PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جملات برگزيده از كتاب هاي مختلف



goli1
25 July 2009, 04:00 PM
شما چيزي گم نكردين

«شما چيزي گم نكردين» عنوان كتابي است كه در سال جاري از سوي موسسه فرهنگي هنري آفتاب كرمان منتشر شده. اين كتاب، مجموعه 12 داستان از علي اكبر كرماني نژاد است. اين كتاب كه در 135 صفحه و تيراژ 1000 نسخه منتشر شده به قيمت 1450 تومان در اختيار علاقه‌مندان قرار گرفته است. سرخشت، اگر تبرك مي‌شد، باران، پَخَم، پروانه و سنگ، دست آويز باد، ده تومني، شما چيزي گم نكردين؟، سوخته‌ي هراس، طعمه، گوسفند‌ها و حق الكشف عناوين داستان‌هاي كتاب «شما چيزي گم نكردين» را تشكيل مي‌دهد.
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.

هوا آن قدر تاريك بود كه فكر مي كردم سقف آسمان آمده پايين . فكر مي كردم اگر دستم را دراز كنم ، دستم توي سياهي آسمان گم مي شود .همه چيزعوض شده بود .بوته هاي لب جو پرازفش فش مار بود وجو مثل اژدها غرش مي زد وجلو مي رفت . آن قدر ترسيده بودم كه دندان هايم درك درك وَر هم مي خورد . ولي نمي فهميدم چرا ور نمي گردم .
جنازه ي خرگوشوم تو بغلم بود .گردنش شل شده بود وكله ش همراه هر قدمي كه بر مي داشتم ،به اين طرف وآن طرف مي افتاد .خر گوشوم ،همين سر شبي مرده بود ومن داشتم مي رفتم تا زير درخت سايه خوش خاكش كنم .
شكم خرگوشوم باد كرده بود .بچه ها مي گفتند : هر چيزي كه شكمش باد كنه تودلش بچه داره.
چقدرخوشحال بودم ومي گفتم: هف هشت تا بچه مي زايه واونوخ …مادرمم شكمش باد كرده ، يعني اونم تو شكمش بچه داره ؟ …اگر اونم مثل خرگوشو بميره چي ؟…
مادرم زير درخت سايه خوش خوابيده بود . يك نفر بالا سرش نشسته بود وداشت زمين را مي كند . دويدم طرفش . تا سرش را بلند كرد , شناختمش .

Nafas
4 August 2009, 02:03 PM
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.
خاطرات این شاهزاده توسط دختر وی كه یكی از نویسندگان و روزنامه‌نگاران مشهور فرانسه است در حجمی حدود 900 صفحه نوشته شده و در طی آن به بررسی...

كتابی درباره یكی از شاهزادگان ترك، با نام «شاهدختی با جوراب‌های پاره» نوشته كنیزه مراد، دختر این شاهزاده، به زبان فارسی منتشر می‌شود.

سید حبیب گوهری‌راد، مترجم این كتاب به خبرنگار فارس گفت: این كتاب سرگذشت شاهزاده جوانی است كه در جنگ جهانی دوم در تركیه آواره می‌شود و به كشورهای مختلفی از جمله لبنان و فرانسه مهاجرت می‌كند و سرانجام در 22 سالگی هنگام وضع حمل از دنیا می‌رود.
وی ادامه داد: در لابه‌لای اتفاقاتی كه در این كتاب برای دختر و خانواده او رخ می‌دهد، جریانات سیاسی روز نیز مطرح می‌شود و نشان داده می‌شود كه چگونه هر اتفاق كوچكی بر زندگی خانوادگی این شاهزاده تأثیر می‌گذارد.
مترجم كتاب "دیوانه‌وار " درباره محتوای كلی این اثر توضیح داد: به طور كلی حرف موارد در این كتاب این است كه بگوید تصور نكنید هر كسی كه شاهزاده است زندگی بسیار خوب و خوشبختی دارد بلكه حوادث و اتفاقات بسیاری در جریان است كه زندگی هر انسانی را زیر و زبر می‌كند.
وی اضافه كرد: خاطرات این شاهزاده توسط دختر وی كه یكی از نویسندگان و روزنامه‌نگاران مشهور فرانسه است در حجمی حدود 900 صفحه نوشته شده و در طی آن به بررسی جزء به جزء تاریخ تركیه و خاندان سلطنتی عثمانی و شرایط سیاسی و اجتماعی آن روزگار پرداخته شده است اما من با حذف بخش‌هایی از تاریخچه تركیه كل كتاب را در 400 صفحه ترجمه خواهم كرد.

وی همچنین از انتشار چاپ پنجم كتاب "دیوانه‌وار " خبر داد و عنوان كرد: این اثر یكی از كتاب های مشهور و مهم كریستین بوبن است كه با استقبال خوبی كه از آن شد اكنون چاپ پنجم آن به بازار می‌آید.
این مترجم با اشاره به اهمیت بوبن در ادبیات فرانسه خاطر نشان كرد: او نویسنده سرشناس و مقبولی است كه نگرش‌های فلسفی در آثارش تأثیرات عمیقی به جا گذاشته است ضمن آنكه معنویت و تقدس از مضامین محوری آثار اوست.

سروش007
12 August 2009, 12:08 PM
با سلام خدمت دوستان عزیز
توی این تاپیک قصد دارم برترین و نفیسترین کتابهای روز دنیا رو بهتون معرفی کنم تا به عنوان راهنمایی بتونین توی خریدتون بهترین رو انتخاب و خرید نمائید.
از دوستان عزیزی که می تونن من رو توی این امر کمک کنن می خوام که پستهاشون رو اینجا بزارن.
با سپاس

سروش007
12 August 2009, 12:09 PM
دوازده زندانی ژنده پوش به فرماندهی یک سرباز روسی از خیابانی می گذرند،احتمالا از قرارگاهی دور می آیند و سرباز روس باید آن ها را به جایی برای کار یا به اصطلاح بیگاری ببرد.آن ها از آینده شان هیچ نمی دانند.
ناگهان،از قضا زنی از خرابه ای بیرون می آید،فریاد می کشد،به طرف خیابان می دود و یکی از زندانیان را در آغوش می کشد.
دسته کوچک از حرکت باز می ماند و سرباز روس هم طبیعی ست که در می یابد چه اتفاقی افتاده است.او به طرف زندانی می رود که حالا آن زن را که به هق هق افتاده در آغوش گرفته ست.می پرسد
:زنت؟
:بله
بعد از زن می پرسد
:شوهرت؟
:بله
سپس با دست به آن ها اشاره می کند.آن ها با ناباوری نگاهش می کنند و می گریزند.
سرباز روس با یازده زندانی دیگر به راهش ادامه می دهد،تا چند صد متر بعد گریبان رهگذربی گناهی را می گیرد و او را با مسلسل مجبور می کند وارد دسته بشود،تا آن دوازده زندانی که حکومت از او می خواهد،دوباره کامل شود.

