PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گونه های عمده بلوط در جنگل های زاگرس



mohsen.nopor
23 December 2009, 06:29 PM
چكيد ه
با توجه به تعداد زيادي از گونه درختي و درختچه اي كه در جنگل هاي زاگرس وجود دارند ،درصد بالاي تركيب گونه بلوط در اكثر نقاط به صورت غالب است و مي توان گفت جنس بلوط مشخص كننده سيماي ظاهري اين جنگل هاست. به همين دليل اين جنگل ها اكثرا به جنگل هاي بلوط مشهورند .
امروزه جنگل هاي زاگرس به علت قطع بي رويه و چراي مفرط دام غالبا به حالت مخروبه در آمده اند و بيشتر فرم شاخه زاد را تشكيل مي دهند . جنگل هاي دانه زاد بلوط در بعضي از مناطق كردستان و ياسوج يافت مي شود . توده هاي جنگلي اغلب تنك با تاج پوششش كمتر از 5/0 و حجم سر پاي توده هاي جنگلي در هر هكتار به طور متوسط بين 30 تا 50 متر مكعب مي باشد. ميزان رويش در هكتار از 1 متر مكعب در سال تجاوز نمي كند . درختان به علت قطع سر شاخه ها شكل اصلي و طبيعي خود را از دست داده اند و معمولا داراي ارتفاع كم و قطر زياد هستند . فاصله درختان از يكديگر زياد و به جز بعضي از قسمت ها كه به علت شاخه زاد بودن داراي تعداد پايه كافي در هكتار هستند ، تراكم توده هاي جنگلي بسيار كم مي باشد . تجديد حيات طبيعي اين جنگل ها به دليل شرايط ايجاد شده عملا غير ممكن است . خاك جنگلي در اثر فرسايش در اكثر مناطق به طور كلي از بين رفته است و سنگ مادر ي نمايان گشته است . درختان به علت صدمات وارده از بذر دهي خوبي برخوردار نيستند و اكثر بذور تشكيل شده فاقد قوه ناميه بوده و يا توسط حشرات و ساير حيوانات از بين مي روند مقدار كمي از بذور سالم يا توسط روستاييان و عشاير جمع آوري مي شود و يا توسط وحوش مصرف مي شوند . تعداد قليلي از بذور كه تمام خطرات و صدمات را پشت سر گذاشته و بستر لازم ( خاك جنگلي ) پيدا مي كنند ، پس از سبز شدن توسط چراي دام از بين مي روند.
به طوركل سه گونه بلوط را در جنگل هاي زاگرس شاهد هستيم كه عبارتند از : بلوط ايراني ، دارمازو و ويول .
از لحاظ پراكنش و وسعت بلوط ايراني رتبه اول را داراست كه از شمال غربي تا جنوب شرقي زاگرس پراكنش دارد . همچنين اين گونه مقاوم و بردبارتر از دو گونه ديگر از لحاظ خشكي پسندي ، شرايط رويشگاه است . همچنين قدرت جست دهي اين گونه از دو گونه ديگر بيشتر است .
از ميوه بلوط ايراني نان تهيه مي كنند و همچنين در تعليف دام نيز كاربرد فراوان دارد .
اهميت دارمازو به دليل توليد گال هاي ارزشمندي است كه توليد مي كند و يكي از درآمد هاي روستاييان از طريق جمع آوري اين گال ها و فروش آنهاست.به همين دليل اين گونه نسبت به گونه هاي ديگر كمتر دستخوش تخريب قرار گرفته است . ويول به دليل برگ هاي خوشخوراك وهمچنين تنه صاف در تعليف دام وساخت خانه هاي روستايي استفاده مي شود.








