PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : چگونگی و زمان پیدایش موسیقی ،تاریخـچه موسیقی ایران،تکـنوازی،هـمنوازی،آ لات موسیقی بادی،آلات موسیقی زهـی،آلات موسیقی ضـربی،سازهای مضر



EZO
29 May 2009, 12:11 PM
چگونگی و زمان پیدایش موسیقی


لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.

درباره چگونگی و زمان پیدایش موسیقی میان محققان اختلاف وجود دارد ، اما آنچه محقق به نظر می‌رسد آدمی قبل از آنکه تکلم و صوت را آموخته باشد با هنر موسیقی کم و بیش آشنا بود زیرا وزن‌ها و آهنگ‌ها و حتی آواهائی که از حنجره‌اش بر می‌آمد نخستین گام‌ها در راه پیدایش و ظهور موسیقی بود.
در اینکه نخست وزن وجود داشت و سپس صوت به وجود آمد ، تردیدی نیست . اما آلات موسیقی نیز به نوبه خود ابتدا از استخوان و سپس از وسائل زهی مانند روده و تارهای گیاهی سر انجام از سیم ساخته شد.
موسیقی آدمیان نخستی به هر شکل و صورتی که بود جنبه روحانی داشت و وقتی موسیقی به قالب ترکیب در آمد و ریتمیک شد باز هم در ستایش و نیایش خدایان و امور دینی به کار افتاد.
موسیقی همواره راه کمال پیمود و مراسم مذهبی ، هم موسیقی و هم شعر و رقص و نقاشی را تحت الشعاع خود قرار داد تا اینکه در قرن ششم پیش از میلاد بوسیله فیثاغورث موسیقی با ریاضی در آمیخت و قواعد و اصول خاص و دقیقی یافت و نوسانات و فرکانس‌های آن فورمول‌ها و محاسباتی پیدا کرد.
موسیقی در نزد هندیان، چینیان و مردم آشور و سومر سابقه‌ای طولانی دارد . در اثر اکتشافات باستان شناسی برخی آلات موسیقی را یافته‌اند که ۵۰۰۰ تا ۷۰۰۰ سال سابقه تاریخی دارد. بودائیان اساسآ کتب مذهبی خود را با نوعی موسیقی می‌خوانند و آداب مذهبی آنان همراه رقص و آواز است.
در زمانی که حماسه‌های همر را برای تشجیع سربازان می‌خواندند عده‌ای نوازنده بودند که آن اشعار را همراهی می‌کردند.
در تاریخ یهود نیز به داوود و سلیمان بر می‌خوریم که حدود سه هزار سال پیش می‌زیسته‌اند، داوود آوازی خوش داشت و سلیمان و پدرش به موسیقی علاقه‌مند بودند.
موسیقی کم کم راه کمال می پیمود. در سال ۹۳۰ میلادی موسیقی تقسیمات تازه‌ای یافت و با حروف الفبا اصوات را نشان می‌دادند تا اینکه سر انجام در سال ۱۴۵۰ میلادی نت تکمیل شد و در چهار خط موازی علائم نهادند (دو ، ر ، می ، فا ، سل ، لا ، سی ) این تکامل مرهون و نتیجه موسیقی کلیسایی بود و بعدها آوازها نیز نام گذاری شد به این ترتیب : کوندوکتوس - موتت - روندل و روتا .شواهدی وجود دارد که همراه با پیشرفت موسیقی فولریک و عامیانه و حماسی نیز در خارج از محیط و انحصار کلیسا رونقی داشت تا اینکه برخی از موسیقی دانان از آهنگ‌های عامیانه الهام گرفتند.
خلاصه اینکه آواز دسته جمعی (کور‌) به وجود آمد و بالاخره فکر ایجاد ارکستراسیون در قرن هفدهم پدیدار گشت.
دستگاه در موسیقی ایرانی



لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.



