
آنها در كتاب خود با عنوان WORK IN PROGRESS تجربیاتشان را در زمینه موارد مهمی كه طراحی و تمرین معماران را تحت تاثیر قرار میدهد، بیان كردهاند.
گیسو حریری در سال 1956 در ایران متولد شد. لیسانس معماری را از دانشگاه كرنل در سال 1980 دریافت نمود. همزمان با تحصیل در دانشگاه، در برنامهای مطالعاتی در زمینه معماری هلند و خانهسازی مدرن به همراه پروفسور گریگوری لسنیكوفسكی شركت جست. پروژههای دانشجویی او در گالری فیلیپه بونافونت در سانفرانسیسكو به نمایش درآمدند و در مجله معماری دانشگاه كرنل نیز به چاپ رسیدند. زمانیكه در سانفرانسیسكو بود با دفتر جنینگز و شتوت همكاری داشت، در نیویورك هم به عنوان معمار طراح در دفتر مشاورین پلسيگل مشغول به كار بود.
از سال 1987، گیسو زمانی را نیز به تدریس اختصاص داده است تا بر اهمیت دوره آكادمیك و فلسفی ضمن تجربه حرفهای تاكید نماید. او به عنوان استادیار رشته معماری در دانشگاه كلمبیا و منتقد در دانشگاههای كرنل، مكگیل و مدرسه طراحی پارسونز به تدریس و سخنرانی پرداخته است. چندین انستیتوی معتبر و انتشارات سرشناس به دنبال گیسو بودهاند تا از وی در هیات داوری اعطای جوایز سالانه خویش استفاده نمایند:
جوایز طراحی انجمن معماران آمریكا
جوایز طراحی سالانه I.D
مژگان حریری در سال 1958 در ایران متولد شد. لیسانس معماری خود را در سال 1981 از دانشگاه كرنل دریافت نمود. او نیز همانند خواهرش، ضمن تحصیل، در برنامه مطالعاتیای كه در هلند انجام میگرفت شركت داشت. در سال 1981، به واسطه دستاوردهای ارزشمندی كه ضمن مطالعاتش برای دریافت فوقلیسانس داشت، موفق به دریافت جایزه الكساندر اشویلر شد. مژگان، طراحی شهری را با راهنمایی كالین راو ادامه داد و در سال 1983 فوقلیسانس معماری خود را با گرایش طراحی شهری از دانشگاه كرنل دریافت نمود. تا زمان تاسیس دفتر حریری و حریری در سال 1986، در شركت جیمزاستوراتپلشك و شركا در نیویورك مشغول به كار بود.
منبع سایت رسمی دفتر حریری و حریری
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.
خانه آبی واقع در ساحل میامی (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.)
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.
موزه هنر کره ای.آمریکایی (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.)
برگرفته از معماری نور
google
5 November 2008, 12:59 PM
هوشنگ سيحون
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.
معمار مقبره ها و يادها
مهندس هوشنگ سيحون، معمار و طراح
متولد سال ۱۲۹۹ تهران
فارغ التحصيل دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران
دانش آموخته دانشكده هنرهاى زيباى پاريس (بوزار) درمعمارى
رئيس دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران يك دوره
تدريس معمارى در دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران
عضو انجمن شوراى ملى باستان شناسى، شوراى عالى شهرسازى، شوراى مركزى تمام دانشگاههاى ايران و كميته بين المللى «ايكوموس» (وابسته به يونسكو) پيش ازانقلاب
چاپ ۳ كتاب «معمارى سيحون» ، «نگاهى به ايران (نقاشى هاى سياه قلم) و (نيم قرن آثار معمارى ونقاشى سيحون)»
برگزارى نمايشگاهى مشترك با« پابلوپيكاسو » و « سالوادور دالى» در
«ماساچوست» آمريكا ۱۹۷۲
شهروند افتخارى فرانسه
تهيه فيلمى درباره آرامگاه بوعلى سينا به كارگردانى اميرشمخانى
داراى نمايشگاه دائمى در كلكسيون دانشگاههاى هاروارد، ام آى تى، دانشگاه واشنگتن و بركلى
طراح و اجراى تعدادى از مهم ترين بناهاى يادبودى و صنعتى و شخصى درايران مانند آرامگاه بوعلى سينا (همدان)، مقبره عمرخيام نيشابور، مقبره و موزه نادرشاه (مشهد)، مقبره كمال الملك، بانك سپه تهران و...
محمد شمخانى: تظاهرات معمارى مدرن و معاصر ايران آنقدر پراكنده و پوسته پوسته است كه خيلى راحت نمى توان به صورت بندى آن پرداخت و از دوره يا دوره هاى مشخص سخن گفت. با استناد به همين آثار و آفرينه هاى جسته و گريخته و با نيت و درك و دريافتى تاريخى و تقويمى از اين خط سير نامنظم، اما كسانى آمده اند و آن را به ادوارى كوتاه برگردانده اند و تفسيرى از آن ارائه داده اند. به مدد چنين تفاسيرى است كه مى توان مهندس» هوشنگ سيحون «را يكى از سرآمدان معمارى معاصر ايران و يكى از هنرمندانى دانست كه در دوره اى خاص خوب درخشيده است.
دوره اى را كه سيحون درآن به آفرينش بناهاى يادبودى و يادواره اى مى پردازد، مهندس« نادر اردلان »در دانشنامه ايرانيكا، دوران « پيدايش نمادهايى از يك هويت ملى روزافزون» مى نامد و بناهاى خلق شده درآن را كه« تصاوير گذشته اى افتخارآميز مانند آرامگاههاى نوبنياد يا بازسازى شده دانشمندان، شاعران و قهرمانان ملى » و... به شمار مى آمدند « اغلب كوچك و با طرح هايى هنرمندانه »و اجراهايى خوب برمى شمارد كه « گواه تحصيلات طراحان ايرانى در پاريس قبل ازجنگ » جهانى دوم به حساب مى آيد.
نخستين اثرى كه مهندس سيحون ازخود به جا گذاشته ، آرامگاه بوعلى سيناى همدان است كه طرح آن در ۲۵سالگى و هنگام تحصيل در دانشكده هنرهاى زيباى پاريس (بوزار) ارائه مى دهد و درمسابقه اى كه « انجمن آثار ملى» آن زمان به مناسبت بزرگداشت هزاره بوعلى سينا از سوى يونسكو برپا مى كند، جايزه اول را به دست مى آورد. جايزه اى كه ساختن مقبره بوعلى سينا بود و ساختمانى كه در ۲۸ سالگى او آغاز و در سى سالگى اش به پايان رسيد. وقتى سال گذشته و در يك گفت وگوى اختصاصى از مهندس سيحون پرسيدم كه : « چطور آن همه عبارت پراكنده ونمادها ونمودهاى تاريخى هم روزگار را دريك ساختار پلى فونيك گنجانديد، كه در نهايت از آن يك صداى اركسترال و هماهنگ به چشم و گوش بيننده برسد؟ » اوپاسخ داد: « آرامگاه بوعلى تنها يك آرامگاه يا مقبره نيست، بلكه آرامگاه يا مقبره جزئى ازكل است كه يادبود بوعلى است. من خواسته ام با عوامل و عناصر معمارى چه از نظر شكلى وچه از نظر عددى ، از راه نماد و سمبل، شخصيت بوعلى را بيان كنم. و اين موضوع در ايران يا ساير جاها معمول نبوده است. شكى نيست كه براى هماهنگ كردن اين عناصر ممارست و پيگيرى ومطالعه فراوان لازم است كه در موقع خود سعى كرده ام كوتاهى نكنم. پس با يك نوع دانش فراگير در تركيب و تلفيق اين عناصر كوشش خود را به كار برده ام تا چيزى به دست بيايد كه در برابر ديد شما است. اين را هم بگويم كه در تمام كارهايم جزئيات ، هر قدر بى اهميت ،از ذهن من دور نبوده و به فراموشى سپرده نشده است ».