مقد مه
جنگل هاي زاگرس از پيرانشهر در آذربايجان غربي شروع و در امتداد رشته كوه زاگرس و بختياري تا اطراف جهرم و فسا در استان فارس ادامه مي يابد . طول اين نوار جنگلي بيش از 1000 و عرض آن 50 تا 100 كيلو متر است كه معمولا منقطع بوده و فقط در قسمت كوه هاي بختياري از پيوستگي بيشتري بر خور دار مي باشد .
مساحت جنگل هاي زاگرس در گذشته بيش از 10 ميليون هكتار بوده است و به دليل بهره برداري بي رويه طي ساليان دراز مساحت اين جنگل ها دايما سير نزولي را پيموده است و متاسفانه اين روند هنوز ادامه دارد . مساحت فعلي اين جنگل ها در حال حاضر در حدود 5 ميليون هكتار مي باشد كه گونه غالب آن بلوط ايراني است و همراه با ساير گونه هاي بلوط جنس غالب اين جنگل ها را تشكيل مي دهد و به همين دليل نيز به جنگل هاي بلوط غرب مشهور است .
ميزان بارش سالانه در مناطق جنگلي زاگرس به طور متوسط بين 400 تا 600 ميليمتر است كه بيشتر در بهار و پاييز مي بارد . حداكثر ميزان بارندگي سالانه در ارتفاعات زرد كوه و تونل كوهرنگ تا 1000 ميليمتر در سال گزارس شده است .
درجه حرارت متوسط بين 12 تا 18 درجه سانتي گراد مي باشد . در قسمت هاي شمالي زاگرس فصل يخبندان وجود دارد و در اكثر ارتفاعات در زمستان برف مي بارد. اقليم كلي منطقه زاگرس يك نوع آب و هواي مديترانه اي با زمستان هاي سرد است . در تابستان ها فصل خشك وجود دارد و در اكثر نقاط تا 4 ماه در سال هم مي رسد .
سنگ مادر اغلب آهكي كرتاسه است و خاك اين مناطق بيشتر شامل تيپ هاي راندزين ، قهوه اي جنگلي و ليتوسل مي باشد.
در بعضي از نقاط به دليل تخريب شديد سنگ مادر نمايان شده و درختان نمي توانند در اين قسمت ها به خوبي زاد آوري داشته باشند. تعداد و تنوع گونه هابي بلوط در قسمت هاي شمالي زاگرس مخصوصا كردستان بيشتر از ساير نقاط است ،در صورتيكه در قسمت هاي جنوبي و جنوب شرقي زاگرس فقط بلوط ايراني ظاهر مي شود . بدين جهت جنگل هاي زاگرس را مي توان جنگل هاي غني از بلوط توصيف نمود . جامعه بلوط غرب 5/3 ميليون هكتار از 5 ميليون هكتار جنگل هاي زاگرس را اين جامعه تشكيل مي دهد. بديهي است كه به دليل شرايط رويشگاهي و دخالت انسان وضعيت اين جامعه در همه نقاط يكسان نيست .