صاحبان نظر در موسیقی ایران، در مواجه با واژه‌ی «دستگاه»، سعی نموده تأملی در این کلمه داشته و هر یک به فراخور حال و ذوق خود برداشتی از این واژه داشته‌اند. چه بسا که تمامی آن‌ها در توجیه خود ذیحق بوده‌اند و برداشتشان صحیح.
در این خصوص زنده‌یاد استاد حنانه از یک درشکه و یک ساختمان به عنوان یک دستگاه نام می‌برد و دستگاه را چنین تعریف می‌کند: مجموع اجزاء یک آهنگ که در یک گام یا مقام با حفظ فواصل خاص آن مورد استفاده قرار گرفته باشد.
استاد روح‌الله خالقی نیز دستگاه را به عنوان «آوازهای بزرگ» معرفی کرده‌‌اند و فرهنگ عمید آن را «یک آهنگ کامل موسیقی» بیان کرده است.
اگر اولین و ابتدایی‌ترین آلت موسیقی در ایران را چیزی شبیه عود و تار بدانیم و قبول کنیم که در سرزمین قدیم ایران، برای اولین بار چیزی شبیه عود و تار امروزی ساختند، می‌توان کلمه دستگاه را در ارتباط با این دو نوع ساز بهتر و راحت‌تر بررسی کرد.
با بیانی ساده‌تر در موسیقی ردیف، مجموعه‌ی گوشه‌ها و آوازها و دیگر قطعات منسوب به دستگاهی، تشگیل یک دستگاه را می‌دهند و هر دستگاه نیز بخش مهمی از موجودیت موسیقی ردیفی ایران را تشکیل می‌دهد.
اما در اصل، این مجموع گوشه و آواز، بوجود آورنده‌ی دستگاه نیست، بلکه گوشه‌ها و آوازها، شکل گرفته از فرم اصلی دستگاه هستند که به یک معنی و در حقیقت فرزندان و منسوبان دستگاه به حساب می‌آیند نه معنا و مفهوم آن.
برای مثال در گفت‌و گوی معمولی و یا به اصطلاح روزمره‌ی مربوط به موسیقی نیز گوشه‌ی شهناز و حسینی و آواز ابوعطا و ترک به شور نسبت داده می‌شوند و حال و هوای شور را دارند، ولی «دستگاه شور» نیستند.
هر دستگاه را فواصل مشخص نت‌ها در یک گام، فیگور یا حالت خاص یک نت تشکیل می‌هد. و در واقع این حالت نت‌ها و فاصله‌ی آن‌ها هستند که لحن و حال و هوای خاص دستگاه را موجب می‌شوند.
بنابراین بر روی دسته‌ی تار، دست نوازنده باید بر روی نت‌های گام آن دستگاه گردش کند (دست‌گاه). و با حالت دیگر نت‌ها کاری نداشته باشد و نوازنده فرض می‌‌کند که آن حالت‌ها اصلا وجود ندارد.
هر قطعه نواخته شده در یک دستگاه «حال و هوای خاص» خود را داراست. و همین خصوصیت برای اهل فن وسیله‌ای‌ست برای تشخیص اهل فن و پی‌بردن به آن دستگاه توسط ایشان.
مبتدیان با مددگیری از جمله و عبارت یا تداعی نغمه‌ای شناخته شده، پی به دستگاه موسیقی می‌برند. اما اهل فن چنین نمی‌کنند. اساتید نیازی به کمک گرفتن از تداعی جمله‌ای ندارند. آنان از درک «حال و هوای خاص» هر دستگاه پی به وجود دستگاه می‌برند.
نتیجه می‌گیریم که حداقل در تعریف «احساسی» و خودمانی، کلمه‌ی «دستگاه» با عبارت «حال و هوای خاص» ساده‌تر و مطمئن‌تر و گویاتر است.
دستگاه چارچوبی‌ست از موسیقی که مستقل بوده و نیازی به دیگر دستگاه‌ها ندارد و در بیان احساس سراینده و نوازنده اقتدار کافی دارد.
معمولا موسیقی ایران را شامل هفت دستگاه می‌دانند از این قرار: ماهور، همایون، سه‌گاه، چهارگاه، شور، نوا و راست پنج‌گاه. این طبقه‌بندی از چهل پنجاه سال قبل معمول و امروز هم متداول است و ردیف‌های مختلف موسیقی‌دان‌های دوره اخیر از قبیل ردیف مرحوم حسینعلی و میرزاعبدالله و درویش از روی همین ترتیب است.
باید گفت که در میان دستگاه‌های هفت‌گانه‌ی فوق شور از همه بزرگ‌تر است. زیرا هر یک از دستگاه‌ها دارای یک عده آوازها و الحان فرعی‌ست ولی شور غیر از آوازهای فری دارای ملحقاتیست که هر یک به تنهایی استقلال دارد. آوازهای مستقلی که جزء شور محسوب می‌شود و هر یک استقلال دارد از این قرار است: ابوعطا، بیات ترک، افشاری و دشتی.