در اين گفت وگوى طولانى كه قرار بود در كتابى بيايد مهندس سيحون در پاسخ به پرسشى كه از او درباره توصيف چشم انداز كلى آثار نوستالژيك اش مى كنم، چنين مى گويد:« بارها و بارها به هنرجويان خودم كه در حقيقت ياران هنرى من هستند گفته ام: ما از دو هزار و پانصد سال پيش تا به امروز پيشكسوتانى داشته ايم كه براى ما بى اندازه گرامى و محترمند. رسالت، به ما حكم مى كند كه امروز كارهايى را كه در عالم معمارى وهنر از هر نوع انجام مى دهيم عميقاً در جايگاهى باشند كه درمقابل اين پيشكسوتان خجل و شرمنده نباشيم. بنابراين با تمام وجود وعشق بى پايان دست به كار شويم تابه نتيجه مطلوب برسيم. به اين كارها كه نام برديد(آرامگاه بوعلى سينا، خيام، كمال الملك، نادرشاه و...) با خاطراتى پر از شور و هيجان نگاه مى كنم و به نظرم مى رسد كه چقدر نگفته ها دارم كه بايدگفته مى شد و افسوس كه نيمه كاره ماند. در پديد آوردن اين كارها هدفم ابداً تقليدگذشته نبوده است، بلكه روح و جان ايران مطرح بوده است كه با ابزار امروزى بايد شكل مى گرفت وخودنمايى مى كرد.»
او همچنين به اين پرسش كه « اگر مى خواستيد با همان روحيه به معمارى بپردازيد و مجبور به ترك ايران نمى شديد، پروژه بعدى تان چه بود وچه مى توانست باشد؟ » چنين پاسخ مى دهد:« در پاسخ اين سؤال بايد بگويم كه موضوع يا پروژه خاصى مورد توجهم نيست. اما آنقدر ايده ها و حجم ها و شكلهاى متعدد در ذهنم مى جوشد و در حركت است كه گفتنى نيست و متأسفم چرا امكان پياده كردن آنها روى خاك كشورم مقدور نيست. حيف و صدحيف. »
اين اواخر و بعد از دو دهه سكوت و سردرگمى، پيشنهادهايى دوباره به مهندس سيحون شد كه به ايران بازگردد و به طراحى و اجراى آثار مونومنتال ديگرى بپردازد كه او هرگز قبول نكرد و فكر كردن به ايران در غربت را به كلنجار رفتن درخاك كشورش ترجيح داد. يكى از آن پروژه هايى كه خود من واسطه پيشنهاد آن به اين مهندس ارجمند شدم، پيشنهاد طراحى موزه اى با روحيه ساختمانى آرامگاه بوعلى سينا در همدان بود كه پذيرفت و اجراى آن را مشروط به نظارت من بر حسن اجراى طرح كرد، كه اين بار پيشنهاددهندگان نپذيرفتند و بهانه آوردند!
وقتى از مهندس سيحون پرسيدم كه« آيا هنوز خودتان را به لحاظ عاطفى يك شهروند ايرانى مى دانيد يا نه؟ و آيا هنوز تحولات فرهنگى و هنرى و اجتماعى اين كشور برايتان مهم و جالب هست يا نه؟ »او در پاسخ به اين آخرين پرسش ام چنين مى گويد:« افتخار مى كنم كه ايرانى هستم و افتخار مى كنم كه درموقع تولد، ايران عزيز به من اين امكان را داده است كه پايم را روى خاك مقدسش بگذارم. هيچ گله اى از هيچ كس ندارم و مى دانم بى مهرى ها قطعاً از روى عدم آگاهى نسبت به درون و ضمير من بوده است.
تمام تحولات فرهنگى و هنرى و اجتماعى كشورم دقيقاً مورد توجهم مى باشند. كوچكترين تصرف، كوچكترين ناملايمتى، كوچكترين خرابى نسبت به آثار ايران آنچنان تأثير نامطلوبى در قلبم مى گذارد كه قادر به بيان آن نيستم.
بعضى دخل و تصرفات در آثار اصفهان و يزد و ساير شهرها كه پر از شاهكارها هستند شديداً مرا متأثر و متأسف مى كند. به طورى كه حس مى كنم يك قسمت از وجود ايرانم را مجروح كرده اند و زخم زده اند. به هر حال خودم را فدايى آن سرزمين مى دانم و برايش آرزوى پيشرفت و بارورى دارم. »
يك بخشى از شهرت مهندس سيحون هم به نقاشى ها و به ويژه طراحى هاى او برمى گردد. نقاشى هايى كه به نوعى از مينياتور آغاز شده و در نهايت نيز بدان رسيده است. ماجراى اين « فرگشت » را من در نقدى بر آثار او آورده ام و اينجا مجال پرداختن به آن نيست. يكى از مهمترين رويدادها در زندگى هنرى مهندس سيحون كه دائم روى آن تأكيد مى شود، نمايشگاه هاى مشترك سيحون و پابلو پيكاسو غول هنر قرن بيستم است. در نخستين نمايشگاه مشترك اين دو هنرمند كه در سالهاى دهه پنجاه در تهران و در گالرى دولتى« مهرشاه » برگزار مى شود، تنها يك بشقاب سراميك خريدارى شده از آثار پيكاسو به نمايش درمى آيد و باقى آثار مربوط و متعلق به سيحون است. برگزارى چنين نمايشگاه به اصطلاح مشتركى و آن هم با چنين عنوانى شايد در تاريخ هنر جهان بى سابقه بوده باشد! داستان نمايشگاههاى مشترك سيحون وپيكاسو به همان نمايشگاه معروف ختم نمى شود و بار ديگر در ماساچوست آمريكا و اين بار با همراهى آثارى از سالوادور دالى برگزار مى شود. در اين نمايشگاه انگار برخى از منتقدان آمريكايى چنان كه مى گويند از كلاف هاى سردرگم سيحون و بافه هاى خط او استقبال مى كنند و از آنها به عنوان آثارى با ارزش و به ياد ماندنى ياد مى كنند.
و اما مهندس هوشنگ سيحون در سال ۱۲۹۹ و در خانواده اى اهل موسيقى به دنيا مى آيد.
پدر بزرگ او« ميرزا عبدالله » بنيانگذار موسيقى سنتى و معروف به پدر موسيقى سنتى ايران بوده است و مادرش (مولود خانم) از نوازندگان تار و سه تار و معلم زنده ياد« احد عبادى »كه دايى سيحون به حساب مى آيد. او بعد از راهيابى به دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران استعداد خود را از نقاشى به معمارى توسعه مى دهد و به دعوت « آندره گدار» (رئيس اداره باستان شناسى وقت ايران) براى ادامه تحصيل راهى پاريس و دانشكده هنرهاى زيباى پاريس (بوزار) مى شود و حدود ۳ سال تحت تعليم « اوتلو زاوارونى » به تكميل دانش معمارى خود مى پردازد و در سال ۱۹۴۹ به درجه دكتراى هنر مى رسد.