ماکس فریش

Nafas
13 August 2009, 08:39 PM
با سلام خدمت دوستان عزیز
توی این تاپیک قصد دارم برترین و نفیسترین کتابهای روز دنیا رو بهتون معرفی کنم تا به عنوان راهنمایی بتونین توی خریدتون بهترین رو انتخاب و خرید نمائید.
از دوستان عزیزی که می تونن من رو توی این امر کمک کنن می خوام که پستهاشون رو اینجا بزارن.
با سپاس

ممنون آقا سروش :wubclub:

واقعا" پست جالب و به جائی بود

خیلی خیلی ممنون و امیدوارم همراهتون در این تاپیک باشم

با تشکر فراوان از زحمات شما :notworthy::notworthy::notworthy:

سروش007
16 August 2009, 10:48 AM
دختر پرتغالی
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.
نویسنده : یوستین گاردر
مترجم : مهوش خرمی پور
انتشارات : کتابسرای تندیس

جرج پسر 15 ساله ایست که در 4 سالگی پدرش فوت کرده است . او 11 سال پس از مرگ پدر نامه ای از وی پیدا می کند که خطاب به او نوشته شده است . پدر که از مرگ نزدیک خود مطلع بوده طی نامه ای شرح آشنایی و عشق خود به یک دختر پرتقالی ( منظور میوه پرتقال است ) را بیان می کند . در نهایت به جرج می گه من ناراحتم که به دنیا اومدم تا وسط خوشیام از دنیا برم . جرج اگه تو موقع تشکیل جهان بهت می گفتن وقتی زمانش برسه می تونی بری دنیا را ببینی اما وقتی زمانش رسید باید بیای بیرون ازش هر وقت که می خواد باشه ایا دلت می خواست اصلا به دنیا بیای ؟
کل کتاب این سواله اگر حق انتخاب داشتید به دنیا می امدید ؟

از نظر اطلاعات کتاب بدی نیست ولی یوستین گاردر در تمام کتابهاش داره تو یه خط حرکت می کنه و چیزه جدیدی ارائه نمی کنه. به نظر من بهترین کتابش همون دنیای سوفی هست.
چند تا جمله زیبا از این کتاب انتخاب کردم.
"خیلی پیش می آید که میان مرد ها و زن ها نگاه هایی ردو بدل شود و بی تردید این از زمان آدم و حوا هم رایج بوده است!"
"تا به حال در روزنامه یا مجله اسم کسی را خوانده ای که برنده نشده باشد؟"
"برای ما انسان ها گاهی از دست دادن چیزی که دوستش داریم بسیار سخت تر از نداشتن آن از ابتدای امر است. "
"رویای نا ممکن ها نام ویژه ای دارد که به آن امید می گوییم"
" اگر می دانستم فقط اجازه دارم که یک میلی گرم از چیزی را بخورم که بی نهایت خوشمزه است از این کار چشم می پوشیدم و با تشکر آن را رد می کردم."



شاد باشید و موفق

سروش007
16 August 2009, 02:03 PM
شازده احتجاب
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.
هوشنگ گلشیری
انتشارات نیلوفر

شازده احتجاب رمانی از هوشنگ گلشیری است که اولین بار به سال ۱۳۴۸ منتشر شد. پس از آن این رمان به چاپ‌های متعدد رسیده‌است و تا سال ۱۳۸۵ چهارده چاپ آن ارائه شده‌است. شازده احتجاب را جیمز باکن نویسنده اسکاتلندی به انگلیسی ترجمه کرده‌است. خود گلشیری این اثر خود را خوش‌اقبال‌ترین کتاب خود نامیده است. شازده احتجاب به زبان فرانسوی نیز ترجمه شده است.
شازده احتجاب روایت فروپاشی نظام شاهی و خانی در سنت فرهنگی ایران است. شخصیت اول رمان شازده که شازده احتجاب نامیده می‌شود در اوهام و گذشته به روایت قسمتی از استبداد و بیداد خود و خانواده‌اش می‌پردازد. گلشیری در این رمان از شیوه سیال ذهن (ادبیات) بهره می‌گیرد.
فیلمی با همین نام و به کارگردانی بهمن فرمان آرا با اقتباس از این رمان ساخته شده‌است.


شاد باشید و موفق

سروش007
18 August 2009, 08:05 AM
شاهکار
نویسنده : امیل زولا
مترجم : علی اکبر معصوم بیگی
انتشارات نگاه

شاهکار قصه نقاشی است به نام کلود که دارای شخصیت عجیبی است. اون از نظر دوستان نزدیکش و همچنین یکی از اساتید نقاشی دارای نبوغ فراوان نقاشی و هنر است ولی از نظر منتقدین و مردم عادی اون دیوانه ای بیش نیست. کلود به دور از چشمان دوستانش، زنی به نام کریستین رو به عنوان شریک جنسی خود انتخاب می کند و از اون بچه دار می شه که اون بچه هم عاقبت به خاطر مریضی می میره. و بعد کلود رسما با زنش ازدواج می کنه. - البته قبل از مردن بچه شون-
در نهایت نیز داستان با خودکشی کلود به پایان می رسه. کتاب 526 صفحه است و برای کسانی که حوصله خواندن رمان بلند رو ندارند به درد نمی خوره.
شاهکار در میان آثار زولا تا حدودی مانند سرگذشت نامه است. در این کتاب بسیاری از دوستان زولا مثلا بایل، والابرک، الکسیس، سولاری، باباتانگی، (و خود زولا در قالب شخصیت ساندوز) و سرانجام بسیاری از خصایص سزان را در شخصیت اول قصه یعنی کلود لانتیه نقاش می توان باز شناخت.

سروش007
26 August 2009, 07:09 AM
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.
نویسنده : محمد محمد علی
انتشارات کاروان


کتاب از زبان اقلیما دختر رشد ادم وحوا نقل می شه.
در کتاب نقل می شه که خداوند با عشق تمام زمین را در 2 روز خلق می کنه و جنیان را بر آن مستقر می نماید . سپس آسمان و عرش و بعد از آن فرشتگان را می آفریند . به دلیل بدکاری جنیان خدا لشکری از فرشتگان را برای نابودیشان می فرستد و یکی از جنهای خردسال و اشراف زاده به نام حارث را که بعدها همان ابلیس می شود با خود به آسمان می برد . حارث بسیار نیایش خدای را می کند و علم فراوان می آموزد و جایگاهی رفیع می یابد و خدا بار دیگر برای تنبیه جنیان حارث را به زمین می فرستد .
خدا تصمیم می گیرد انسان را خلق کند و او را جانشین خود بر روی زمین کند . برای این کار خدا فرشتگان مختلف را می فرستد تا از زمین خاک بیاورند . حارث خودداری می کند و جبرئیل و میکائیل و اسرافیل ناتوان می مانند اما عزرائیل موفق می شود و خاک را برای خدا می اورد . 40 روز بر این خاک باران محبت و اندوه و یک ساعت باران شعف و شادی می بارد و آنگاه خدا با دست خود آدم را می سازد . خدا جثه آدم را دو ساعت مانده به غروب جمعه می سازد و زمانی که جثه خشک می شود دل را می سازد که ان کار نیز 2 ساعت مانده به غروب جمعه تمام می شود و خدا به فرشتگان امر به تعظیم می کند . چون عمل فرشتگان از روی رضا نیست خدا به انسان علم می اموزد و فرشتگان با رضا بر او سجده می کنند جز ابلیس که از بهشت رانده می شود و عده ای از یارانش مانند خناس نیز بدون اجازه همراه او از بهشت خارج می شوند .
فرزند اول ادم و حوا خل وضع و نام او عبدالحارث ، فرزند دو قلوی بعدی آنها هابیل و لویذا و فرزندان بعدی دو قلوی اقلیما و قابیل هستند .
بعد از آدم فرزنش شیث ( نام همسرش حذورا) بعد از او فرزندش انوش سپس فرزندش قینان سپس فرزندش مهلائیل و بعد فرزند او لود به پیامبری می رسند .
همچنین گفته می شه که عمر حضرت نوح 1000 سال بوده که وقتی در ابتدای خلقت خدا شجره نامه را نشانش می دهد دلش برای حضرت داوود می سوزد و 60 سال از عمرش را به او می بخشد .
چند تا جمله از این کتاب :
" نور نباشد، ظلمت معنی ندارد، ظلمت نباشد، نور بی معناست. جهان یکسره نور یا یکسره ظلمت بی انگیزه است برای زیستن و عشق ورزیدن"
"عشق امانتی است آسمانی، قدیم و ازلی که بر تار و پودهای ذهن و زبان، تن و جان آدمی در هم تنیده شده است، و فضای میان عاشق و معشوق را معطر و خوشبو می کند."
"مرگ، پریدن با فریادی از وحشت است و رهایی از رویای پردهشت و تماشای پرده آخر."