یکی از آوازهای ایرانی که اسم آن در کتب موسیقی هست آواز اصفهان می‌باشد که آن‌ را از متعلقات دستگاه همایون دانسته‌اند.
دکتر مسعودیه در کتاب ردیف آوازی ایران هر دستگاه را شامل پنج قسمت می‌دانند: پیش درآمد، آواز، چهارمضراب، تصنیف و رنگ که در واقع همان حال و هوای خاص که به تفصیل به آن اشاره شد در تمام این پنج قسمت به وضوح شنیده می‌شود.
برای آشنایی بیشتر با ماهیت هر دستگاه، در بحث‌های بعدی به خصوصیت هر دستگاه نیز اشاره‌ای خواهد شد.
تاریخـچه موسیقی ایران
نقوش و حجاری‌ها و نگـارگـری‌های به جای مانده از دوران باستان تا زمان اسلام نشان دهـنده عـلاقه و ذوق ایرانیان به هـنر موسیقی می‌باشد. در دوران پس از اسلام موسیقی به دلیل مخالف‌ها، شکوفایی دوران پـیشین خود را از دست داد. ولی به هـر حال به حیات خود ادامه داد.
این استمرار را می‌توان در زمان صفویه در بنای کاخ چهـلستون و اتاق موسیقی کاخ عالی قاپو مشاهـده کرد.
موسیقی ملی ایران، مجـموعه‌ای است از نواهـا و آهـنگ‌هایی که در طول قـرن‌هـا، در این سرزمین به وجود آمده و پـا به پای سایر مظاهـر زندگی مردم ایران تحول وتکامل یافتـه، و بازتابی از خصوصیات اخلاقی، وقایع سیاسی، اجـتماعـی و جـغـرافـیایی ملتی است که تاریخـش به زمان های بسیار دور می‌رسد. ظرافت و حالت تعـمق ویـژه موسیقی ایرانی انسان را به تـفـکر و تعـقل و رسیدن به جـهـانی غـیر مادی رهـنمون می‌سازد.
موسیقی ملی ایران، که مبـنا و سابقه‌ای بسیار کـهـن دارد، شامل شاخه‌های مختـلفی به شرح زیر است:
۱ - قـبل از اسلام: موسیقی های اقوام کهـن ایران شامل : بـخـتـیـاری، کردی، لری و …..
۲ - بعـد از اسلام:
الف - موسیقی مقامی (حماسی، تعـزیه، عـزا)
ب - ردیفـی (دستگـاه‌های موسیقی سنـتی)
در دوره حاضر این تـقـسیم بـندی به شرح زیر است:
۱ - قـبل از اسلام
۲ - بعـد از اسلام
۳ - موسیقی‌های محـلی ایران و نغـمه‌های سنـتی (ملودی‌های دو گـروه قـبل) و تـنـظیم و تهـیه کلاسیک آن‌هـا.
طبق‌روش طبقه‌بـندی جـدید در آواز و مقامات، که از حدود صد سال پـیش برقـرار شده، آواز و موسیقی سنـتی ایران را در دوازده مجـموعه قرار داده‌اند.
از دوازده مجـموعـه تـقـسیم‌بـندی شده، هـفت مجموعـه که وسعـت و استـقـلال بـیـشـتری داشتـه‌اند، دستگـاه نامیده شده و پـنج مجموعـه دیگـر را که مستـقل نـبوده و از دستگـاهـ‌های مزبور منشعـب شده اند، آواز نامیده‌اند.
بنا براین موسیقی سـنتی امروز ایران، که باقی مانده مقامات دوازده‌گـانه قـدیم است، قـبلا مفـصل‌تر بوده و امروز جـزئی از آن در دستـرس است.
بر هـفت دستگـاه اصلی و پـنج آواز، تعـدادی گوشه استواری و الگـوی نوازندگـان و خوانـندگـان امروزی است.
شمار این گـوشه ها را ۲۲۸ ذکـر کرده‌اند، ردیف‌های مخـتـلف و مشهـور استادان موسیقی سنـتی صد ساله اخـیر مانـند آقا حسیـنـقـلی، میرزا عـبدالله، درویش خان و صـبا نـیـز از هـمین نـظم پـیـروی می‌کـند.
موسیقی ایرانی از زمان‌های بسیار قدیم عـم*** با ساز و آواز توام بوده است و در کـتب تاریخی نیز هـرگـاه به موسیقی اشاره شده بـیـشتر نام الحان و ترانه‌ها بر جای مانده است. ولی شکی نیست که موسیقی سازی نیز دارای اهـمیت بوده است.
در حدود صد سال قـبل موسیقی سازی به تـدریج راهـی مشخص در پـیش گـرفـت، و در این رشته نوازندگـان و آهـنگـسازانی به وجود آمده و نوآوری‌هایی در این زمینه انجام دادند. به طور کلی موسیقی سازی ایرانی دارای دو بخش اساس است:
الف - تکـنوازی که بر پایه موسیقی سنـتی و بداهـه نوازی قـرار دارد.
ب - هـمنوازی که بر پـایه کارهـای جمعـی اعـم از گـروه‌هـای کوچک یا بـزرگ یک صدایی و یا چـند صدایی استوار است.