گو نه هاي عمده بلوط در جنگل هاي زاگرس :
Quercus infectoria ، Quercus libani ، Quercus persica
1- بلوط ايراني (غرب ، برودار ) Quercus persica :
ويژگي هاي گياه شنا سي :
اين گونه داراي برگ هاي تخم مرغي شكل ، چرمي ، در حا شيه دندانه دار است. هم سطح رويي برگ كركدار است و هم سطح زيرين كه در قسمت رويي كركها خشبي و در قسمت زيرين نرم هستند. معمولا برگها به اشكال و ابعاد متغيرهستند.رنگ پوست خاكستري روشن وشياردار ، تاج گسترده و انبوه دارد.ميوه در طي دو سال مي رسد. اين درختان به ارتفاع 20 متر هم مي رسند ولي در وضعيت موجود ارتفاع متوسط اين درختان در جنگل هاي حوضه رويشي زاگرس حدود 8 متر است . درشتي دانه و فلس هايي كه پياله را مي پوشاند در درختان مختلف متغير است و از اين رو واريته هايي از آن به وجود آمده است.(3 واريته) .
سرشت :
اين گونه نور پسند است اما در مراحل اوليه رشد سايه را تحمل مي كند و مي توان گفت كه براي رشد مطلوب ، به آن نياز مند است . اين گونه داراي دو نوع سيستم ريشه اي عميق و سطحي است كه در سال هاي اوليه رشد گسترش ريشه ها سريع و عميق است( نهال چهار ساله اين گونه در استان چهار محال بختياري با طول ريشه 85 سانتي متر اندازه گيري شده است. اما ريشه هاي سطحي مورب و افقي تا شعاع زيادي در پيرامون درخت گسترده مي شوند. اين ريشه ها به طول 12 متر هم اندازه گيري شده اند).
پراكنش :
اين گونه از وسيع ترين گسترشگاه دربين گونه هاي جنس بلوط درحوزه ي رويش زاگرس برخورداراست،ودرحال حاضردرقسمت هاي مركزي ، جنوبي وجنوب غربي زاگرس جامعه خالص بلوط ايراني را تشكيل مي دهد وتقريبا5/3 ميليون هكتاراز5 ميليون هكتارجنگلهاي زاگرس را اين جامعه تشكيل مي دهد. جامعه بلوط ايراني در1300 مترديده مي شود. روي دامنه هاي خشك وآهكي تا ارتفاع 2300 مترهم ديده مي شود. اين گونه ازشمال غرب تاجنوب غرب زاگرس را مي پوشاندوبرروي انواع خاك ها ظاهر مي شود. به عبارت ديگربردباري ونرمش اكولوژي آن نسبت به 2 گونه ي بلوط ديگر بيشتر است . درزاگرس مركزي و جنوبي تنهاگونه ي بلوط باقي مانده ، بلوط ايراني است و2 گونه ي ديگرجاي خودرابه بلوط ايراني داده اند . اين گونه درجنگل هاي كشور عراق، سوريه، لبنان وسوريه نيز رويش دارد.
شرايط اكولو ژي:
اين گونه بر روي خاك هاي بامنشاتشكيلات آهكي وpH قليايي فاقدآبشويي ، آهك و رس استقرار دارد. خاك رويشگاه اين گونه عموماكم عمق تا نسبتاعميق بوده واز تكامل مناسبي برخوردار نبست. درمقايسه با2 گونه عمده ديگر جنس بلوط ازبردباري بيشتري در قبال خاك برخوردار است. درواقع در زاگرس شمالي زماني كه خاك رويشگاه2گونه ويول ودارمازوفرسوده و از عمق وحاصلخيزي آن كم شود بلوط ايراني جايگزين مي شود. نياز رطوبتي اين گونه نسبت به2 گونه ديگر كمتر است ودر حقيقت از دامنه ي وسيعي درقبال رطوبت برخوردار است . در مناطق با حد اكثر بارش ساليانه در حوزه رويشي