سروش007
30 August 2009, 07:36 AM
نویسنده : جواد سعیدی پور
انتشارات : کاروان

داستان های خیلی خیلی کوتاهه. (مینیمال)
اصلا خوشم نیومد. راستش رو بخواین از بیشتر داستانهاش سر در نیاوردم. یعنی نمی دونم معنی و مفهوم خاصی دارند یا نه. شاید من خیلی کم سوادم. فقط از این چند تا داستان کوتاهش کمی خوشم اومد:
مگس، او نمی داند، انگشتر، شما دست بزنید، یک مجوز برای حمل جسد، پست نگهبانی، با بوی گازوئیل پای تنور
قطع جیبی این کتاب 126 صفحه است و 85 داستان خیلی کوتاه داره.
دو تا جمله خوب از این کتاب :

"مرد به پنج نفر مرد کوری که توی اتاق نشسته بودند، گفت : من دارم می رقصم، شما دست بزنید."
"چرا باید فقط برای دلخوشی او زندگی ام را ادامه بدهم؟"

سروش007
31 August 2009, 08:07 AM
بارون درخت نشین
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.

نویسنده : ایتالو کالوینو
مترجم : مهدی سحابی
انتشارات : نگاه

کوزیمو پسر ارشد بارون روندو است . او در 12 سالگی بنا بر تصمیم ناگهانی که به نظر سماجتی بچه گانه است از خانه قهر کرده و تصمیم می گیرد تا به زندگی خود بر روی درخت ادامه دهد اما این کار لجبازی بچه گانه نیست بلکه در طول زمان حالت هدف دار و اگاهانه ای می یابد و بارون تا اخرین روز عمر پایش به زمین نمی رسد . او فردیست که از جامعه گریزان است اما از سوی دیگر عاشق مردم و اجتماع می باشد . فردی تنها که از مردم می گریزد و در عین حال به آنها پناه می برد . او خوشبختی انسان را در جمع می داند اما هیچ اجتماع مناسبی نمی یابد و همواره در پی ایجاد ان محیط ارمانیست.
او به خاطر تنهایی و موقعیت خاص خود با دید بازتر و با حوصله تری به اطراف نگاه می کند و به پیشرفت های زیادی دست می یابد.. احساسات و برداشت های او از موضوعات بکر و بی پیرایه است. کتاب خیلی قشنگیه. همه کارهای کالوینو اینجوریه. من که عاشق کالوینو ام. ضمن اینکه ترجمه های آقای سحابی هم همیشه چیز خوبی از آب در می یاد.

سروش007
6 September 2009, 07:14 AM
گهواره گربه
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند. (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.)

نویسنده : کورت وانی گات جونیور
مترجمان : مهتاب کلانتری / منصوره وفایی
انتشارات : ثالث

كتاب در مورد دانشمندي است كه ماده اي اختراع كرده كه قادر به نابودي جهان است. یک نویسنده در مورد این ماده به نتایجی رسیده کا باعث می شه که تحریک بشه و برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر در مورد این ماده به طرف بچه های این دانشمند کشیده بشه.
در ادامه اتفاقات خیلی جالبی می افته که برخلاف جریان کلی داستان هست. (نمی گم تا اگه کسی خواست بره کتاب رو بخونه داستان کاملا لو نره.)
چند تا جمله زیبا از این کتاب :
"او احمق بود، من هم هستم و هرکس هم فکر می کند سر ازکار دنیا در می آورد، احمق است"

"پفیوز کیست؟
پفیوز کسی است که فکر می کند خیلی باهوش است، هیچ وقت نمی تواند جلوی دهانش را بگیرد. مهم نیست بقیه چی می گویند، او باید مخالفتش را بکند. یک ادم پفیوز تمام سعی اش را می کند که تو همیشه خیال کنی گند زده ای. مهم نیست تو از چی حرف میزنی، او بهتر از تو می داند."

"گمان نمی کنم صورتی را که داری روی آن کار می کنی، به این زودی ها فراموش کنم.
ج: وقتی مردی (die) فراموش می کنی. من هم همینطور. وقتی مردم می خواهم همه چیز را فراموش کنم. به تو هم توصیه می کنم همین کار را بکنی."

سروش007
8 September 2009, 08:08 AM
هنر رویا دیدن
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.

نویسنده : کارلوس کاستاندا
مترجم : مهران کندری
انتشارات : میترا

این کتاب به معرفی چهار خوان رویا دیدن می پردازه. نویسنده این آموزشها رو در خلال سالهایی که زیر نظر استادش "دون خون" آموزش دیده معرفی می کنه. اتفاقات بسیار جالبی هم در این کتاب برای نویسنده می افته.
در کل کتاب خیلی به درد بخوری هست. به توصیه یکی از دوستام این کتاب رو خوندم. چون من 11 شب متوالی یه سری خواب های عجیب که از یک صحنه و یک جا شروع می شد و اتفاقات جورواجوری می افتاد رو می دیدم. این کتاب هم کلی کمک حالم شد. تا بتونم خواب هایی رو که دیدم یه تحلیلی بکنم. برای کسانی که دوست دارند رویا های خوب ببینند و در رویاشون بتونند به گشت و گذار بپردازند با این کتاب می تونند تمرینات لازم رو انجام بدند.


شاد باشید و موفق

سروش007
15 September 2009, 07:12 AM
زندانی در گهواره
(عکسی از کتاب پیدا نکردم)
نویسنده : کریستین بوبن
مترجمان : سید حبیب گوهری راد / محمد جوادی
انتشارات : رادمهر

کتاب فوق یکی دیگه از کتاب های زیبای بوبن هست. در مورد کتاب توضیح زیادی ندارم که بدم ولی چند تا جمله زیبا از کتاب انتخاب کردم که براتون میزارم.

"دیوانه کسی است که به درد و اندوه اجازه میدهد تا درون او جای بگیرند."

"ناگوارترین فجایع را صرفا آدم های بدجنس به وجود نمی آورند، بلکه انسان های نادان و ناآگاه هم می توانند آن را سبب شوند."