مهندس سيحون بعداز طراحى و اجراى آرامگاه بوعلى سينا (همدان ) پروژه هاى زيادى را طراحى و اجرا مى كند كه از جمله آنها مى توان به مقبره عمرخيام (نيشابور)، مقبره كمال الملك (نيشابور)، مقبره و موزه نادرشاه افشار (مشهد)، مجلس شوراى ملى ، موزه توس (مقبره فردوسى )، كارخانه نخ ريسى كوروس اخوان، كارخانه آرد مرشدى ، سازمان نقشه بردارى كل كشور ، بانك سپه (توپخانه )، مجتمع آموزشى ياغچى آباد ، سينما آسيا، سينما سانترال ، كارخانه كانادادراى (زمزم فعلى ) در تهران و اهواز ، كارخانه يخ سازى كورس اخوان و حدود ۱۵۰ خانه و ويلاى خصوصى براى شخصيت هاى مشهور آن زمان اشاره كرد كه تقريباً همه به اقتضاى كانسپتى كه داشته اند از مصالح ساده و مقاوم محلى تشكيل شده اند و آموزه هاى كلاسيك بوزار پاريس در آنها پياده شده است.
سيحون همچنين در طول آن سالها عضو شوراى ملى باستان شناسى ، شوراى عالى شهرسازى، شوراى مركزى تمام دانشگاههاى ايران و كميته بين المللى
« ايكوموس» (Icomos) بوده و به مدت ۱۵ سال مسؤوليت مرمت تمام بناهاى تاريخى ايران را برعهده داشته است.
از ديگر مسؤوليت هاى مهم اين معمار و مهندس ايرانى، يكى هم رياست دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران در يك دوره و سالها تدريس معمارى دراين دانشكده بوده است كه در آن دوره شاگردان به نسبت موفقى تربيت مى شود.
مهندس هوشنگ سيحون بيش از دو دهه است كه در ونكوور (كانادا) زندگى مى كند و در آنجا به طراحى و نقاشى و تعليم هنر مشغول است و هر از گاهى بزرگداشتى از سوى برخى مجامع خصوصى و دولتى و دانشگاهى خارج از كشور براى او برگزار مى شود.
منبع سایت عاواد
google
5 November 2008, 01:03 PM
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.
پیرنیا ، محمدکریم ، از استادان برجستة معماری سنتی ایران و پایه گذار نگرش نوین به فرهنگ و تاریخ معماری ایرانی ـ اسلامی . وی در 1299 ش ، در یزد، در خانواده ای اهل علم به دنیا آمد. پدرش میرزا صادق خان نائینی ــ پزشک حاذق و شیمیدان نامی ، و از خوشنویسان و هنرمندان چیره دست نائین که به یزد تبعید شده بود ــ و مادرش حشمت الملوک رحیمی دختر محمدحسین خان رحیمی ، از خانوادة خوانین یزد، بود (مسرت ، ص 17). تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به پایان برد و در 1319 ش ، در زمرة نخستین دانشجویان دانشکدة هنرهای زیبای دانشگاه تهران ، در رشتة معماری به تحصیل پرداخت . فضای حاکم بر دانشکدة هنرهای زیبا در آن سالها، به پیروی از دیدگاههای آندره گدار ، رئیس دانشکده ، سیرو ایرانشناس فرانسوی و چند استاد فرانسوی دیگر، فضایی اروپایی بود، و معماری سنتی ایران کاملاً مهجور بود (پیرنیا، 1364 ش ، ص 3) و این امر با دیدگاه ایرانی ـ اسلامی پیرنیا که در یزد، کانون معماری اصیل ایرانی ، شکل گرفته بود، ناهمخوانی آشکاری داشت . ازینرو در 1324 ش تحصیلات دانشگاهی را نیمه تمام رها کرد و به منظور کسب دانش ، به محضر استادانی چون ابوالقاسم صابری ، معارفی ، و حسینعلی معروفی شتافت که به قول پیرنیا، هریک «به اندازة دانشگاهی ، علم و هندسه و هنر داشتند» (همانجا).
پیرنیا در پی ترک دانشگاه و با هدف احیای میراث معماری کهن و اصیل ایرانی ، با سمت مسئول دفتر فنی وزارت فرهنگ ، به کار طراحی و ساخت مدارس ارزان قیمت اما محکم و زیبا در تهران و شهرستانها پرداخت که آن تعداد از آنها که باقی مانده اند، با کتیبه ای کاشی که بر سردر آنها نقش بسته قابل شناسایی است (همانجا). طرح احداث این مدارس (بیش از سیصد مدرسه ) که طی هجده سال (1332ـ1350ش ) تداوم یافت ، بعدها از طرف یونسکو به عنوان نمونة مدارس ارزان قیمت ، برای کشورهای جهان سوم معرفی شد. همچنین متولیان اصل چهار ترومن براساس این طرح به احداث چندین مدرسه در سراسر جهان پرداختند (مسرت ، ص 19ـ20). پیرنیا در 1344 ش معاون ادارة کل ابنیة تاریخی وزارت فرهنگ و هنر شد و یک سال بعد در پی تأسیس سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ، معاونت فنی آن سازمان را عهده دار گردید که تا 1360 ش (زمان بازنشستگی ) در آن مقام باقی ماند ( اثر ، ص 2).
مجموعة فعالیتهای پیرنیا از 1324 تا 1360 ش در دو محور مشخص به انجام رسید؛ نخست ، طراحی و ساختمان سازی و دیگر، تحقیق جدی در زمینة معماری سنتی و شیوه های مرمت و نگهداری بناهای اسلامی ایران ، و اقدامات عملی در این زمینه که مهمترین و ارزشمندترین بخش فعالیتهای وی را تشکیل می داد و حاصل آن دهها مقالة تحقیقی مختلف دربارة معماری ایران و هنرهای وابسته به آن و نیز مرمت صدها ساختمان و بنای قدیمی است (پیرنیا، 1364 ش ، همانجا). همچنین ، وی از 1344 ش به بعد، همراه با وظایف و مسئولیتهای دولتی ، به تدریس معماری سنتی ایران با تحلیلهای علمی در دانشکدة هنرهای زیبای دانشگاه تهران و دانشکده های معماری دانشگاههای ملی (شهید بهشتی )، فارابی ، علم و صنعت ، پردیس اصفهان و دیگر مؤسسات معماری اشتغال داشت که تربیت گروه زیادی از مهندسان و معماران آشنا به معماری سنتی و اصیل ایران ، حاصل آن است (مسرت ، ص 20؛ اثر ، همانجا). آشنایی پیرنیا با معماری سنتی ایران در تمامی ابعاد آن اعم از مصالح ، سازه و شیوه های ساخت وساز بنا و برپایی شهرها و روستاها او را در زمرة استادان برجسته و منحصر به فرد معماری سنتی ایران و یکی از پایه گذاران مرمت و احیای آثار تاریخی کشور طی نیم قرن اخیر قرار داد، آنچنانکه به دریافت لوح افتخار از سوی سازمان میراث فرهنگی کشور، عضویت افتخاری در فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران و کسب دکترای افتخاری از دانشگاه تهران (1373ش ) نایل آمد (مسرت ، ص 22).
افزون بر معماری ، که حوزة تخصصی پیرنیا محسوب می شد، او در ادبیات ، نقاشی ، خوشنویسی و موسیقی نیز دستی داشت و نظریة معروفش دربارة «چهار اصل مشترک هنرهای ایرانی ـ اسلامی » ( رجوع کنید به سطور بعد) نیز از همین آشنایی با دنیای متنوع فرهنگ و هنر ایرانی ـ اسلامی ، نشأت می گرفت . وی همچنین به زبانهای عربی و عبری احاطه داشت ، زبان فارسی پهلوی را بخوبی می دانست و با خط میخی نیز آشنا بود (همان ، ص 25).
پیرنیا در نهم شهریور 1376، پس از یک دوره بیماری طولانی ، درگذشت و در دانشکدة معماری دانشگاه یزد به خاک سپرده شد ( اثر ، همانجا).