زاگرس ، ساير گونه هاي بلوط را همراهي مي كند. اين گونه از حد اقل ارتفاع 450 متر از سطح دريا (درمسجدسليمان) تا حداكثر2600 متر ازسطح دريا (ا رتفاعات ياسوج) رويش دارد . ضمن اينكه ارتفاع2700 متري ازسطح دريا نيزبراي اين گونه گزارش شده است. بيشترين سطح پيوسته توده هاي اين گونه درحوزه ي رويشي زاگرس درحدود 1000تا 2300 متر از سطح دربا واقع شده است ورويشگاه بهينه اين گونه درارتفاع 100تا 2000 متر از سطح دريااست. اين گونه اگر چه در جبهه هاي روبه شمال وروبه غرب به دليل بر خورداري از رطوبت وخاك مناسب تر از تراكم بالاتري برخوردار است ولي در رويشگاه خودش درتمامي جهات وجود دارد ومنحصر به جبهه اي خاص نمي گردد مگر در پايين ترين مدار جغرافيايي رويش آن در حوزه شهرستان فيروز آباد ( چوگان و دادنجان ) كه حضور آن در جبهه عمومي جنوبي ملاحظه نمي گردد . در حوزه هاي آبخيز كرخه عليا و دز عليا از 247 قطعه نمونه هزار متر مربعي آمار برداري شده به روش تصادفي در صد قطعه واقع شده در نمونه شمالي ، غربي ،شرقي و جنوبي اين گونه حضور داشته است .
ويژگي هاي جنگل شنا سي(تجديد نسل) :
اين گونه به هر دو روش جنسي وغير جنسي تجديد نسل مي كند .
تجديد نسل جنسي:
تجديد نسل دانه زاد اين گونه(بلوط غرب) اگرچه در صورت وجود شرايط مناسب به سهولت امكان پذيراست ولي بنا به دلايل و محدوديتهايي دروضعيت موجود بايد اذعان كرد كه نقشي را درآينده اين جنگلها ايفا نمي كند.
محدوديت هاي تجديد نسل طبيعي (جنسي ) :
* فقدان يا كمبود درختان مادريبذرده وهمچنين اكثربذور تشكيل شده فاقد قوه ي ناميه هستند .
* خاك جنگلي دراثر فرسا يش دراكثر مناطق به طور كلي از بين رفته است وسنگ مادري نمايان گشته است .
* چراي مفروط دام درغرصه هاي جنگلي
* جمع آوري بذر بلوط براي مصارف مختلف ازقبيل: تعليف دام وتهيه ي نان بلوط
* مصرف وحوش (موش،گراز،تشي و...) ازبذوردرعرصه
* تعداد قليلي ازبذور كه تمام خطرات وصدمات ممكن راپشت سر گذاشته وبسترلازم ( خاك جنگلي ) پيدا مي كنند، پس ازسبز شدن توسط چراي دام ازبين ميروند .
ازبين اين عوامل جمع آ‌وري بذر وچراي دام بيشترين تاثير منفي در تجديد نسل اين گونه دارد . جمع آوري بذر باعث مي شود كه ميزان بذر در جنگل كم مي شود وبه همين دليل وحوش به طرف مناطق جنگل كاري شده مي روند وبذور را ازخاك خارج ومورد تغذيه قرارمي دهند ويا نهال ها را بقيه برمي كنند .چراي مفرط دام در عرصه جنگل كه عموما در تمام طول سال در صورتي كه شرايط جوي اجازه دهد در عرصه جنگل پرسه مي زنند. ضمن اينكه معدود نونهال را تعليف نموده و موجب كوبيدگي و فشردگي خاك و افزايش ضريب روان آب مي گردد . با تعليف حتي برگ هاي خزان شده ( به دليل فقدان علوفه ) كه مي بايد بخشي از مواد معدني مصرف شده را به خاك بر گردانند موجب ضعف و كاهش حاصلخيزي تدريجي خاك مي گردنند و لذا تجديد نسل دانه زاد را با اشكال مواجه مي كنند .



