arc-mo2
23 January 2008, 08:01 AM
آسيب پذيري ساختمان هاي تهران در برابر زلزله
مقدمه : در بررسي اثر نيروهاي طبيعي هم چون زلزله بر ساختمان و ميزان آسيب پذيري آنها حتي در ديگر نقاط جهان عمدتاً نگاه ها معطوف به بحث سازه مي گردد. از آنجا كه اسكلت بنا نقش ايستايي و پايداري را در طول حيات ساختمان بعهده دارد كمتر به نقش مباحث ديگر دخيل در فرآيند شكل گيري بنا پرداخته مي شود. فرآيند توليد ساختمان غالباً از طرح هاي شهري و در چهارچوب ضوابط و مقررات آن آغاز مي گردد. معماران براساس مباني زيبايي شناختي با نيم نگاهي به مسايل سازه و تاسيسات به نيازهاي مصرف كننده، شكلي كالبدي مي دهند پس از طراحي سازه و تاسيسات باز هم معمار مسئوليت تهيه طرح هاي اجرايي را بعهده مي گيرد چنانچه از مراحل ديگر ساخت بنا هم چون اجرا و نظارت برآن هم صرف نظر شود باز پرسش هاي زير به ذهن خطور مي كند:
آيا توقع كاهش آسيب پذيري در برابر زلزله تنها در حوزه انتظار کار بجايي است.
-آيا مي توان عوامل آسيب رساننده را در هنگام وقوع حوادث طبيعي و در مراحل پيش از محاسبه، ريشتر يابي نمود.
-آيا بهتر نيست سلسله اقدامات كاهش آسيب پذيري ساختمان ها در برابر حوادث قهري را از اولين وهله شكل گيري طرح ساختمان (ضوابط و مقررات شهري و طرح معماري) آغاز شود.
بطور كلي در كلامي خلاصه مي توان به منظور كاهش آسيب پذيري ساختمان ها موارد زير را مد نظر داشت :
1- شرايط ساختگاهي
1 – 1 خاك
روند محاسبه و نظارت ساختمان ها فعلاً براساس شناخت نوع زمين براساس اطلاعات محلي و بررسي هاي ميداني صورت مي گيرد در حاليكه مسايل ژئوتكنيكي همواره در زمره مسايل كلان نيستند بلكه نوع زمين مي تواند از پلاكي به پلاك ديگر تغيير كند.
2 – 1 بافت هاي منظم
اغلب مناطق حوزه مرزي وجنوبي تهران و برخي مناطق حوزه شمالي از بافتي نامنظم برخوردارند.بواسطه اعمال ضابطه60% پلاک های مورد نظر براي ساخت و ساز از شكل نامنظم برخوردارند.
3 – 1 مسايل هم جواري
هم اينك در تهران براي ساختمان هاي بالاتر از چهار طبقه رعايت درز انقطاع الزامي است در صورتي كه به علت عدم كنترل مناسب از سوي شهرداري ها بعضاً ديده مي شود كه سازندگان در ابتدا جواز ساختماني بر اساس چهار طبقه مي گيرند كه در آن درز انقطاع پيش بيني نشده است ولي در اجرا ساختماني با بيش از چهار طبقه و بدون درز انقطاع توليد مي كنند و شهرداري نيز با اعمال جريمه سازندگان، از كنار آن براحتي عبور مي كند.
2 – سيستم نا مناسب
2 - 1 تيرهاي قوي - ستونهاي ضعيف
از عمده ترين مسايلي كه منجر به انتخاب و اجراي سيستم ستون هاي ضعيف و تيرهاي قوي در تهران مي گردد دو مسئله تامين پاركينگ در قسمت پيلوت يا زيرزمين ساختمان هاي مسكوني است. از آنجا كه قوانين و ضوابط معماران را ملزم مي كند تا در فواصل مشخص ستون ها را جابجا نمايند، لذا معماران براي تأمين پاركينگ به تعداد مورد نظر و گاه براي تأمين شعاع گردش مناسب و مورد نظر لزوم رعايت ضوابط اين مسئله بخصوص در سازه هاي بتني كه داراي ابعاد بزرگتري هستند نمود بيشتري دارد.