نظریات نوین پیرنیا در معماری ایرانی ـ اسلامی . تحقیقات گستردة پیرنیا در خصوص معماری ایرانی ، بویژه معماری ایرانی ـ اسلامی ، به طرح نظریات نوینی دربارة معماری ایرانی انجامید که جملگی در تألیفات متعدد وی منعکس است . «اصول چهارگانة هنرهای ایرانی ـ اسلامی » از جمله معروفترین نظریات اوست که به زعم وی ملاک «اسلامی » بودن هنر به شمار می رود (پیرنیا، 1364ش ، ص 4). این چهار اصل که پیرنیا، به تبع تخصص خود، کاربرد آنها را بیشتر در بخش معماری مورد توجه قرار داده است ، عبارت اند از: مردم واری یا مردم داری که همان رعایت مقیاسهای انسانی به شکل مطلوب و براساس رفع نیازهای انسانی است (همو، 1355ش ، ص 62)؛ خودبسندگی ، به مفهوم حداکثر استفاده از امکاناتِ در دسترس و مصالح «بوم آورد» (همو، 1364ش ، ص 5؛ برای نمونه مسجد بسیار کهن «فَهْرَج » در استان یزد)؛ پرهیز از بیهودگی ، به معنای دوری از افزوده های غیرضروری (به زعم وی ، در معماری اسلامی ، حتی مواد و مصالح تزیینی نیز با هدف تزیین مورد استفاده قرار نگرفته است رجوع کنید به همان ، ص 6)؛ درونگرایی که بیش از سه اصل دیگر، تأثیرات مذهب را نمایان می سازد. به گفتة وی ، «درون گرایی و کشش معماران ایرانی به سوی حیاطها و پادیاوها ] = جایگاه شستشو [ و گودال ، باغچه ها و هشتیها و کلاه فرنگیها که شبستانها و نهانخانه های عشرت را گرداگرد خود گرفته و محیطهای دلکش و خودمانی به وجود آورده ، از دیرباز جزو منطق معماری ایران بوده است » (همو، 1352ش ب ، ص 56). «باغها نیز از همین امر تبعیت کرده و معمولاً دورتادور آن با دیوار محصور بوده است » (همو، 1371ش ، ص 286).
چهار اصل فوق را، اصل دیگری تکمیل می کند که به زعم پیرنیا، مختص معماری ایرانی ـ اسلامی است . این اصل که وی آن را «نیارش و پیمون » می نامید، معمار ایرانی را در هر سه مرحلة اساسی معماری یعنی طرح و محاسبه و اجرا، به بهترین نحو یاری می کرد. نیارش به معنای عوامل نگهدارنده بنا، عبارت است از «مجموعة امور محاسباتی و استاتیکی به انضمام مصالح شناسی و استفاده از مناسبترین و کمترین مصالح » («ناشناخته تر از آنچه بود»، ص 10). پیمون ، ضوابطی است که به منظور تعیین و حفظ تناسب بین اجزای بنا رعایت می شد (همانجا). «پیروی از پیمون ، هرگونه نگرانی معمار را دربارة نازیبایی یا نااستواری ساختمان از میان می برده است » (پیرنیا، 1355ش ، ص 65).
«سبک شناسی معماری ایران »، دیگر نوآوری پیرنیا برای بازشناسی هویت معماری ایرانی است . وی بر آن بود که انتساب نامهایی چون مغولی و تیموری و قراقوینلو به سبکهای مختلف معماری ایرانی ، تفکیک بناهای ساخته شده به یک سبک در ادوار مختلف تاریخی را دشوار می سازد و رفع چنین مشکلی در گرو تعیین نامهای منطقی و مناسبی است که شناخت سبک شناسی معماری ایرانی را بسهولت میسر سازد. ازینرو، وی به پیروی از سبک شناسی شعر فارسی ، سبکهای معماری ایرانی ـ اسلامی را از طریق انتساب به زادگاه آنها، به چهار دستة خراسانی ، رازی ، آذری و اصفهانی تقسیم کرده است (همو، 1347 ش ، ص 44).
توجه به اصول شهرسازی ایرانی ، بویژه دو اصل «رون » (توجه به جهت ) و «پنام » (عایق ، آفتابگیر) و نظریاتی دربارة «ارمغانهای ایران به جهان معماری » از دیگر نوآوریهای پیرنیا در زمینة پژوهش در خصوص معماری ایرانی ـ اسلامی به شمار می رود. به گفتة وی ، گنبد، زادة نبوغ ایرانی و انتقال آن به مغرب زمین موجب تحول چشمگیری در معماری آن سامان بوده است (1352ش الف ، ص 3،7). «پادیاو»، دیگر عنصری است که به زعم پیرنیا، از «ارمغانهای ایران به جهان معماری » است ( رجوع کنید به همو، 1353ش ، ص 25ـ31).
توجه به همبستگی میان معماری اصیل ایرانی با ردیفهای موسیقی دستگاهی ، از دیگر نکته سنجیهای پیرنیا به شمار می رود. میدان نقش جهان اصفهان ، از جمله مواردی بود که وی در این خصوص بدان مثال می زد («ناشناخته تر از آنچه بود»، همانجا). این نظریه گویای همان اصول مشترک چهارگانه ای است که به زعم پیرنیا، هنرهای ایرانی ـ اسلامی واجد آن است (1364ش ، ص 11) و هنرمندان ایرانی ، بیش از سایر هنرمندان مسلمان ، مقیّد به رعایت آن بوده اند (همو، 1371ش ، ص 37).
تأکید پیرنیا بر ضرورت وجود «روح اسلامی » در هنرهای اسلامی و بویژه معماری ، به حدّی بود که پیشنهاد استنباط آیات و احادیث مرتبط با معماری را (توسط علمای دین )، به منظور جلوگیری از بیهوده کاری ، مطرح کرده بود و خود بر آن بود که آیات و احادیث اسلامی ، در طی قرون متمادی ، بر شکل گیری هنرهای اسلامی اثر بسیاری نهاده است (همو، 1364ش ، همانجا). او همواره بر ضرورت تلاش جدی برای رفع انقطاع در معماری اصیل و سنتی ایران ، که از اواسط دوران قاجار به این سو گریبانگیر آن شده بود و نقاشی و ادبیات و موسیقی را هم دربر می گرفت ، تأکید می ورزید (همان ، ص 4). قابل استفاده و روشمند و روزآمد کردن شیوه های معماری کهن و تبدیل آن به درسهای علمی و نظری برای ارائه به دانش آموختگان جدید، گردآوری و ثبت نزدیک به هیجده هزار واژه و اصطلاح اصیل فارسی دربارة معماری سنتی و بومی ایران و بعضاً جایگزینی آنها به جای واژه های بیگانه در دانش معماری امروز (همچون بوم آورد، نکینر، افریز، پیمون ، پنام ، نیارش ، آمود)، حفظ و احیای بسیاری از شیوه های ترسیم و اجرا و آماده سازی بنا و تلاش برای معرفی هنر اسلامی بویژه مکتب هنری ایرانی ـ اسلامی ، از دیگر خدمات ارزشمند پیرنیا بود (مسرت ، ص 32ـ33).