"انسان ها زندانی قفس ساخته شده از آداب ورسوم، آیین ها و قوانین هستند. بعضی وقتها خستگی یا سکوت همچون سوهانی سبب می شود که میله های حرف های بی ارزش بریده شده و قفس باز شود و آن زمان است که می توان نهایت عظمت وبزرگی یک انسان را دید."

سروش007
16 September 2009, 07:24 AM
هدیه عقاب
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.


(نتونستم عکسی از کتاب پیدا کنم برای همین عکس خود کاستاندا رو اینجا گذاشتم)


نویسنده : کارلوس کاستاندا
مترجم : مهران کندری / مسعود کاظمی
انتشارات : فردوس

این کتاب در واقع ادامه همون کتاب هنر رویا دیدن هست که قبلا معرفی اش کردم. در این کتاب نویسنده در مورد مربیان خودش - دون خوان و خوان ماتیوس - مطالبی رو ذکر می کنه و در ادامه می گه که اون باید به شاگردان استاد خودش که شامل 4 زن و 4 مرد هستند کمک کنه تا بتونن از مرز دنیای واقعی و رویا رد بشند.
کتاب خوب و مفیدی هست. مثل کتاب هدیه رویا دیدن تو این کتاب هم آموزشهایی درباره رویا دیدن یاد میده.
یه جمله انتخابی از کتاب :
"زیبایی شیطانی است که وقتی آن را تحسین کنند، بزرگ و بارور می شود."

italo
16 September 2009, 08:48 PM
سلام دوست عزیز.
خسته نباشی.
مطلبت قشنگ و به درد بخور هست.
ممنون
شاد باشی و موفق
علی محمدیان

سروش007
17 September 2009, 08:45 AM
ابر آلودگی
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.کالوینو.jpg


نویسنده : ایتالو کالوینو
مترجم : آرزو اقتداری
انتشارات : خورشید

ابر آلودگي راوي ماجراي مردي نااميد و سرخورده است كه در پس يك زندگي عجيب براي قبول كردن يك پيشنهاد كار به شهر ديگري سفر مي كند. اون در دفتر روزنامه ای مشغول به کار می شود. اين روزنامه در مورد آلودگي شهرها مطلب مي نويسد و جالب اینکه مدير روزنامه مردي است كه مخالف آلودگي است ولی خود از كارخانه داران بزرگ است که باعث آلودگی بیشتر شهر می شوند و ...
کتاب جالبی بود مخصوصا اون قسمتهایی از کتاب که معشوقه شخصیت اصلی داستان برای دیدن اون به این شهر میاد.

"آدمهایی هستند که خود را محکوم به تیرگی زندگی خیلی متوسطی می کنند شاید برای اینکه دردی داشته اند یا از سر بدشانسی. اما کسانی هم هستند که این محکومیت را می پذیرند شاید برای اینکه از آنچه فکر می کردند خوش شانس تر بوده اند."

italo
19 September 2009, 12:58 AM
وای که چقدر تو قشنگ کتاب معرفی می کنی.:elvis:
علی محمدیان

italo
20 September 2009, 11:32 PM
کتاب جدید معرفی نمی کنی
زندگی جنگ و دیگر هیچ

سروش007
21 September 2009, 01:13 PM
قابل توجه ایتالو جان اینم در خواستت


زندگی، جنگ و دیگر هیچ
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.


نویسنده : اوریانا فالاچی
مترجم : لیلی گلستان
انتشارات : امیر کبیر

اوریانا فالاچی گزارشگری شناخته شده در جهان است. کتاب حاضر هم گزارش سفرهای خانم فالاچی به ویتنام در زمان جنگ داخلی این کشور و دخالت بی مورد آمریکاست. و در پایان هم تا حدودی اشاره به قیام مکزیک می باشد.
این کتاب سوای این که گزارشی است از جنگ، دفتر خاطرات روزانه فالاچی هم هست.
خانم فالاچی یک خبرنگار ایتالیایی هست که خودش در زمان جنگ جهانی دوم به عنوان چریک ضد فاشیست فعالیت می کرده و کاندید جایزه نوبل هم بوده . ظاهرا ملحد مسیحی هست و به خدا اعتقاد خاصی نداره . خبرنگار جنجال برانگیزی بوده اما در سن پیری وقتی متوجه می شه سرطان قابل کنترلی داره تصمیم می گیره دیگه کتاب ننویسه و مدتی آرامش را تجربه کنه . و خوب البته یکی از جنجالی ترین اقدامات او کتاب "خشم و غرور" بعد از فاجعه 11 سپتامبر بود که در این کتاب گفت اسلام باید نابود بشه و به همین خاطر شدیدا مورد تهدید مسلمان ها قرار گرفت و مجبور شد از نیروی پلیس به عنوان محافظ کمک بگیره .
جملاتی از کتاب :
"جنگیدن، قاطع ترین دلیل حماقت بشر است.."
"مردم چقدر دورو هستند و تا چه اندازه این دوروئی به نهایت درجه می رسد"
"مرگ غیر از یک ارزش نسبی، ارزش دیگری ندارد. وقتی نایاب شود بحساب می آید و وقتی زیاد و فراوان شود دیگر بحساب نمی آید.."
" این ما هستیم که خدا را بوجود آورده ایم، خدا وجود ندارد، اگر وجود داشت ما را متعلق به خودش می دانست هرگز اجازه چنین قصابی را نمی داد."
"ای پدر آسمان ها، قتل عام امروز را از ما دریغ نکن، ما را از رحم، عشق و اطلاعاتی که پسرت عیسی به ما داده تهی کن. چون به هیچ دردی نمی خورند. آمین."

سروش007
10 October 2009, 09:06 AM
گردآوری و ترجمه : سید حبیب گوهری راد
انتشارت : راد مهر
250 صفحه

کتاب فوق رو آقای گوهری راد ترجمه و جمع کرده که اثر جالبی هست.
کتاب شامل 18 اثر از کریستین بون هست :
1- فراتر از بودن (به صورت کتابی مجزا قبلا چاپ شده)
2-باد با تو سخن می گوید
3-همه مانند بکت
4-فرسودگی

"آنچه زندگی زوج ها را سرد و بی روح می سازد، این است که به تنهایی ذاتی طرف مقابل اهمیتی داده نمی شود."
"ازدواج برای زن، به معنای کوچ کردن روح است."

5-نان روی میز
6-پل کوچولو
7-دو سیب پلاسیده در یک کاسه
8-زندگی در اتاق کار
9-اکسیر دکتر پونژ
10-زاغها
11-خورشید درون تاب
12-نوید مرگ

"دین به غذای بد مزه تبدیل شده است که دیگر هیچ گرسنه ای را سیر نمی گرداند و هنگامی که کلامی از دل به میان می آورد، هیچ نیرویی در سخنش نهفته نیست، زیرا که خود اعتقادش را به خویشتن از دست داده است."

13-مرا تماشا کن
14-می خواهد تنها باشد

"هرگاه انسان به دنبال چیزی باشد که آن را نه می شناسد و نه می پذیرد، خسته کننده می شود"

15-داستانی که هیچکس دوست نداشت
16-سرزمین آرزوها

"هرگاه از دنیای یک کتاب حجیم خارج می شوید، احساس افسردگی می کنید."

17-لباس نورانی عید
18-مناظره

سروش007
2 November 2009, 02:56 PM
محاکمه

لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.