تجديد نسل غير جنسي :
اين گونه از قابليت جست دهي خارق العاده نسبت به دو گونه ديگر برخوردار است. تجديد نسل شاخه زاد اين گونه به دو روش ريشه جوش و پا جوش است. گرچه در صورت قطع ميان بر و كمربر درخت جست توليد مي كند ولي در حالت
كلي فاقد ارزش جنگل شناسي است. در صورتي كه قطع درخت از قسمت بالاي يقه انجام پذيرد جستها بر روي كنده باقي مانده درخت ظاهر مي شود كه تحت عنوان پا جوش ناميده مي شود . اين نوع جست ها كه به صورت گروهي ظاهر شده و تحت عنوان جست گروه ناميده مي شود . در اثر رقابت و چراي دام تعدادي از آنها حذف گرديده و باقي مانده جست ها تا پايان عمر متكي به ريشه پايه قطع شده مي باشند و از اينرو براي اين نوع تجديد نسل نمي توان ارزش قابل ملاحظه اي از نظر جنگل شناسي قايل گرديد.
چنانچه قطع درخت از قسمت يقه و پايينتر از آن صورت بگيرد يا به هر صورت ريشه هاي افقي درخت مورد قطع و زخم وا قع شوند توليد جست ريشه جوش مي كند. اين نوع جست ها قادر به توليد ريشه مستقل از پايه هاي مادري هستند و از لحاظ خصوصيات جنگل شناسي حايز اهميتند و راز بقاي جنگل هاي زاگرس را بايد همين امر دانست.
بررسي ها نشان مي دهدكه بلوط غرب در سنين مختلف قادر به جست دهي است و اگر چه اين گونه تا سن 228 سالگي نيز جست توليد مي كند ولي نمي توان اظهار داشت كه سن نهايي جست دهي اين گونه 228 سال است بلكه ا مكان جست دهي در سنين بالاتر نيازمندبررسي با نمونه هاي بيشتر است .
ريخت شنا سي :
تخريب توده هاي جنگلي در حوزه رويشي زاگرس ريخت جنگلي گونه ها را دستخوش دگر گوني كرده و اين گونه نيز از اين قاعده مستثني نيست. اين درخت در شرايط جنگلي داراي تاج سبك و متقارن است در حاليكه در شرايط ويژه و يا در خارج از توده هاي جنگلي داراي تاج پرپشت ، انبوه و گسترده است .
تنه درخت با فرم دانه زاد و واقع در توده هاي انبوه ، به ارتفاع 6 متر بدون شاخه و صاف وجود دارد اما در وضعيت موجود ارتفاع تنه اكثريت پايه ها به كمتر از 2 متر تقليل يافته است . پوست تنه تا سنين 35- 30 سالگي صاف و بدون كرك است ولي پس از آن شكاف خورده و فرم خشن و ترك خورده به خود مي گيرد.در پايه هاي قطع و تاج بري شده و يا فرم ويژه خارج از توده هاي انبوه جنگلي از شاخه دواني بالايي برخوردار است و شاخه هاي اصلي قطور از ارتفاع نسبتا پايين بر روي تنه اصلي ظاهر مي شوند،به طوريكه بخش قابل ملاحظه چوب در قسمت تاج درخت توليد مي گردد . ارتفاع اين درخت مي تواند به 20 متر هم برسد و قطر 140 سانتيمتر هم پيدا كند.
فرم پرورشي :
اين گونه به صورت توده هاي شاخه زاد ، دانه زاد و يا آميخته شاخه و دانه زاد پرورش پيدا كند. در فرم پرورشي دانه زاد اين گونه در اشكوب فوقاني ، در فرم دانه و شاخه زاد : پايه هاي دانه زاد در اشكوب بالا و شاخه زاد در اشكوب زيرين واقع است .
در فرم شاخه زاد كه معمولا يك اشكوبه است كه پايه هاي شاخه زاد اين گونه به صورت جست گروه،توده هاي معمولا خالص را تشكيل مي دهند .