نظریات و آرای پیرنیا دربارة معماری ایرانی ـ اسلامی ، در کتابها، مقاله ها، مصاحبه ها و سخنرانیهایی منعکس است که در فاصلة سالهای 1347 تا 1375 ش تألیف ، تدوین و یا بیان شده است . «سبک شناسی معماری ایران »؛ «در و پنجره در معماری ایران »؛ «بازار ایران »؛ «بادگیر و خیشخان »؛ «مسجد جامع فهرج »؛ «تویزه ـ قوس ـ دور»؛ «خیز و اندام گنبدهای ایرانی »؛ «طاق ، گنبد»؛ «بیماری بولوار»؛ «خانه های خدا در ایران زمین »؛ «ارمغانهای ایران بجهان معماری : گنبد، پادیاو، جناغ و کلیل »؛ «مردم واری در معماری ایران »؛ «معماری مساجد ایران ، راهی به سوی ملکوت »؛ «خانة ایرانی »؛ «باغهای ایرانی »؛ «شهرسازی و معماری سنتی ایران »؛ راه و رباط (با همکاری کرامت الله افسر) و آشنایی با معماری اسلامی ایران عمده ترین آثار وی به شمار می آیند ( رجوع کنید به 1371ش ، ص 389ـ 391؛ نیز برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به مسرت ، ص 28ـ30).
به مجموعة فوق ، باید فهرستی از خدمات ارزندة وی در خصوص مرمت صدها ساختمان و بنای قدیمی را افزود که از آن جمله اند: مرمت کتیبة سردر آستانة حضرت عبدالعظیم در ری ، مرمت صندوق کاشی مزار حضرت معصومه در قم ، مرمت بارگاه حضرت ابوالفضل در کربلا، مرمت کتیبة مسجدجامع بروجرد و کشف (یا به گفتة خود وی : معرفی ) مسجد فهرج (پیرنیا، 1364 ش ، ص 3؛ مسرت ، ص 20).
منابع : اثر: فصلنامة علمی ، فنی ، هنری ، ش 28 (1376ش )؛ محمدکریم پیرنیا، آشنایی با معماری اسلامی ایران : ساختمانهای درون شهری و برون شهری ، تدوین غلامحسین معماریان ، تهران 1371ش ؛ همو، «ارمغانهای ایران بجهان معماری : گنبد»، هنر و مردم ، سال 12، ش 136 و 137 (بهمن و اسفند 1352 الف )؛ همو، «ارمغانهای ایران بجهان معماری : پادیاو»، هنر و مردم ، سال 12، ش 139 (اردیبهشت 1353)؛ همو، «استاد مهندس کریم پیرنیا و اصول معماری سنتی ایران » (مصاحبه )، کیهان فرهنگی ، سال 2، ش 3 (خرداد 1364ش )؛ همو، «بناهای تاریخی هر کشور در حکم شناسنامه های فرهنگی است »، هنر و معماری ، سال 5، ش 17 (فروردین ـ خرداد 1352 ب )؛ همو، «سبک شناسی معماری ایران »، باستان شناسی و هنر ایران ، ش 1 (زمستان 1347)؛ همو، «مردم واری در معماری ایران »، فرهنگ و زندگی ، ش 24 (زمستان 1355)؛ حسین مسرّت ، «لبریز از دانش و هنر، پرهیز از غوغا و هیاهو: زندگی ، آثار و خدمات زنده یاد استاد محمدکریم پیرنیا»، فرهنگ یزد ، سال 1، ش 2 و 3 (بهار و تابستان 1378)؛ «ناشناخته تر از آنچه بود: به یادبود استاد محمد کریم پیرنیا، پیر معماری ایران »، همشهری ، سال 5، ش 1352، 19شهریور 1376.
google
5 November 2008, 01:22 PM
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.
کامران طباطبايی ديبا از معماران صاحب سبک در معماری مدرن و معاصر ايران است که همه ی علاقه مندان به هنر، در اين سرزمين، با سازه های معروف او ( موزه هنر های معاصر تهران ، فرهنگستان و پارک نياوران ، فرهنگسراو پارک شفق و...) آشنا هستند. ديبا پسرعموی ملکه ی سابق ايران ( فرح ديبا ) نيز هست.
متولد سال ۱۳۱۷ تهران
فارغ التحصيل رشته معمارى و شهرسازى دانشگاه هاروارد واشنگتن۱۹۶۳
شركت در نمايشگاه نقاشى بى ينال ونيز ۱۹۶۱
شركت درنمايشگاه نقاشى بى ينال پاريس ۱۹۶۳
برپايى نمايشگاه نقاشى در گالرى رئاليته آمريكا ۱۹۶۲
شركت در دومين كنگره معمارى ايران ۱۳۵۱
بنيانگذار دفتر مهندسين مشاور داض (قبل ازانقلاب)
شركت درمسابقه معمارى بنياد آقاخان و دريافت جايزه به خاطر معمارى شهرك شوشتر
طراحى و اجراى آثارى چون موزه هنرهاى معاصر تهران، پارك و فرهنگسراى شفق، دفتر مخصوص ملکه ایران، پارك وفرهنگسراى نياوران، منزل مسكونى (موزه) پرويز تناولى، نمازخانه جنب موزه فرش، مسجد جندى شاپور، شهرك شوشتر، ويلاى «پيرونه» (اسپانيا)، ويلاى «اسپارتينا» (اسپانيا) و چندين اثر ديگر در ايران و اروپا و آمريكا ۱۳۸۳- ۱۳۴۵
اقامت دائمى در اسپانيا در سال هاى پس ازانقلاب
يكى از مراكز فرهنگی و هنرى كه در چندسال اخير بسيارمورد توجه و بازديد قرار گرفته و رفته رفته به كاربرى اصلى خود نزديك شده، موزه هنرهاى معاصر تهران است كه بخش بزرگى از جذابيت آن، به بناى ماندگار آن مربوط مى شود.
اين ساختمان در تهران خويشاوندان ديگرى نيز دارد كه با كمى دقت از ساير سازه هاى مطرح و معروف متمايز مى شود.
"دفتر مخصوص " ملکه ی ایران در سال هاى پيش از انقلاب، فرهنگسراى نياوران و منزل (موزه) «پرويز تناولى» (درنياوران) از ديگر بناهايى هستند كه خيلى سريع و با صراحت هم خونى خود را با موزه هنرهاى معاصر بازگو مى كنند. بالان بناهاى نامبرده و پايين همه آنها تنها نام و امضاى يك نفر وجوددارد، كه آن هم «كامران ديبا» ازمعماران مدرن ايران و يكى از چهره هاى شاخص نسل دوم معمارى معاصر ماست.
لازم به ذکر است که در چند سال اخیر اکثر کارهای این معمار زبر دست ایرانی و تحصیل کرده تحریف شده است که این موضوع باعث شده تا گاه و بی گاه کامران دیبا انتقادهای شدیدی نسبت به اخلاق در معماری ایرانی داشته باشد.
برگرفته از کافه دیزاین
archi_arch
18 November 2008, 07:49 PM
خود شناسي زاحا حديد (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.)
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.