نویسنده : فرانتس کافکا
مترجم : علی اصغر حداد
انتشارات : نشر ماهی
270 صفحه

"حتما کسي به يوزف ک. تهمت زده بود ، چون بي آنکه خطائي ازش سر زده باشد يک روز صبح بازداشت شد."
کتاب با این جمله شاهکار شروع می شه. یوزف کا شخصیت اصلی رمان محاکمه -کارمند عالی رتبه و منظم بانک- یک روز که از خواب بیدار می شود متوجه می گردد که متهم می باشد. بدون اینکه از دلیل آن سر دربیاورد و یا اتهام خود را قبول داشته باشد.
فرانتس کافکا تو این کتاب توصیفات بسیار جالب و جذابی از دادگاه و ادارات تخیلی ارائه می کنه توصیفاتی بسیار پر تفضیل که با وجود طولانی بودنش خواننده را خسته نمی کند. در قسمتی ازاین کتاب، کا با نقاشی به نام تیتورلی در مورد محاکمه خودش صحبت می کنه که در این قسمت رمان هم کافکا از زبان نقاش توصیفات بسیار جالب توجه و خیره کننده ای در مورد نقاشیهای خود ارائه می کند. در مجموع با یکی دیگه از شاهکار های فرانتس کافکا روبرو هستیم. در مورد خود کافکا هم باید این مطلب رو اضافه کنم که کافکا در وصیتی که برای دوستش -ماکس برود - نوشته بوده از اون می خواد که تمام دست نوشته هایی که تا اون زمان چاپ نشده بوده رو بسوزونه. اما ماکس برود اعتنائي به وصيت رفيق نمي کنه و اين رمان - وچند رمان ديگه رو - چاپ مي کنه!
من با ترجمه حداد این کتاب رو خوندم ولی می گن ترجمه جلاال الدین اعلم خیلی بهتره. خوب قبلا کتاب قصر کافکا رو با ترجمه اعلم خوندم که ترجمه خوبی بود.
جمله انتخابی از این کتاب :
"دستهای زنانه بی سر و صدا خیلی چیزها را سر و سامان می دهند."

سروش007
8 November 2009, 07:57 AM
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.
نویسنده : علامه حسن زاده آملی
انتشارات : سروش
124 صفحه

"در شب يازدهم رجب 1388 ه ق مطابق 12/7/1347 ه ق,بر اثر مراقبت و حضور ,التهاب و اظطراب شديدي داشتم و با برنامه عملي جناب استاد علامه طباطبائي-رضوان الله عليه-روزگار مي گذراندم,تا قريب يك ساعت به اذان صبح كه به ذكر كلمه طيبه ((لا اله الا الله))اشتغال داشتم ,ديدم سرتاسر حقيقت و همه ذرات مملكت وجودم با من در اين فكر شريف همراهند و سرگرم به گفتن ((لا اله الا الله اند)),نا گهان به فضل الهي جذبه اي دست داد كه بسيار ابتهاج به من روي آورد.مثل اينكه تندبادي سخت وزيدن گيرد آنچنان صدايي پي درپي بدون هيچ مكث و تراخي بر من احاطه كرد و سيري سريع پيش آمدكه هزار بار از سرعت سير جت سريع السير در فضا فزونتر بود و رنگ عالم را بدانگونه كه ديده ام از تعبير آن ناتوانم.عجب اينكه در آن اثنا گفتم:چه خوش است كه به دنيا بر نگردم،وقتي اين معنا در دلم خطور كرد به ياده عائله افتادم كه آنها سرپرست مي خواهند،بازگفتم:آنها خودشان صاحب دارند،به من چه ،تا چيزي نگذشت كه از آن حال شيرين باز آمدم و خودم را در آنجا كه نشسته بودم ديدم.
انًالله سبحانه فتاح الغلوب منَاح الغيوب."

پاراگراف بالا رو از کتاب "انسان در عرف عرفان " انتخاب کردم که این پاراگراف خودش گویای همه چیز هست. این کتاب رو به توصیه یکی از دوستان خوندم و خوشم هم نیومد. البته منظورم این نیست که کتاب بدی هست. چون من زیاد رمان یا داستان کوتاه می خونم و دنبال عرفان و این جور چیزا هم نیستم بالطبع این کتاب باب میلم نبود.

علامه حسن زاده آملی در اواخر سال ۱۳۰۷ هجری خورشیدی در روستای ايرای لاريجان آمل متولد شد. روحانی مجتهد و استاد حوزه است. از القاب او نزد اسلامیون ذوالفنون می‌باشد که علت آن از دید آنها تسلط او به علوم می‌باشد. از شاگردان علامه طباطبایی است که 17 سال زیر نظر علامه طباطبایی تحصیل کرده است.

payman6666
16 November 2009, 10:54 AM
با سلام همسر اینجانب که دانشجوی فوق لیسانس حشره شناسی می باشد به تازگی اولین کتابش توسط نشر آسیم منتشر گردید.


نام کتاب: میهمانی عشق
نام نویسنده: بیتا فلاحی
انتشارات: آسیم

با تشکر

سروش007
18 November 2009, 02:26 PM
نویسنده : هاینریش بل
مترجم : محمد تقی فرامرزی
انتشارات : مهناز

کتاب در مورد خانواده ای به نام فیشر هست که نیروهای امنیتی جهت محافظت از این خانواده بزرگ و پر جمعیت همیشه در اطراف هر یک از اعضای این خانوده هستند. حتی در همه جای خانه نیز دستگاه گیرنده صدا کار گذشته شده است. تا جایی که هیچکدام از اعضای خانواده به راحتی نمی توانند صحبت کنند و یا حتی احساسات خود را بیان کنند.
در ان میان یکی از اعضای خانواده خانم سابینا فیشر که متاهل و دارای یک فرزند دختر میباشد به طرز مشکوکی حامله می شود که...

از این کتاب خیلی خوشم نیومد. کتاب خسته کننده ای بود. مدت زیادی با این کتاب درگیر بودم. کتاب در ظاهر در مورد تروریسم و این جور چیزا بود ولی در باطن چیزی برای گفتن نداشت.
هاینریش بل متولد 1917 کلن آلمان می باشد در سال 1972 موفق به دریافت جایزه نوبل ادبی شده و در سال 1985 از دنیا رفت. کتاب شبکه امنیتی رو هم در سال 1972 نوشته است.

سروش007
3 December 2009, 09:37 AM
رقص مردگان
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.


نویسنده : راینر ماریا ریلکه
مترجم : فرخ شهریاری
انتشارات : افراز
93 صفحه

رقص مردگان عنوان مجموعه داستان کوتاهی است از ریلکه نویسنده و شاعر آلمانی.
کتاب بدی نبود فقط ترجمه اش خیلی دلنشین و روان نبود و ایرادات ویرایشی زیادی هم داشت.
داستان کوتاه های کتاب :
قربانی مرد
پیام آور
یک دیدار
زن خیاط
داستانی بدون اتفاق
نیایش صبحگاهی
گورکن
یادداشتی درباره ی اثار هنری
رقص مردگان
خانه
کاردینال یک زندگی نامه

راینر ماریا ریلکه، شاعر، نویسنده و منتقد آلمانی، در ۴ دسامبر ۱۸۷۵ میلادی، متولد شد. او در طول عمر ۵۱ ساله خود ‌ده‌ها قطعه شعر، داستان، رمان و نقد ادبی خلق کرده است. ریلکه در ایران بیشتر به عنوان شاعر شناخته شده است و اکثر سروده‌های معروف او نیز به زبان فارسی ترجمه شده‌اند.