در حال حاضر اين مسئله امكان بارگيريديوارهاي برشي و حتي بادبندها را در زيرزمين و پيلوت از مهندسين سازه سلب مي نمايد.
2 – 2 طبقات نرم
ساختمان هاي احداثي در مجاور شريان ها و راه ها و خيابان هاي شهري بشدت از اين مسئله تأثير مي پذيرند. بواسطه آنكه كاربري هاي تجاري در طرح هاي شهري اغلب در كنار اين محورها متمركز است و عموماً در اين كاربري ها ارتفاع طبقه همكف تقريبا دو برابر طبقات بالاتر مي باشد، اختلاف سختي بوجود آمده منجر به ايجاد طبقه نرم و در نهايت تخريب بنا مي شود. اين مسئله هنگامي كه كاربري مورد نظر در مجاورت فضاهاي مسكوني قرار مي گيرد وجه حادتري بخود مي گيرد.
اختلاف جرم، اختلاف تراز و در نهايت اختلاف
سختي در سايت هاي تجاري كنار سايت هاي مسكوني در كنار پديده تفرق امواج در زمان بروز زلزله موجبات رفتار نامناسب سازه و در نهايت آسيب ديدن ساختمان ها از سوي ساختمان هاي مجاور را فراهم مي سازد.
3 - توزيع نامناسب جرم
عمده ترين تبعات توزيع نامناسب جرم افزايش پيچش در كل ساختمان است، و تا حدودي از سوي مهندسين قابل پيش بيني و قابل پيشگيري است اما مشكل عمده در تهران از آنجا ناشي مي شود كه سازندگان بسياري در هنگام ارايه طرح به شهرداري، طرحي منطبق با ضوابط و مقررات شهرسازي ارايه مي دهند ولي طرح ديگري را اجرا مي نمايند كه بعضاً چيدمان فضاها و عملكرد مرتبط به آنها در طرح دوم با طرح اول متفاوت است و در طرح سازه منظور نشده است.
از جمله عناصر معمول تحميل كننده جرم در ساختمان هاي تهران مي توان به منابع آب بالاي ساختمان اشاره نمود. ( لازم به ذكر است كه طرح سازه پيش از طراحي تاسيسات صورت مي پذيرد و به آن بايد عدم تطبيق نقشه ها در حوزه معماري، سازه يا تاسيسات نيز اشاره نمود.)
4 – كيفيت مصالح
بواسطه گسترش و تنوع مواد، مصالح و تجهيزات مصرفي در ساختمان ها نمي توان انتظار داشت كه وظيفه خطير كنترل كيفي بر روي آنها تنها از سوي موسسات استاندارد صورت پذيرد.
5- نتيجه گيري :
مسئله كاهش آسيب پذيري تنها به حوزه سازه ارتباط پيدا نمي كند و بايد بسياري از عوامل آسيب رساننده به بنا در مراحل پيش از ساختمان را ريشه يابي نمود و موارد زير پيشنهاد مي گردد.
6- اقدامات بلند مدت :
- انجام مطالعات ژئوتكنيكي براساس سرعت موج برشي (Vs) با هدف پهنه بندي ژئوتكنيكي مناطق و نواحي شهري تهران.
- ارائه اين اطلاعات از سوي شهرداري ها و ملزم نمودن سازندگان به رعايت آنها در محاسبات ساختمان.
7- اقدامات كوتاه مدت :
- ارايه گزارش تخصصي در صورتي اين كه محاسبات با نوع خاكI و II صورت پذيرفته.
- بدليل ساختگاه خاك دستي در بسياري از مناطق مانند شهرك غرب، ولنجك، نواحي شرق سعادت آباد و ... تعيين نوع خاك از طريق مطالعات ژئوتكنيكي
- رعايت درز انقطاع در ساختمان هاي كوتاه و بلند.
- تأمين پاركينگ در محوطه باز پلاك، زيرزمين حياط منزل و ... مورد قبول شهرداري قرار گيرد.