خودشناسي ايشان با نقل يک حکايت آغاز ميشود.در روزگاران پيش از اين، آهنگري چيرهدست ميزيست،که در حرفهاش بسيار توانا وبينظير بود. مهارتش زبانزد عام وخاص بود وکسي را ياراي هماوردي با وي نبود. پيچيدگي مدلها و طرحهاي ناممکن، مانع از توفيق وي نبود و سختي فولاد، در دستهاي پر توانش چون موم مينمود. در کارگاه آهنگري وي، دو جوان باهوش، به شاگردي استاد شدند تا نزد او، فن و هنر آهنگري را فرا گيرند، و استاد نيز، نيک خواهانه، رموز و ظرافت کارها را عيان ميساخت. و با آموزش شاگردانش براي ماندن هنرش اميدوار بود. شاگرداني که براي خود، مرداني بالغ شده بودند. درباره موضوع هديه که استاد ميخواست به آنها بدهد بسيار تامل نمود و براي اينکه انگيزه حسادت در بين آنها نباشد هدايايي يکسان تدارک ديد و در نهايت ظرافت دو جفت پرنده پرداخت نمود و هنگام وداع، هر جفت را به هر دو شاگردش عطا کرد و بدين گونه، لحظه جدايي استاد و شاگردانش پس از صرف نوشيدني و آرزوي سلامتي براي يکديگر فرا رسيد. هر يک از شاگردانش کارگاهي جديد را به راه انداختند اولي، در شروع کار هديه دريافت داشته شده از استاد را همراه با افتخار شايان توجه، در مناسبترين محل کارگاه در معرض ديد قرار داد. براي مراجعين، از مهارت شگفتانگيز استاد خويش نقل ميکرد، و همواره، در هر يک از کارهايش با الگو قراردادن استاد، زيبايي و ظرافتي را که استاد هنگام توليد قطعات مدنظر داشت، تقليد ميکرد.
دومي، برعکس، هديه استاد را ذوب نمود و به پرداخت ساختهاي نو همت گماشت تا بدين وسيله، آن را به نمايش گذارد و در مواجهه با هر آن کس که پاي به آستانه کارگاهش مينهاد، ساخته خويش را هديه استاد معرفي مينمود. او در هنگام آفرينش قطعات به هيچ وجه، سليقه استاد را الگو قرار نميداد و از تقليد، پرهيز مينمود و هر چند که شيوه استاد را شکوهمند ميپنداشت، همواره بر خلاقيت و مهارت هنري خويش پايدار ماند.
واضح است که اولي با تکرار سنت، و قائل به پيشرفت از راه هم چشمي، در خارج از حرکت تاريخ قرار دارد. زيرا گستره تاريخ، نامتحرک نميباشد و همواره سرکش و با شکوه است که در آن واحد، با عبور از فراز و نشيبها، در مسير تکامل به پيش ميرود، امري که ممکن است براي بشر، مايع دلخوشي و عزت يا دلهره گردد. از اين نظر، تاريخ، تکرار هاي محمل را نميپذيرد.
دومي، درست همانند زاها حديد، نمايانگر مدرنيته است که صرفا منحصر به سلسله مراتب زماني نميگردد، بلکه همچنين، در بر دارنده رفتاري متاثر از درک روشن و واقعي است. در نگاهي واضح تر، آنچه که اخيرا نوشته شده، يا آنچه که به تازگي نقاشي شده است، مدرن محسوب نمي شود. بلکه مدرن، حرکت تاريخ را به ماوراي آنچه هست اجازه ميدهد، امري که حکايت از زايش انديشههاي نو يک روز در پاسخ به چالشهاي موجود، مينمايد. پس آثار فرتوت تاريخ گرايان و تجربيات موسوم به نئو رئاليسم، و بناهاي بي حال و تکراري نئو کلاسيسيزم، به هيچ وجه، مدرن به حساب نميآيد.
بايد اذعان داشت که معماري زاها حديد ،با روح زندگي معاصر هماهنگ است .فضاهاي او چونان تازيانه هاي شلاق ،تازگي ابعاد،نگرشي متفاوت به زندگي وبيداري حساسيت هارا به ارمغان ميآورند.
زبان او، مهارت وگيرايي خاص خودش را دارد، و از ناسازگاري ،عدم پذيرش وتقدس، واهمه ندارد. يگانه پيشتاز، در نو آوري عصر حاضر، که پايبند عقيده نمي باشد. زماني ارتباطات در راستاي ارزشهاي پذيرفته شده صورت ميگرفت؛ امروزه، روابط مي توانند با رد قالبهاي از پيش تعيين شده، به گونهاي واقعي تحقق يابند.
توسعه، محور انديشههاي زاها حديد ميباشد چرا که فضاهاي او نمايانگر تغييرات در جوهر اند.
او فردي به شدت پرکار و انعطافپذير و مردمي است، کسي است که متفاوت فکر ميکند و به دنبال کشفيات و رسيدن به حقيقتي است که ايدههاي نو وقالب هاي جديدي را پديد آورد. شخصيت ايشان طوري شکل گرفته که به نوعي هزار تو شباهت دارد، و شايد بتوان اذعان نمود که به سبب حضور پيچيدگي چند گانه درآن، يافتن هر گونه دسترسي به راه"برون رفت"، اهميت خود را از دست داده است. حال آنکه به جاي آن(تلاش براي فرار )، اقدامات عملي موثر درتقويت شناخت خويش، به دريافت شايستگي استعداد زاها حديد، هنگام رفتار در هزار توي مزبور، خواهد انجاميد.
نکته قابل توجه ديگر، تولد زاها حديد در بغداد وتحصيل وي در لندن است که نمايانگر تلاقي، تلفيق و عملکرد دو فرهنگ در ايشان ميباشد. فضاهاي به وجود آمده از طرحهايي که زاها حديد ارايه نموده است، از شخصيت بغرنج و روشن فکرانهي او سرچشمه گرفتهاند و او با رفتار کاملا آزاد و تصميم بزرگ منشانهاش، به کشفي بسيار دقيق در جنبش معماري مدرن نايل آمده است. رفتار زاها حديد همانند باغبان آگاهي
است که از انجام آزمايش براي بالا بردن کيفيت ميوهها دنگ نميکند حتي در بسا مواردي که از حاصل پيوند، به روشني وقوف ندارد اما هنگام در معرض آزمايش، يا مخاطره، گذاشتن مزبور است که، از سوي ديگر، پختگي حرفه اي او، به منظور مشخص نمودن روابط علت و معلولي براي گام نهادن در مسير ايجاد آثار غير منتظره، به نحوي هوشمندانه کنترل مينمايد. او هرگز نقطه پاياني را نميشناخت، چرا که هر نتيجه، و پايان هر مرحله، نقطه آغازي بر تحقيقي به مراتب مخاطره آميزتر خواهد بود و به لا يتناهي اشاره مينمايد. هنگامي که زبان به بن بست ميرسد، تهاجم به بيرون آغاز ميشود عکس العملها به صورت انفجاري بروز ميکند، و از موضعي راديکال، خودش را مورد ترديد و اعتراض قرار ميدهد، بدين ترتيب در برابر شتابي عميق(خلا) متوقف ميگردد به گفتگو درباره خود، با زبان دوم، جايي که در آن، حکومت مطلقه برقرار ميباشد، تداوم مييابد، به نحوي که بي درنگ، وحدت کلام ناپديد ميشود و طرح، خلا اساسي مزبور را به عهده ميگيرد . دو ويژگي مهم :زن بودن وعبور از مرزها ذوق بي چون وچرا ،انگيزش غير قابل تصور ،منزلت والا ،توانايي افسانه اي وآزاديراها حديدفحضور شهرزاد معماري را نداء مي كنند.
انسان شناسي زاها حديد
امروزه بشر براي نيل به اهدافش نيازمند به عناصر مختلفي از جمله ، سرعت وتكثير، سبكي پويايي وحركت ودسترسي سريع با امكانات جديد مي باشد. انسان زاها حديد انساني است كه از بند اجتماع رها شده وبه دنبال راهي سريع براي رسيدن به اهدافش ورهايي از قوانيني است كه اجتماع از گذشته به ارث برده است .
در حقيقت چنين به نظر ميرسد كه امروزه انديشه دكارتي "من ميانديشم پس هستم "به "حضور دارم ،پس هستم "تغيير يافته است،كه اين موضوع باعث جدايي فرد از جامعه مي شود.به فرض مثال تلويزيون ،دنيايي است كه انسان را دز حد پرستش يك بت شيفته ي خود كرده است .