جمله انتخابی از کتاب :
"انسان ها خام بودند، زمانی که مرد ناصری نزد آنها آمد و عشق را به آنان تقدیم کرد. او با بزرگواری کودکانه و مسخره اش، فکر می کرد کار خوبی برای آنان انجام میدهد! برای غریزه ی هیولایی، عشق نازبالشی بی نظیر برای آرامش است. که با آن، مردم اجازه پیدا می کنند اعمال شهوانی جدیدی را در رویاهایشان تداوم بخشند. برای ضعیفان عشق سقوط است."

سروش007
9 December 2009, 08:55 AM
تونل
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.


نویسنده : ارنستو ساباتو
مترجم : مصطفی مفیدی
انتشارات : نیلوفر
174 صفحه

کتاب با این جمله شروع می شه :«کافی است بگویم که من خوآن پابلو کاستل هستم، نقاشی که ماریا ایریبارنه را کشت.»
این جمله تکلیف داستان را روشن می کنه و شما فقط این انتظار را می کشید که ببینید چرا این قتل اتفاق افتاده است. ماریا ایریبارنه، نه تنها مقتول این رمان پراضطراب، بلکه معشوق خوآن پابلو کاستل نیز هست. در این کتاب با فصل های کوتاهی روبرو هستیم. علاوه بر فصل‌ها، جمله‌های رمان نیز کوتاه است. موضوع تونل، عشق و خیانت است. عشقی که آرمان‌گرایانه، آن‌چنان‌که د‌ر سرشت و رؤیاهای هر انسانی جاری است، شکل می‌گیرد‌. کاستل ماجرای آشنایی خود‌ با معشوقش را موبه‌مو روایت می‌کند‌. در ادامه کاستل که د‌ارای تحلیل ذهنی فوق‌العاد‌ه‌ای است د‌رمی‌یابد‌ که معشوقش جز او با افراد‌ د‌یگری نیز رابطه د‌ارد‌. و حتی متاهل می باشد. او د‌ر تحلیل واقعی پد‌ید‌ه‌ها و استنتاج د‌ید‌ه‌ها و شنید‌ه‌ها، چنان جانب افراط را می‌پیماید‌ که رفتارش به جنون و خود‌آزاری (مازوخیسم) می‌کشد‌....
تونل ادم را بی اختیار یاد کتاب بیگانه آلبر کامو می اندازد. مخصوصا فصول ابتدایی آن. در مجموع کتاب خوبی بود و به دلم نشست.

جملات انتخابی از کتاب :
"عزیزم، من هیچ وقت نتوانسته ام یک رمان روسی را تا آخر بخوانم . خیلی کسالت آورند . آدم فکر می کند هزاران شخصیت در رمان هستند و در پایان مشخص می شود که فقط ۴ یا ۵ نفرند . آیا کلافه کننده نیست که تازه با مردی به نام آلکساندر آشنا شده باشید که یکهو او را ساشا و بعد ساشکا و بالاخره ساشنکا بنامند و یک دفعه نام پرتصنعی مثل آلکساندر آلکساندروویچ بونین و بعد از آن هم فقط آلکساندرو ویچ بخوانند . و هنوز نفهمیده اید کجا هستید که دوباره پرتتان می کنند یک جای دیگر . این کار پایانی ندارد . هر شخصیتی برای خودش یک خانواده تمام و کمال است ."

"آدم وقتی بزرگ می شود می فهمد که مرگ نه تنها قابل تحمل بلکه آرامش بخش است."

"با این استدلال، زندگی کابوسی دراز مدت است، اما کابوسی که ما می توانیم با مرگ از آن رهایی یابیم."

سروش007
10 December 2009, 12:24 PM
جنون دو نفره
لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.

نویسنده : ویلیام ترور
مترجم : آذر عالی پور
انتشارات :افراز
200 صفحه
«جنون دو نفره» مجموعه‌ داستان‌هاي كوتاه که شامل هفت داستان و يك مصاحبه با نويسنده است. داستان‌هاي ترور بيان كننده موقعيت‌هاي رقت‌بار زندگي انسان‌ها و شوربختي آنهاست. او اين موقعيت‌ها را با نوعي شوخ طبعي درهم مي‌آميزد تا نشان دهد كه انسان امروزي با چه مسائل ذهني و عيني تلخ و در عين حال آكنده از طنز دست به گريبان است. ضمناً داستان جنون دو نفره در اين كتاب موفق به دريافت جايزه اوهنري در سال 2008 ميلادي شده است. ترور متولد 1928 ایرلند می باشد. داستان های کتاب فوق از میان داستانهای کتاب "تقلب در کاناستا" که عنوان یکی از بهترین کتابهای منتشر شده در 2007 را به خود اختصاص داد، انتخاب شده اند.

داستانها :
1-بچه ها
2-رابطه ی بی نقص
3-جنون دو نفره
4-عشق قدیمی
5-مردان ایرلند
6-رجز خوانی
7-تقلب در کاناستا
و در پایان کتاب مصاحبه ی رادیو بی بی سی (جان توسا) با ویلیام ترور

جملات انتخابی از کتاب :
"همه دروغ می گویند. دروغ ها در دسترس همه اند و منتظرند تا وقتی امکان استفاده ازشان پیش بیاید به کار گرفته شوند."

"ملوری یادش افتاد یک بار گفته بود ازدواج یک ریسک حساب نشده است. گفته بود شاید اسمش را بگذارد پر دردسرترین تعهد زندگی، و شاید حتی بتوان گفت آگاهی از این نکته بیمه کردن زندگی در برابر بدترین موقعیت هاست"

smhzkk61
5 February 2010, 08:11 PM
سلام
در اين تاپيك قسمت ها و بخش هاي منتخب از كتاب هاي مختلف كه به نظر زيباست و حاوي پيام هاي آموزنده و نيز داراي بار ادبي بالايي مي باشد گنجانده خواهد شد.

smhzkk61
5 February 2010, 08:14 PM
بيهوده است كه درباره ی عشق سخن بگوييم چون عشق صدای خودش را دارد و خودش حرف می زند. آن شب روی طوقه ی چاه آب، سكوت به قلب های ما اجازه داده بود كه به هم نزديكترشوند و همديگر را بهتر بشناسند . آن وقت قلب من آنچه كه قلب او گفته بود شنيد و احساس خوشبختی كرد.

***

خون آشام ها و موجودات شبانه ای كه محبوس هستند نا اميدانه به جست و جوی همراهی می گردند اما نمی توانند دوستش بدارند به همين دليل است كه افسانه ها می گويند اگر تيری به قلبشان بزنی كشته خواهند شد چون قلبشان بيدار می شود و نيروی عشق را آزاد می كند و از اين طريق شر از بين می رود .
من موفق شده بودم كه تير را فرو كنم و قلب رها شده از نفرين ها دوباره به همه چيز مسلط شده بود.

***

من پنجره را گشوده بودم و قلبم را...
خورشيد با انوارش اتاق را غرق می كرد و عشق با انوارش قلبم را...