تکـنوازی
تکـنوازی در موسیقی مشرق زمین از اعـتبار و اهـمیت فراوانی برخوردار است. به تعـبـیری می‌توان آن را مربوط به فـلسفه و عـرفان شرق و ایجاد ارتـباط معـنوی با عالم بالا دانست. چـرا که نوازنده شرق با ساز و موسیقی خود به نوعی عبادت خصوصاً در کـنج خلوت و تـنهـایی خود می‌پـردازد.

هـمنوازی
از دورهً ناصرالدین شاه قاجار کار گـروه نوازی چـه در زمینه موسیقی و سازهای سنتی و چه با رعایت اصول و قواعـد موسیقی ارکستر غربی که به وسیله مسیو لومر (معـلم موسیقی فرانسوی که برای تـدریس در دارالفـنون آن زمان و رشتـه موسیقی نظام به ایران دعـوت شده بود) در قالب موسیقی نظام و سازهای غـربی به ایران آورده شد، بـیشتر معـمول گـردید. بعـدهـا کم کم کار گـروهی رونق بـیـشتری گـرفت، و با اضافه شدن سازهای غـربی به جـمع سازهای ایرانی و اجرای قطعـات ایرانی بر روی آن‌هـا با فـرم تازه معـمول شد.
ایرانیان در مقاطع مختـلف تاریخی از آلات متعـدد موسیقی، به ویژه قـدیمی‌ترین آنهـا یعـنی نی و دایره استـفاده می‌نمودند. انواع آلات موسیقی که مورد استـفاده قـرار می‌گـرفته و هـنوز هـم در گـوشه و کـنار این کشور پـهـناور استـفاده می‌شود به هـمراه یک تـقـسیم بـندی کـلی به این شرح است:


آلات موسیقی بادی
نی
نی از قـدیمی‌ترین این نوع است و شامل یک لوله استوانه‌ای از جـنس نی بوده که دارای هـفت بـند و شش گـره است. نی از دسته سازهـای محـلی است و تـقـریـبا در تمام نقاط ایران معـمول و رایج است.
سرنا
سرنا ساز دیگـری از خانواده آلات موسیقی بادی است که در تـمان نقاط ایران معـمول است و شامل سرنای بـخـتـیـاری و آذربایـجانی است. در ایران این ساز به هـمراه دهـل و یا نقاره نواخـته می شود. لازم به ذکر است که نواخـتن این ساز در نقاط مخـتـلف کشور در مواقع خاصی و به منظورهای مخـتـلف انجام می شود. در کردستان با نواخـتن دهـل و سرنا مرگ کسی را خبر می دهـند و در شمال ب هـمراهی طناب بازهـا سرنا نواخـته می شود و در آذربایجان غـربی، روستائیان در عـروسی ها حین رقص چوبی، سرنا می نوازند.
کـرنا
کرنا: سازی قدیمی و تاریخی است که در استان های مخـتـلف ایران به شکـل های متـفاوت ساخـته و اجرا می شود. مهـمترین کرناهـا، کرنای شمال، گـیلان و کرنای مشهـد است. این ساز بـیـشتر در کردستان و آذربایجان مورد استـعـمال قرار می گـیرد.
نی انبان
نی انبان بـیـشتر در جنوب ایران مورد استـفاده قـرار می گیرد و در بعـضی نقاط ایران آن را " خـیک نای " نـیز می نامند و در نقاطی از آذربایجان نیز نواخته می شود.