نمونه ي بعدي دنياي انفورماتيك است كه در بايت هاي آن ،در فضايي نزديك به صفر ،ميلياردها آمار واطلاعات ،هدايت وذخيره مي شوند .
بنابراين ،سبكي ،و هم چنين صد البته ،سرعت وتكثير ،ازمشخصه هاي بر جسته ي پايان هزاره ي دوم ميلادي مي باشند .
متن تركيب عباراتي است كه از مراكز فرهنگي متعدداخذ شده اند اما محلي وجود دارد كه چند گانگي هاي موجود در متن ،همگرايي پيدا مي كنندودريك نقطه جمع مي شوند ،محل مزبور خواننده ي متن است ،زاها حديد هم براي به وجود آوردن طرح همين راهكار را پيش مي برد.در كارهايش عظمت انرژي دروني شركت كننده دز ايجاد آثار وپروژه هاي زاها حديد،به خوبي نمايان است.
ايستگاه آتش نشاني شهر دانشگاهي ويترا، در وايل آم راين، بازيله آ(1993-1990)
حضور طرح، در محدوده اي مركب از كارخانههاي سرپوشيده، كاملا برجسته است، به ميزاني كه، همانند مجموعهاي از نيروهاي ديناميكي، به نحوي گويا، سيماي ظاهري و ارگانيك منطقه را دگرگون ساخته است. تجزيه و تحليل محل طرح به منظور درك چگونگي ايجاد فضاي باز، در زمينه فاقد فضا، امري ضروري بوده است. قابليتهاي توسعه فضايي تصاوير، مانع از ارائه ايدهاي قطعي و نهايي در طرحهاي اوليه نشده است. امري كه، در همه پروژههاي حديد معمول است.
هويت قابل ملاحظه طرح، ضمن معرفي منطقه، از طريق نيروهاي پر معنا، محيط پيرامون خود را مستعد تغيير پذيري نموده است. مجموعهاي از ديوارها مبدا حركت طرح محسوب ميشود، و فضاهاي بين آنها، در پاسخ به نيازهاي برنامه ريزي شده، ايجاد گرديده اند. ديوارها، در لايههاي متفاوت، از هر سو، در امتداد خطوط گريز از مركز
خودنمايي ميكنند، و بر روي آنها درزها، و روزنهها و بازشوها ايجاد شده اند. طرح، هر گونه نما و قرائت استاتيكي را مورد پذيرش قرار نداده است، زيرا درك ويژگيهاي پروژه، صرفا با مشاهده از يك منظر
ثابت، ناممكن خواهد بود؛ آهنگ تغييرات، از طريق تماشاي تصاويري كه گسترش طرح را در ارتفاع و عمق نشان ميدهد، قابل فهم خواهد بود.
حضور نماي تماما بتن آرمه فاقد تزئينات، يا به عبارت ديگر ترسيم به زبان خشك، خالص، انجام ماكزيمم تحول فضايي را، براي خلق اعماق ديناميكي عملي نموده است. غياب جزئيات پيچيده، به تقويت فصاحت و گويايي احجام طبقه بندي شده انجاميده است، احجامي كه نظم و ترتيب بر آنها، كاربري ساختمان را سريع و دقيق نموده است. اين طرح پيوندي است از سطوح و طبقات چولهدار و اريب، كه هر كدام به نوبه خود، داراي خطوط گريز مستقل و بارز ميباشد. اين طرح عليرغم ابعادي محدود، حائذ حضوري پرتوان و درخشان است.
ساختمان، همانگونه آفريننده آن تصريح نموده است، انجماد حركت را در معرض نمايش قرار ميدهد. حالت تنش بحراني را، به مثابه زنگ خطر، آشكار ميسازد، به نحوي كه، هر لحظه ميتواند منجر به گسيختگي و فروريختگي شود. اين طور به نظر ميرسد كه ديوارها در وضعيت لغزش بر روي يكديگر قرار دارند، در حاليكه، ديوارهاي بزرگ، در جداگرهاي متحرك، بدون اغراق، در نهايت سلامت ميباشند. استقرار پوشش معلق،در مجاورت ورودي به گاراژ، بر روي نگهدارندههاي لاغر(ستونها)، چنين مينمايد كه قوانين استاتيكي را در مواجهه با بار نهايي، به مبارزه ميطلبد. در اينجا ديوارها همانند سدي كه ميخواهد به گونهاي آسان، درون را از بيرون منفك نمايد، نيست. بيشتر، به نوعي لايه بندي شباهت دارد كه با برقراري ماكسيمم تبادل ممكن در دو بعد متفاوت(درون و برون)، يكي را در ديگري سرايت ميدهد.
نتيجه اينكه به استفاده كننده از نقشه و طرح، براي درك يك راه از قبل تعيين شده، مجموعهاي از قدمهاي پيمايش شده، يا يك كليد شسته و رفته ارائه نميشود؛ كه بر عكس، هر كس ميبايست مسير در خور خويشتن را بر
گزيند، در بهرهمندي، قدمهاي هماهنگ خويش را بر دارد، تا اينكه قادر شود، عمارت را از نقطه نظر شخصياش، با زبان ترجمه خودش، برگرداند. چنين بر ميآيد كه عملا، انگيزشي براي انتفاد از خود، متوجه هر آن كس كه در فضاهاي بدينسان مهم، به گونهاي كژ، زندگاني يا رفتار ميكند، ميگردد.
زاها حديد در اين طرح، هر گونه بازگشت به قالبهاي دكارتي را نميپذيرد، امتيازات مربوط به ديد از روبرو(نماي اصلي) را لغو مينمايد و قبول ندارد، و در مقابل، رجحان نماي جانبي را به رسميت ميشناسد. براي خواندن و فهميدن فضاهايي كه از فكر طراح زاده شده اند، تخصيص برتري، به هيچ يك از نقاط ديد يافت نميشود، اما سلسلهاي از حفرهها احجام و فضاهاي توخالي متوالي وجود دارند كه در يكديگر داخل ميشوند.
پروژه بار_ رستوران مونسون، ساپورو، ژاپن، 1990
حديد در طرح حاضر در منتهي آزادي پر معنا ، قواعد مربوط به ساختمانهاي سنتي را به رسميت نميشناسد. پيوند مشخصههاي متراكم و ديناميك درون طرح، با ويژگي استاتيكي خارجي طرح، نشان از تولدي ديگر دارد؛ دو دنيا، در دو نقطه مقابل، كه همديگر را تكميل ميكنند، در معرض نمايش قرار گرفته اند. در سالن پايينف كه رستوران قرار دارد، رنگ خاكستري سطوح كريستال و فلز، تلاش جهان را به سبب انجماد حاصل از سرما، حكايت ميكند. ميزها، همانند قطعات شناور يخ در آب، به نظر ميرسند كه تحت اثر نيروهاي ناشناخته و نهانف تغيير مكانميدهند و آويختگي المان حلزوني وارون از سقف، گويي با مكش فضا، سبب تغيير علامت دما در طبقه بالا، و تلالو زبانههاي آتش حاصل از رنگهاي درخشان، سرخ، زرد و نارنجي در محل بار ميگردد. بدين ترتيب، گفتگوي جاودانه نقطههاي مقابل، مرگ و تولد، كهنه و نو و منفي و مثبت در تبديل فضاي افسرده رستوران در پايين، به فضاي گرم بار در بالاف تبلور يافته است. فضاي سالن بارف دگرگون شده است، آن هم به وسيله المان سرخ آتشيني كه از كف برآمده است، چنانكه با صعود مارپيچي، پس از رسيدن به گنبد شفاف سقفف ميخواهد حركت انفجاري خود را به سمت خارج تداوم بخشد. توزيع مجم.عهاي از نيمكتهاي مبلي انفرادي در سالن، حداكثر آسايش را براي استفاده كنندگان، به سبب آزادي در فرم نشستنف تكيهي مناسب و گسترش بدن به گونه دلخوه، فراهم نموده است.