جنگل كا ري :
در روند جنگل كاري با بذر بلوط به نظر مي رسد كه در اقدامات اوليه رعايت نكات فني به دليل عدم تجربه به خوبي صورت نگرفته است چون براي بعضي جنگل كاري ها بذر را از اهالي منطقه خريداري كرده بودند كه به دليل نگهداري نامناسب فاقد قوه ناميه بودند و جنگل كاريها توفيق چنداني نداشته اند و يا عمق كاشت بذر در خاك هايي با بافت مناسب رعايت نشده و يا زمان كاشت مناسب نبوده است . در ادامه اين ناكامي براي جنگل كاري ،درختان مادري مناسب براي تهيه بذر با نظارت كارشناسان و ايجاد شرايط مناسب نگهداري تا زمان كاشت و ضد عفوني بذر با سموم قارچ كش و رعايت عمق مناسب كاشت، جنگل كاري ها از توفيق بالايي بر خوردار شدند .
جنگل كاري با نهال بلوط در حوزه رويشي زاگرس تاكنون در سطح وسيعي صورت نگرفته و توصيه هم نمي شود.
2- دار مازو Quercus infectoria :
ويژگي هاي گياه شنا سي :
برگ هاي اين گونه تخم مرغي كشيده يا واژ تخم مرغي است كه در حاشيه لوبدار ، لوبها عميق است . سطح روي برگ صاف و براق و بدون كرك ولي سطح پشت برگ كركدار است كه رفته رفته و كم و بيش صاف و كبود يا پريده رنگ مي شود. ميوه پايك كوتاه دارد و به ندرت به يك سانتي متر مي رسد و حاصل 1 يا گاهي 2يا3 ميوه است.ميوه در طي يكسال مي رسد. فلس هاي پايين برجسته و فلس هاي بالا كوچك ترند. ميوه، استوانه اي كشيده و صاف به رنگ قهوه اي روشن و موكرونه است .پوست تنه خاكستري و ترك خورده است . اين درخت مي تواند در زاگرس به ارتفاع 6 متر و قطر تنه 6/0 متر برسد .
سرشت :
گونه اي نور پسند است كه در سنين اوليه رشد به سايه بردبار و مقاوم است . داراي دو نوع سيستم ريشه اي عمقي و سطحي است .
پراكنش :
در زاگرس شمالي رويش دارد. وسيع ترين رويشگاه آن در جنگل هاي استان آذربايجان غربي و كردستان واقع شده است . از جنگل هاي حوزه شهرستان پيرانشهر در آذزبايجان غربي تا حوزه شهرستان مريوان به صورت تقريبا پيوسته رويش دارد . رويشگاه منفصل آن در كرمانشاه و لرستان ديده مي شود .گسترش ارتفاعي اين گونه در زاگرس شمالي از حدود 1300 تا 2050 متر از سطح درياست . اما مناسب ترين رويشگاه اين گونه در ارتفاعات حدود 1400 تا 1600 متر از سطح دريا واقع شده است . اين گونه در جنگل هاي كشور عراق ، سوريه ، تركيه ، يونان و قبرس نيز رويش دارد . البته در كشور قبرس توده هاي خالص آن يافت نمي شود بلكه به صورت گونه همراه است .
شرايط اكو لوژيكي :
در خصوص نياز هاي اكولوژيك گونه دار مازو در ايران متاسفانه تاكنون بررسي و مطالعه اي انجام نشده است . اما مشاهدات ميداني نشان مي دهد كه نياز هاي اكولوژيك گونه دارمازو حد واسط نيازهاي گونه بلوط غرب و ويول است كه از ويول پايين تر و از بلوط غرب بالا تر است . هم با گونه بلوط غرب و هم با ويول تشكيل تيپ جنگلي را مي دهد .
ويژگي هاي جنگل شنا سي ( تجديد نسل ) :
اين گونه به دو صورت جنسي و غير جنسي تجديد نسل مي كند .تجديد نسل دانه زاد آن در صورت وجود پايه هاي مادري بذر ده و نبود عوامل محدودكننده غير طبيعي نظير چراي دام به سهولت انجام مي پذيرد. در استان كردستان تجديد حيات اين گونه به ارتفاع حدود 1 تا 5/1 متر مشاهده شده است . همچنين قدرت جست دهي اين گونه از بلوط غرب كمتر ولي از ويول بيشتر است .
ريخت شنا سي :
ارتفاع متوسط اين گونه اگر چه در حال حاضر كمتر از 10 متر است ولي در خاك هاي مرطوب به ارتفاع 18 متر مي رسد. تاج پهن ، گرد و يا كشيده دارد . پوست تنه در جواني صاف و در سنين بالا ترك خورده و شيار دار و به رنگ خاكستري است . اين گونه با برخورداري از توان توليد انواع گال هاي ارزشمند كمتر از گونه ويول كه برگ هاي خوش خوراكتري نسبت به دارمازو دارد مورد سر شاخه زني قرار مي گيرد و لذا تاج گسترده و پهن تري نسبت به گونه ويول ايجاد مي كند .