***

انسان می تواند شهری را تغيير دهد و جای آن را عوض كند ولی هيچ كس نمی تواند مكان يك چاه را عوض كند؛ كسانی كه يكديگر را دوست دارند هم را می يابند، تشنگی شان را برطرف می كنند خانه شان را می سازند و بچه هايشان را در كنار چاه بزرگ می كنند . اما اگر يك روز يكی از آنها تصميم بگيرد كه برود چاه به دنبال او نخواهد رفت ... عشق همانجا می ماند، رها شده اما همواره سرشار از آب پاك و خالص.

***

خدايا ايمانم را به من بازگردان تا بتوانم من نيز وسيله ای در دست تو باشم ؛ به من امكان بده تا از طريق عشق بياموزم چرا كه عشق هرگز كسی را از روياهايش دور نكرده است ، تا من بتوانم همراه و ياور مردی باشم كه دوستش می دارم تا او بتواند وظيفه اش را در كنار من به انجام برساند.

***



در لحظاتی از زندگی اتفاق افتاده كه گريه كنيم و بگوييم من برای عشقی رنج می كشم كه ارزش اين رنج را ندارد ما رنج می كشيم چون گمان می كنيم كه بيش از آنچه به دست می آوريم ايثار میكنيم يا رنج می كشيم چون عشقمان به رسميت شناخته نمی شود .
رنج می كشيم چون نمی توانيم قواعد خاص خود را تحميل كنيم اما رنج ما بی دليل است چون عشق بذر رشد و تكامل ماست. هر چه بيشتر دوست داشته باشيم به تجربه ی معنوی نزديكتريم. مجذوبين، آنها كه روحشان به شعله ی عشق می سوخت بر همه ی پيش داوری های زمان پيروز شدند آنها آواز می خواندند می خنديدند به صدای بلند دعا می كردند می رقصيدند و در آنچه كه پل قديس "جنون مقدس" می ناميد شركت می كردند؛ آنها شادمان بودند زيرا آن كه دوست می دارد جهان را فتح كرده است بی آنكه بترسد مبادا چيزی را از دست بدهد؛ عشق حقيقی ايثار كامل است.



از كتاب: كنار رودخانه ی پيدرا نشستم و گريه كردم.
نوشته ی : پا‍‍ئولو كوئيلو

smhzkk61
5 February 2010, 08:16 PM
زمانی از چالی چاپلین پریدند:حرکت هنری در صحنه سینما چیست؟جواب داد:"حرکتی ات که اگر ان را از روی صحنه بازی بردارند به بازی لطمه می زند"
پس به قول شکسپیر این دنیا صحنه نمایش ماست .

بر گرفته شده از كتاب شما عظیم تر از ان هستید که می اندیشید

smhzkk61
5 February 2010, 08:18 PM
جملاتي برگزيده از كتاب بينظير فاوست اثر ارزشمند گوته

فاوست(تنها): چگونه است كه مردم كم خرد هرگز هرگونه اميد را از دست نميدهند ! اين يكي دلش جز پي چيزهاي بي ارزش نميرود ؛ دست حريصش زمين را در جستجوي گنج ميكاود ولي همين كه كرمي پيدا كرد به همان خرسند ميشود.

آه كه خود اعمال ما به اندازه رنجهاي ما روند زندگي را در ما متوقف ميسازند.

ما براي چيزهايي كه به سرمان نخواهد آمد بر خود ميلرزيم و پيوسته بر همه چيزهايي كه از دست نداده ايم اشك ميريزيم.

smhzkk61
5 February 2010, 08:20 PM
اين جمله رو دوست دارم

شاید فراقی که در این روزها ناچار به پذیرش اش هستیم ، خود سودمند باشد :چیزهای بزرگ را تنها می توان از دور دید.
نامه های عاشقانه ی یک پیامبر *****جبران خلیل جبران

smhzkk61
5 February 2010, 08:22 PM
گل ها عطرشان را پخش می کنند و تخم شان را به دست باد می سپارند ، زیرا دوست دارند نزد هم بروند اما هیچ گلی نمی تواند تخمش را به گلی که می خواهد برساند این کار به دست باد است که می آید و می رود و هر جا و هر طور که بخواهد می وزد.
داستان دوست من*****هرمان هسه

smhzkk61
5 February 2010, 08:24 PM
من دريافته ام كه دوست داشته شدن هيچ و اما دوست داشتن همه چيز است و بيش از آن بر اين باورم كه آنچه هستي ما را پر معني و شادمانه مي سازد، چيزي جز احساسات و عاطفه ما نيست....
پس آنكس نيك بخت است كه بتواند عشق بورزد
هرمان هسه و شادماني هاي كوچك

smhzkk61
5 February 2010, 08:27 PM
گفت باید خطر کرد. تنها هنگامی معجزه زندگی را به درستی درک می کنیم که بگذاریم نا منتظره رخ دهد . خداوند هر روز همراه با خورشید لحظه ای را به ما می بخشد که در آن می توانیم هر آنچه ما را ناشاد میکند دگرگون کنیم.

(کیمیاگر-پائولو کوئلیو )

smhzkk61
5 February 2010, 08:28 PM
"همیشه در زندگی هرکس یک دماغه هورن وجود دارد که فرد یا به سلامت از آن می گذرد و یا کشتی اش به آن می خورد و متلاشی می شود." این عبارت گویای حقیقت وحشت آوری است. مشکل این جاست که تو همیشه نمی توانی دماغه هورن زندگیت را به محض دیدن تشخیص بدهی. گاه دریا کاملا مه آلود است و تو قبل از آن که ملتفت بشوی، به صخره خورده ای.

دشمن عزیز
جین وبستر

smhzkk61
5 February 2010, 08:29 PM
نیروهایی هستند که به نظر شر می رسند ولی درواقع به تو می آموزند که چگونه "افسانه شخصی" ات را محقق کنی. آنها هستند که ذهن و اراده تو را آماده می کنند. چون یک حقیقت بزرگ در این جهان وجود دارد:
تو هر که باشی و هر چه بکنی وقتی واقعا چیزی را بخواهی این خواست در روح جهان متولد می شود و این ماموریت تو در روی زمین است. تحقق "افسانه شخصی" تنها وظیفه انسان است. همه چیز در خدمت یک چیز است.

کیمیاگر
پائولو کوئیلو

Nafas
5 February 2010, 08:44 PM
ممنون آقا سید مرتضی بسیار زیباست

چقدر خوبه که شما اینهمه کتاب می خونید

انشاءالله همه ما تشویق بشیم که کتاب های زیادی بخونیم

ممنون برادر گرامی

smhzkk61
5 February 2010, 11:15 PM
ممنون آقا سید مرتضی بسیار زیباست

چقدر خوبه که شما اینهمه کتاب می خونید

انشاءالله همه ما تشویق بشیم که کتاب های زیادی بخونیم

ممنون برادر گرامی

خواهش مي كنم .....
مدت زمان زيادي نيست كه به مطالعه علاقمند شدم ...
ميشه با مديريت زمان مطالعه رو هم در برنامه روزانه قرار داد....
متشكرم.

smhzkk61
5 February 2010, 11:24 PM
هدف زندگی ، خود زندگی است . آیا این ظاهرا شبیه یک پاسخ دایره ای است ؟نه نیست ، زیرا زندگی شامل یک راز است . راز همه چیزها این اسن که زندگی نباید برای مفهوم یافتن به خارج از خود بنگرد . بسیاری از شما ایمان دارید که خداوند یک شیوه زندگی را تایید می کند و شیوه دیگر را تایید نمی کند این درست نیست زیرا خود زندگی شامل مفهوم نهایی است . طلای خالص است . خداوند زندگی را دوست دارد . اوآن را آفریده که قابل عشق ورزیدن باشد و چون از خودش در آن بسیار به جا گذاشته است ، زندگی مجبور نیست که از خداوند برای وجود داشتن و یا با ارزش بودن اجازه بگیرد . زندگی تماماً در خودش کافی است .