آلات موسیقی زهـی
کمانچـه
یکی از قـدیمی ترین سازهای زهـی، کمانچه است که اولین شکل ویولون امروزی است. این ساز نـقـش تک نواز و هـمـنواز، هـر دو را به خوبی اجرا می کند. کمانچه سازی ملی است. در تمام استان های ایران نواخـتن آن متداول است و بـیشتر در میان طوایف ترک و ترکـمن رواج دارد.
بربط
بربط: سازی از خانواده سازهای رشته ای مفـید که به آن " ال عـود یا لوت " نیز می گـویـند. ساخـتمان این ساز شـبـیه گـلابی است که از درازا به دو نـیم شده است. دارای کاسه ای بـزرگ و دسته ای کوتاه که در آغاز سه رشته سیم داشته است.
رباب
رباب: این ساز زهـی است از چـهـار قـسمت شامل شکم خـربزه مانـند، سینه، دسته و سر تـشـکـیل شده است. سیم های رباب در قدیم از روده و امروز از نخ نایلون ساخـته می شود و مضراب رباب از پـر مرغ ساخـته شده است. این ساز اساساً سازی محلی است و بـیـشتر در نواحی خراسان معـمول است و هـمچـنـین در نواحی سیستان نیز نواخـته می شود.
تار
تار: یکی از سازهای زهی اصیل ایران است که یک شـکم چـند قـسمتی دارد و دارای شش تار می باشد. از این گـروه ســــازهــا، سـه تار و دو تار را می توان نام برد که نوازندگی دوتار در تـرکـمن صحرا و نواحی خراسان بـسیار معـمول می باشد.

آلات موسیقی ضـربی
از سازهای ضربی معـروف ایرانی دهـل، طبل و تـنـبک می باشـند.
دهـل
دهـل: این ساز از استوانه کوتاهی از جـنس چـوب که قـطر دایره آن حـدود یک مـتر و ارتـفاع آن ۲۵ تا ۳۰ سانتی متر است تـشکـیل شده و بر دو سطح دایره ای شکـل آن پـوست کـشـیده شده است. مضرابـش دو چـوب یکی به شکـل عـصا و دیگـری ترکه ای نازک می باشد. دهـل سازی کاملا محـلی و بـیـشـتر هـمراهـی کـنـنده با سرنا است. در مناطق فارس، بلوچستان و کـردستان بـیش از سایر جاها مورد استـفاده قـرار می گـیرد.
دایـره
دایره: این ساز ضربی که از حلقه ای چوبی تـشـکیل گـردیده که بر یکی از سطوح جانبی دایره ای شکل آن پـوست کشـیده شده است، این ساز را با ضرب سر انگـشتان هـر دو دست می نوازند و بـیـشتر شهـری است تا محـلی. سازی است هـمراهی کـنـنده با سایر سازهـا. دایره در حال حاضر در آذربایجان بـیـشـتر از سایر جاهـا رواج دارد.
طبل
طبل: یکی دیگر از سازهای ضربی که کوچکـتر از دهـل می باشد و مضراب آن دو کوبه چوبی است و آن را در مراسم عـزاداری در اکثـر مناطق ایران می نوازند.
تـنـبک
تـنبک: سازی است از پوست و چوب ( معـمولا گـردو ) و از دو قسمت گـلویی و استوانه ای تـشکـیل یافـته، سطح بالایی آن از پوست و قسمت گلویی آن که با دهانه ای گـشاد دارد باز می باشد.

سازهای مضرابی (زهـی - کوبی)
ساز منحصر بفرد ایرانی که در این تـقـسیم بـندی قـرار می گـیرد سنـتور است. این ساز شامل جـعـبه ای ذوزنقه ای است و هـفـتاد و دو رشته سیم سفـید و زرد تـشکـیل یافـته است.
سنـتور اساساً سازی است که قابـلیت تـکـنوازی و هـمنوازی را داراست و نواخـتن آن در تمام استان های ایران متـداول است.

منبع : سایت تخصصی موسیقی ایرانی