فرم پرورشي :
به صورت دانه و شاخه زاد و شاخه زاد مي باشد . بر حسب شرايط منطقه يكي از اين دو روش براي فرم پرورشي در نظر گرفته مي شود .توده هاي شاخه زاد اين گونه در جنگل هاي گسسته منطقه جوانرود مشاهده مي گردد . فرم پرورشي دانه و شاخه زاد در جنگل هاي شهرستان سردشت و مريوان ديده مي شود .
فراورده ها :
محصول اصلي اين گونه چوبش است كه براي تامين سوخت و ساير مصارف روستايي به كار گرفته مي شود . ولي اين گونه شايد تنها درختي است كه در جنگل هاي غرب كمتر دستخو ش حمله ، قطع و تخريب قرار گرفته است . دليل اين امر وجود گال هاي مختلفي است كه در نتيجه تخم گذاري حشرات روي اين درخت حاصل مي شود . از انواع گالها مي توان به قلقاف ، مازوج ،سيچكا و غيره اشاره كرد. اين گال ها به علت داشتن تانن سابقا مورد استفاده زيا د در دبا غي بوده وداراي ارزش اقتصادي براي ساكنان محل بوده و لذا افراد بومي در حفظ وحراست اين درخت جهت بهره برداري از گال هاي آن كوشش هاي فراوان داشته اند وبه همين دليل تا به امروز بهتر از ساير درختان باقي مانده است . گز علفي بر اثر فعاليت نوعي حشره بر روي درخت دارمازو توليد مي گردد و از آن در شيريني سازي به ويژه گز اصفهان استفاده مي شود وداراي بازار فروش مناسبي هم است .
جنگل كاري :
مشابه دو گونه ديگر يعني بلوط غرب و ويول است .
3- بلوط ويول ، بلوط لبنان Quercus libani :
ويژگي هاي گياه شنا سي :
شكل برگ نيزه اي ، برگها در حاشيه دندانه دار ، سطح رويي برگ فاقد كرك وسطح زيرين آن كرك دار ودر بعضي مواقع فاقد كرك است . ميوه استوانه اي يا كمي بيضي شكل با انتهاي فرو رفته و موكرون كوتاه درداخل پياله قرا ردارد و پياله نيمي از ميوه را ميوه را مي پوشانند وقسمت اعظم پياله پوشيده از فلس است .
سرشت :
گونه اي نور پسند است كه در مراحل اوليه رشد به سايه بردبار است وداراي دو نوع سيستم ريشه اي عميق و سطحي است .
پراكنش :
اين گونه در زاگرس شمالي ودرجنگل هاي دو استان آذربايجان غربي وكردستان رويش دارد .ويول در جنگل هاي حوزه شهرستان پيرانشهر ، سردشت و بانه رويش داشته و پايين ترين حد رويشي آن به مدار 35 درجه و 25 دقيقه عرض شمالي در حوزه شهرستان مريوان ختم مي گردد . اين گونه از حداقل ارتفاع 1300 مترتا حداكثر ارتفاع 2150 متر ازسطح دريا رويش دارد . مناسب ترين رويشگاه اين گونه ارتفاعات 1600 تا 1700 مترازسطح دريا است. اين گونه جبهه شمالي را از ساير جهات جغرافيايي بيشتر مي پسندد . علاوه بر ايران در جنگل هاي كشور عراق ، سوريه ،لبنان و تركيه رويش دارد .
شرايط اكولوژيكي :
به طور كلي گونه ويول از خواهش هاي اكولوژيكي بالاتري نسبت به ساير گونه هاي جنس بلوط در زاگرس شمالي برخوردار است . اين گونه اگر چه بر روي خاك هاي كم عمق تا عميق استقرار دارد ولي رويشگاه اصلي اين گونه، خاك هاي نيمه عميق تا عميق است . نياز رطوبتي اين گونه بيش تر از دو گونه ديگر است. در مناطقي از زاگرس رويش خوب دارد كه از بالاترين ميزان بارش متوسط ساليانه بر خوردار باشد .
ويژگي هاي جنگل شنا سي ( تجديد نسل ) :
به دو صورت جنسي وغير جنسي تجديد نسل مي كند . در صورتي كه منطقه تحت چراي مفرط دام قرار نداشته باشد تجديد نسل دانه زاد به خو.بي صورت مي گيرد . تجديد نسل غير جنسي به صورت شاخه زاد است كه در صورت قطع درخت ،كنده توليد جست مي كند ولي توان جست دهي اين گونه از 2 گونه ديگر بلوط كمتر است . بررسي ظاهري حاكي از آن است تجديد نسل شاخه زاد علاوه بر پاجوش قادر به توليد ريشه جوش نيز است ولي صحت اين موضوع نيازمند بررسي دقيق تر است .
ريخت شنا سي :
ريخت ظاهري اين گونه نيز دراثر اعمال دخالت ها تغيير كرده است . درشرايط فعلي تاج نسبتا گسترده ونا متقارن دارد . تنه در جواني صاف ، قهوه اي وبدون شيار ودر سنين بالا شياردار وبه رنگ خاكستري در مي آيد . طول تنه اين درخت كوتاه است . به دليل خوش خوراك بودن برگ ها امر گلا زني ( قطع سر شاخه ها وانبار كردن روي درخت ) رواج دارد وكليه شاخه ها ي اصلي وفرعي قطع مي شوند كه تاج درختان شكل طبيعي خود را از دست داده اند . درختان در سنين بالا از قطر پاييني برخور دارند زيرا استمرار شاخه زني فرصت رويش قطري را از اين درختان گرفته و توان درخت عموما صرف شاخه زني هاي مكرر و رشد شاخه ها مي شوند .
فرم پرورشي :
به صورت دانه و شاخه زاد صورت مي گيرد . البته شاخه زاد در سطوح كوچكتر و در ارتفاعات پايين تر از توده هاي دانه و شاخه زاد رويش دارند .
فراورده ها :
محصول اصلي آن مثل دو گونه ديگر بلوط، چوب است ولي به دليل خوش خوراك بودن برگ ها و استفاده آن در تعليف دام كمتر مورد تجاوز قرار گرفته است. در صورت گلازني برگ و سر شاخه هاي ريز به مصرف دام و بقاياي آن به عنوان سوخت استفاده مي شود . اين گونه قادر به توليد تنه هاي صاف تري نسبت به دو گونه بلوط غرب و دار مازو است و در گذشته از تنه آن به عنوان تير ساختماني استفاده مي شده است .
محصول ثانويه اين گونه برگ و ميوه است كه در تعليف دام استفاده مي شود. همچنين برگ هاي اين گونه را انبار و در زمستان به مصرف دام مي رسانند.
جنگل كاري :
براي اين گونه نيز مثل بلوط غرب عمل مي شود .