جهان بيني زاها حديد
ازلحاظ فلسفي هنر ويژه راها حديد برآمدن طرح از زمينسارو كار با زمين است و اين شيوه ي جديد را با كمك گرفتن از تعابيري مانند " ميدان هاي نيرو " ،" تراز بندي " ،"زمينسار"ونظاير آنها بيان مي كند.
سه ركن اصلي مفاهيم او ،زمين،شهروتداوم وجريان است. او زمين را ساختمايه ي اصلي شهر ميداند و همه ي كارها يش رابا دستكاري زمين شروع مي كند .مفهوم مركزي بينش معماري او "زمينسار"يا landscape است كه معمولا به منظره تزجمه شده است.اين ايده وايده تراز بندي(تو پو گرافي ) ، پايه ي همه ي طرحهاي زاها حديد است وروشي است براي ساختن پلان وسوار كردن آن بر مسيرهايي كه در گستره زمين كشف مي شود
طرحهاي زاها حديد نقطه اي جدا وممتاز بر روي زمين نيستند،آنها مانند پلي هستند كه در پهنه معني داري از شهر ،مسيري دور دست را به مسير دوردست ديگري متصل مي كنند . پل كار كردي دو گانه داردواحساسي دو گانه را بر مي انگيزد؛وسيله اي است براي عبور كردن از سويي به سوي ديگر. اما در عين حال يك ايستگاه ونشانه ومحل ملا قات هم هست ،شكل آن طوري است كه با زمين دو طرفش هم سطح است ودو انتهاي آن در زمين محو مي شوند،ودر عين حال سازه اي متمايز دارد تا خود را نشان دهدوانسان،بر روي آن از زمين محو شونده در افق فاصله بگيرد ودمي بايستد،وجايي براي ملا قات وياد آوري و به خاطر سپردن ونشان دادن باشد
زمينسار بودن به اين منظور نيست كه معماري را فراموش كنيم وبه طبيعت وحشي تسليم شويم . منظور اين است كه منبع بالقوه زاينده شباهتها را جستجو كنيم وبراي ابداع زمينسار وزمين-ساختارهاي مصنوعي جديد ،مناسب با فرايند هاي پيچيده ،متكثر ودگرگون شونده زندگي امروز،از آنها الهام بگيريم.
اصول زيبا شناختي (مبادي سواد بصري ) زاها حديد
اصولاسبك معماري ديكانستراكشن در حال قرار داشتن رابا توجه به نياز امروز ،زيبايي مي داند.
ازنظر زاهاحديد چيزي كه وجود ندارد وكشف مي شود زيبااست .او زيبايي را درپويايي، سرعت،نا پايداري،خارج از محدوديت قانون هاي استاتيكي ورسيدن به اوج ، زيبايي است.
استفاده از عناصري چون:تقابل دوتايي ها(رنگها-درون وبرون –روز وشب-كهنه ونو)در كار هايش مشهود است.
بعد زمان در معماري زاها حديد
زاها حديد معتقد است ،براي رسيدن به يك طرح ابتكاري ونو بايد به جستجو ي ناشناخته ها پرداخت وفراتر از زمان پيش رفت.
نتيجه
آنان كه عقايد فرسوده را مورد تاييد قرارنمي دهند ،وعدم توافق خود را با آنها اعلام مي دارند،و مسيري متمايز را بر مي گزينند وبه كفر گويي وحرمت شكني متهم مي گردند ،ودر برابر كدها،شعارها وقوانين مرسوم ،از پتانسيل واژه "نه" بر خوردارند ،بزگي نوين را در تاريخ مدرنيته مي نگارند ؛همانا از طريق "نه" خلاق است كه بشر بي وقفه ،طبيعت خويش را مي سازد.
درس هاي تاريخ ،دز گذشته نزديك ودور ،به مامي آموزند كه ايدئو لوژي هاي توتاليز وحكومتهاي ظاهرا مذهبي ومستبد ،به وسيله كدامين ابزارها وروش ها ،با ايجاد جو ترور و وحشت ،جوامع انساني را به سمت فساد وتباهي منحرف مي كنند؛نشانه ها وارزس هايي كه انسان را به شناخت خويش توجه مي دهند ،يگانه نيروهايي هستند كه قادرند ومي بايست ،نظام هاي مزبور را ،از هر نوع كه مي خواهند باشند ،خلع سلاح نمايند .
منبع:لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.
sh.t
8 January 2009, 01:58 PM
:jiggy:
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند. ميس وندروهه
(Mies Van Der Roh 1886-1969 )
در سال 1886 در آخرن متولد شد . بين سالهاي 1908 تا 1911 در دفتر پيتر بهرنس کار کرد . در سال 1909 کارخانه توربين سازي بهرنس استفاده کردن از شيشه و آهن در ميس وندروهه تاثير گذاشت در همان دوره ميس وندروهه تحت تاثير شينکل Shinkel و بعدها تحت تاثير معماري کلاسيک و اکسپرسيونيسم آلمان بود .
ميس تحت تاثير هنر دستايل ، تاثير بهرنس در بکار بردن مصالح جديد و پلان آزاد رايت بود .
مي وندروهه گفته است :
" اکنون در ساختمان موضوع استخوان و پوست مطرح است .
من نمي خواهم جالب باشم من مي خواهم خوب باشم .
تکنولوژي مي تواند مشکلات اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي زمان معاصر را حل کند ."
در کل مي توان گفت به همان اندازه که ستون دوريک براي يونانيان اهميت داشت ، تير آهن براي ميس وندروهه اهميت دارد .
شعار اصلي ميس وندروهه :
" کمتر بيشتر است ، Less Is More "
" معماري کيک عروسي نيست ، Architecture Isn't A Wedding Cake "
shima.m
30 January 2009, 09:43 AM
سلام
در مورد ماریا بوتا
مطلب می خوام ممنون
Archi.AtishParish
30 January 2009, 10:59 AM
salam
dar morede mario botta
matlab mikham
mamnun
سلام عزیزم خوش اومدی روی اسم کلیک کن موفق باشی:wubclub:
ماریو بوتا (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.)
راستی شیما جان اگر دوست داشتی خودت رو اینجا معرفی کن تا با بچه های تالار هم تا حدودی اشنا بشی:wink:
رزومه ی بچه های معماری (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.)
SAYED
4 August 2009, 11:30 PM
ممنون
azadeh_arch
14 October 2010, 06:08 PM
سلام سلام سلام ممنون از مطالب خوبتون:browse_154:راستی میشه لطف کنید از روند ساختن ومعماری شهرک اکباتان تهران و پلان هاش واس مطلب بزارید؟ خیلی ممنون میشم:browse_148:
azadeh_arch
14 October 2010, 06:09 PM
شما خیلی فعالید واقعا ممنون
farnoushp
10 November 2010, 08:56 PM
با سلام
اطلاعاتی بیشتر در مورد خانه تابستانی التو میخواستم.پلان.نماوپرسپکتیو .ممنون
هدیه ع
12 December 2010, 02:45 PM
مرسی از شما مهندس
.niloofar
9 November 2011, 06:21 PM
لطفا چند پلان از بنهای مدرن و سنتی معروف درسایت بذارین
vBulletin® v4.1.11, Copyright ©2000-2012, Jelsoft Enterprises Ltd.