- تدوين ضوابط كنترل بر احداث بنا و جلوگيري از تغيير طرح در هنگام اجرا.
مقدمه : در بررسي اثر نيروهاي طبيعي هم چون زلزله بر ساختمان و ميزان آسيب پذيري آنها حتي در ديگر نقاط جهان عمدتاً نگاه ها معطوف به بحث سازه مي گردد. از آنجا كه اسكلت بنا نقش ايستايي و پايداري را در طول حيات ساختمان بعهده دارد كمتر به نقش مباحث ديگر دخيل در فرآيند شكل گيري بنا پرداخته مي شود. فرآيند توليد ساختمان غالباً از طرح هاي شهري و در چهارچوب ضوابط و مقررات آن آغاز مي گردد. معماران براساس مباني زيبايي شناختي با نيم نگاهي به مسايل سازه و تاسيسات به نيازهاي مصرف كننده، شكلي كالبدي مي دهند پس از طراحي سازه و تاسيسات باز هم معمار مسئوليت تهيه طرح هاي اجرايي را بعهده مي گيرد چنانچه از مراحل ديگر ساخت بنا هم چون اجرا و نظارت برآن هم صرف نظر شود باز پرسش هاي زير به ذهن خطور مي كند:
آيا توقع كاهش آسيب پذيري در برابر زلزله تنها در حوزه انتظار کار بجايي است.
-آيا مي توان عوامل آسيب رساننده را در هنگام وقوع حوادث طبيعي و در مراحل پيش از محاسبه، ريشتر يابي نمود.
-آيا بهتر نيست سلسله اقدامات كاهش آسيب پذيري ساختمان ها در برابر حوادث قهري را از اولين وهله شكل گيري طرح ساختمان (ضوابط و مقررات شهري و طرح معماري) آغاز شود.
بطور كلي در كلامي خلاصه مي توان به منظور كاهش آسيب پذيري ساختمان ها موارد زير را مد نظر داشت :
1- شرايط ساختگاهي
1 – 1 خاك
روند محاسبه و نظارت ساختمان ها فعلاً براساس شناخت نوع زمين براساس اطلاعات محلي و بررسي هاي ميداني صورت مي گيرد در حاليكه مسايل ژئوتكنيكي همواره در زمره مسايل كلان نيستند بلكه نوع زمين مي تواند از پلاكي به پلاك ديگر تغيير كند.
2 – 1 بافت هاي منظم
اغلب مناطق حوزه مرزي وجنوبي تهران و برخي مناطق حوزه شمالي از بافتي نامنظم برخوردارند.بواسطه اعمال ضابطه60% پلاک های مورد نظر براي ساخت و ساز از شكل نامنظم برخوردارند.
3 – 1 مسايل هم جواري
هم اينك در تهران براي ساختمان هاي بالاتر از چهار طبقه رعايت درز انقطاع الزامي است در صورتي كه به علت عدم كنترل مناسب از سوي شهرداري ها بعضاً ديده مي شود كه سازندگان در ابتدا جواز ساختماني بر اساس چهار طبقه مي گيرند كه در آن درز انقطاع پيش بيني نشده است ولي در اجرا ساختماني با بيش از چهار طبقه و بدون درز انقطاع توليد مي كنند و شهرداري نيز با اعمال جريمه سازندگان، از كنار آن براحتي عبور مي كند.
2 – سيستم نا مناسب
2 - 1 تيرهاي قوي - ستونهاي ضعيف
از عمده ترين مسايلي كه منجر به انتخاب و اجراي سيستم ستون هاي ضعيف و تيرهاي قوي در تهران مي گردد دو مسئله تامين پاركينگ در قسمت پيلوت يا زيرزمين ساختمان هاي مسكوني است. از آنجا كه قوانين و ضوابط معماران را ملزم مي كند تا در فواصل مشخص ستون ها را جابجا نمايند، لذا معماران براي تأمين پاركينگ به تعداد مورد نظر و گاه براي تأمين شعاع گردش مناسب و مورد نظر لزوم رعايت ضوابط اين مسئله بخصوص در سازه هاي بتني كه داراي ابعاد بزرگتري هستند نمود بيشتري دارد.