بحث و پيشنهادات
چنانچه جلوي تخريب سريع جنگل هاي زاگرس گرفته نشود ، در آينده نزديكي مناطق جنگلي غرب و جنوب غربي كشورمان تبديل به كوهستان هاي سنگلاخي و فاقد پوشش گياهي مناسب خواهد شد كه خطرات و صدمات سيل و ساير عواقب آن براي كل منطقه غير قابل جبران خواهد بود.
جهت اصلاح و احياي جنگل هاي زاگرس بايد ابتدا يك سياست همه جانبه و هماهنگ كشاورزي ، مرتعداري ، و جنگل داري دنبال شود و با عمل كردن طرح هاي جامع و اصولي كه جوابگوي منطقي به استفاده صحيح از اراضي باشد ، به طور معقول از زمين هاي اين مناطق استفاده گردد . پس از تعيين و تفكيك مناطق جنگلي احياي اين جنگل ها از دو راه ا مكان پذير است.
ابتدا بايد در جنگل هايي كه هنوزامكان تجديدحيات طبيعي در آنها وجود دارد ، منطقه جنگلي كاملا محصور شده و عمليات پرورشي لازم از قبيل تنك كردن ، تقويت پايه هاي مادري و فراهم نمودن شرايط لازم براي تجديد حيات طبيعي انجام گيرد . همزمان با اين كار ، جنگل كاري با گونه هاي مناسب نيز بايد به صورت واكاري جهت تكميل تجددديد حيات طبيعي انجام گيرد . در مناطقي كه تخريب جنگل گسترش بيشتري يافته و امكان تجديد حيات طبيعي عملا وجود ندارد ، مي بايد از طريق طرح هاي مربوطه اقدام به جنگل كاري اين مناطق با گونه هاي مناسب بومي نمود . در مورد وارد كردن گونه هاي خارجي بايد به دو مساله مقاومت به خشكي تابستانه و سرماي زمستانه توجه خاصي داشت . از طرفي چون سنگ مادري خاك هاي اين مناطق اغلب آهكي هستند ، مسلم است گونه هايي كه طالب خاك هاي اسيدي هستند مناسب نمي باشند. براي انتخاب گونه هاي مناسب جنگل كاري بايد طبيعت منطقه و جنگل هاي مديترانه اي مشابه در ساير كشورها مورد مطالعه قرار گيرد.
به طور كلي مي توان گفت كه احياي جنگل هاي زاگرس مستلزم سرمايه گذاري زياد ، تهيه و تدوين برنامههاي اصولي و منطقي همراه با وجود نيروي انساني متخصص لازم مي باشد . در اين خصوص بايد به مسايت اقتصادي و اجتماعي روستايييان و عشاير و ميزان وابستگي آنها به زمين جنگل و فراورده هاي جنگلي توجه خاصي داشت. اين برنامه ها در صورتي موفقيت آميز خواهد بود كه با همكاري و همياري روستاييان انجام پذيرد . در اين خصوص بهبود وضع كشاورزي ،دامداري و صنعت روستا مي تواند نقش مؤثري در كاهش وابستگي آنها به جنگل ايفا نمايد. جايگزين نمودن سوخت فسيلي به جاي هيزم جزو برنامه هايي است كه بايد به آن اولويت خاص داد .
هر چند كه توليدات چوبي جنگل هاي غرب در واحد سطح ناچيز است ولي در كل ميزان قابل توجهي است و پيش بيني مي شود كه با اجراي طرح هاي جامع جنگل داري در منطقه زاگرس همراه با كشت گونه هاي مناسب بتوان سالانه حدا قل يك ميليون متر مكعب چوب برداشت نمود كه اين محصولات مي تواند جوابگوي صنايع كوچك محلي و سنتي باشد. با توجه به پراكندگي توليدات چوبي حاصل ، تاسيس و استقرار واحدهاي صنايع چوب بزرگ در اين منطقه قابل توجيه نمي باشد.از نظر نيروي انساني متخصص لازم است هر چه سريعتر نسبت به تامين آن براي اين مناطق كوشش به عمل آيد و پيشنهاد مي شود براي هر 50 هزار هكتار جنگل حداقل يك كارشناس و ده كاردان در نظر گرفت .امیدوارم مطالب مورد استفاده عزیزان قرار گرفته باشد:browse_202::browse_018:

Nafas
23 December 2009, 08:28 PM
دوست عزیز

خیلی خوش اومدید به انجمن

و ازاینکه در ابتدای ورود در حال فعالیت هستید بسیار خوشحالیم و

خیلی ممنون هستیم

مطالبتون هم مفید بودند از اینکه پاسخ دوستان در این تالار رو هم دادید سپاسگزاریم

انشاءالله که با فعالیت های مستمر و مداوم خود از کاربران فعال ما باشید

با تشکر از حضور و فعالیت شما

mohsen.nopor
24 December 2009, 03:18 PM
سلام.خوشحالم از اینکه مطالبم مورد استفاده دوستان قرار گرفته و امیدوارم بتونم به عنوان یه فرد مفید در این گروه به فعالیت های خودم ادامه بدم.