در حال حاضر اين مسئله امكان بارگيريديوارهاي برشي و حتي بادبندها را در زيرزمين و پيلوت از مهندسين سازه سلب مي نمايد.
2 – 2 طبقات نرم
ساختمان هاي احداثي در مجاور شريان ها و راه ها و خيابان هاي شهري بشدت از اين مسئله تأثير مي پذيرند. بواسطه آنكه كاربري هاي تجاري در طرح هاي شهري اغلب در كنار اين محورها متمركز است و عموماً در اين كاربري ها ارتفاع طبقه همكف تقريبا دو برابر طبقات بالاتر مي باشد، اختلاف سختي بوجود آمده منجر به ايجاد طبقه نرم و در نهايت تخريب بنا مي شود. اين مسئله هنگامي كه كاربري مورد نظر در مجاورت فضاهاي مسكوني قرار مي گيرد وجه حادتري بخود مي گيرد.
اختلاف جرم، اختلاف تراز و در نهايت اختلاف
سختي در سايت هاي تجاري كنار سايت هاي مسكوني در كنار پديده تفرق امواج در زمان بروز زلزله موجبات رفتار نامناسب سازه و در نهايت آسيب ديدن ساختمان ها از سوي ساختمان هاي مجاور را فراهم مي سازد.
3 - توزيع نامناسب جرم
عمده ترين تبعات توزيع نامناسب جرم افزايش پيچش در كل ساختمان است، و تا حدودي از سوي مهندسين قابل پيش بيني و قابل پيشگيري است اما مشكل عمده در تهران از آنجا ناشي مي شود كه سازندگان بسياري در هنگام ارايه طرح به شهرداري، طرحي منطبق با ضوابط و مقررات شهرسازي ارايه مي دهند ولي طرح ديگري را اجرا مي نمايند كه بعضاً چيدمان فضاها و عملكرد مرتبط به آنها در طرح دوم با طرح اول متفاوت است و در طرح سازه منظور نشده است.
از جمله عناصر معمول تحميل كننده جرم در ساختمان هاي تهران مي توان به منابع آب بالاي ساختمان اشاره نمود. ( لازم به ذكر است كه طرح سازه پيش از طراحي تاسيسات صورت مي پذيرد و به آن بايد عدم تطبيق نقشه ها در حوزه معماري، سازه يا تاسيسات نيز اشاره نمود.)
4 – كيفيت مصالح
بواسطه گسترش و تنوع مواد، مصالح و تجهيزات مصرفي در ساختمان ها نمي توان انتظار داشت كه وظيفه خطير كنترل كيفي بر روي آنها تنها از سوي موسسات استاندارد صورت پذيرد.
5- نتيجه گيري :
مسئله كاهش آسيب پذيري تنها به حوزه سازه ارتباط پيدا نمي كند و بايد بسياري از عوامل آسيب رساننده به بنا در مراحل پيش از ساختمان را ريشه يابي نمود و موارد زير پيشنهاد مي گردد.
6- اقدامات بلند مدت :
- انجام مطالعات ژئوتكنيكي براساس سرعت موج برشي (Vs) با هدف پهنه بندي ژئوتكنيكي مناطق و نواحي شهري تهران.
- ارائه اين اطلاعات از سوي شهرداري ها و ملزم نمودن سازندگان به رعايت آنها در محاسبات ساختمان.
7- اقدامات كوتاه مدت :
- ارايه گزارش تخصصي در صورتي اين كه محاسبات با نوع خاكI و II صورت پذيرفته.
- بدليل ساختگاه خاك دستي در بسياري از مناطق مانند شهرك غرب، ولنجك، نواحي شرق سعادت آباد و ... تعيين نوع خاك از طريق مطالعات ژئوتكنيكي
- رعايت درز انقطاع در ساختمان هاي كوتاه و بلند.
- تأمين پاركينگ در محوطه باز پلاك، زيرزمين حياط منزل و ... مورد قبول شهرداري قرار گيرد.
- تدوين ضوابط كنترل بر احداث بنا و جلوگيري از تغيير طرح در هنگام اجرا.