برگرفته شده از كتاب فرشته نزدیک است

smhzkk61
5 February 2010, 11:25 PM
این که ادم بداند یک نفر به او فکر می کند ، یک نفر دوستش دارد ، انگار وجود ادم را برای خودش هم عزیز و دوست داشتنی می کند .

دالان بهشت نازي صفوي

smhzkk61
5 February 2010, 11:26 PM
خصلت ادمیزاد این است که به دنبال آنچه ندارد می دود و انچه دارد اصلا نمی بیند و به داشتنش مثل یک حق طبیعی عادت می کند

دالان بهشت نازي صفوي

smhzkk61
5 February 2010, 11:31 PM
اگر فرصت افتادن در دام یک وسوسه را پیدا کنیم، در آن می افتیم. بسته به شرایط، همه آدم های روی زمین به انجام بدی تمایل دارند

آدم ها می خواهند همه چیز را تغییر بدهند و در همان حال مایلند همه چیز همان گونه بماند

نیکی و بدی یک چهره دارند، همه چیز به این بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگیرند

شیطان و دوشیزه پریم

smhzkk61
5 February 2010, 11:34 PM
زمانی که بیاموزید زندگی خود را بر مبنای حقیقت قرار دهید یعنی به هیچ کس-یا حداقل به خو***ن-دروغ نگویید
ذهن شما
به وسیله ای کامل در خدمت دانش تبدیل می شود
در این صورت همه چیز را به روشنی
عاری از اشفتگی و در هم ریختگی و دقیقا همان گونه که هست خواهید دید
اگر با چنین ذهنیتی زندگی کنید
انگاه سرور تقدیر خود خواهید بود.

گرد معبد عشق(پاراماهانزا یوگاناندا)

Mobarake
6 February 2010, 07:52 PM
عالی بود آقا مرتضی...
و ممنون... لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.

smhzkk61
6 February 2010, 07:56 PM
[
عالی بود آقا مرتضی...
و ممنون... لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.

خواهش مي كنم مباركه خانم.....
متشكرم.....

smhzkk61
6 February 2010, 07:58 PM
جهل از علم بد بهتر است.
بسیارندکسانیکه لجاج و خیره سری را باعزم و اراده اشتباه می کنند.
در عالم حوادث و ناسازگاریهای ناشی از عناد وخیره سری به غلط به "دست تقدیر" و"مشیت الهی " تعبیر می شود.


کلود ولگرد ویکتور هوگو

smhzkk61
6 February 2010, 08:02 PM
ژرف زندگی کن .از ته دل زندگی کن. یکپارچه با تمام وجود به طوری که وقتی مرگ در زد آماده باشی،آماده چون میوه ای رسیده برای فرو افتادن از درخت. تنها نسیمی ملایم میوزد و میوه فرو می افتد . گاه حتی بدون هیچ نسیمی میوه به سبب سنگینی و رسیدگی از درخت می افتد . مرگ باید چنین باشد.و این آمادگی باید با زندگی کردن فراهم اید.

الماسهای اوشو

smhzkk61
6 February 2010, 08:07 PM
کتاب عشق و شور زندگی
نویسنده : باربارا دی آنجلیس

- هر چه عشق و شور زندگی بیشتری از خود ابراز کنید برای دیگران نیز بیشتر مقاومت ناپذیر خواهید شد و آن ها دیگر نخواهند توانست شما را نادیده بگیرند

- شما این توان را دارید که زندگانی ای سرشار از عشق و رضایت بیافرینید

- عشق به مراتب بزرگتر و فراتر از جاذبه ی فیزیکی و جسمانی ای است که نسبت به شخص دیگری در خود احساس می کنیم . عشق حتی به مراتب فراتر از ایمان به آرمان و غایتی برتر یا علاقه شور و اشتیاق نسبت به روابط ، کار یا حتی خانواده است .

- زندگی با عشق مستلزم جرات شهامت و تهور روحی بزرگی است

- عشق همان چیزی است که به شما امکان می دهد بارها و بارها متولد شوید

- عشق همان جوهره و هویت واقعی شماست .

- عاشق بودن به همان اندازه طبیعی است که نفس کشیدن و زنده بودن

- عشق، ویژگی یا کیفیتی نیست که برخی با آن زاده شده اند اما برخی دیگر محکوم هستند تا پایان عمر بدون آن سر کنند.
- عشق، ویژگی نیست که اساسا نسبت به آن بیگانه باشید

- هر شروع دوباره، هر رشد و تحول درونی و هر تغییر مسیری که همواره از عشق و نیاز و گرایش درونی آغاز شده باشد به سمت حقیقت ، خوشحالی ، خوشبختی و آزادی بیشتر است

- در سرتاسر طول زندگی باز همان عشق است که یگانه حامی و ناجی شماست.

- این همان عشق است که شما را در طی طریق به سوی خودکاوی و خود شناسی یک دم تنها نمی گذارد ، آن هم هنگامی که نمی دانید به کدامین سو روانید و در پی کدامین گم گشته اید

- هنگامی که منتظرید دیگران هیجان را به زندگی شما بازگردانند، برای تولید عشق و شور و نشاط به آنان وابسته می شوید و تماس خود را با منبع عشق درون خود از دست می دهید


كتاب هاي باربارا دی آنجلیس فوق العاده اند خصوصا كتاب آيا تو نيمه گمشده من هستي.

smhzkk61
6 February 2010, 08:10 PM
من فکر می کنم احترام گذاشتن به کسی که دوستش داری یعنی گفت و گو ، تبادل نظر و حتی جر و بحث با وی بر سر مسائلی که مشکل آفرینند .

در قلمرو پادشاهان

smhzkk61
6 February 2010, 08:13 PM
مشكل دنيا همين جاست : كساني در راس هرم قدرت ايستاده اند كه مثل سنگ سخت و خشك و بي عاطفه اند .

گهواره گربه

smhzkk61
6 February 2010, 08:26 PM
"واز علائم مومن آرامش و اندوه است"! اندوه؟ نه، آرامش؟ نه، اندوه و آرامش. روحی که در درد پخته شود آرام می گیرد. احساسی که درهیچ گوشه ای از هستن آرام نمی تواند یافت آرام می گیرد کسی که می داند کسی از راه نخواهد رسید به یقین می رسد. غم هنگامی بی آرامت می کند که دلواپس شادی هم باشی، آرامش غمگین! سکوت بر سر فریاد. سکونت گرفتن در طوفان!

بر گرفته از کتاب هبوط در کویر - دکترعلی شریعتی

smhzkk61
6 February 2010, 08:31 PM
هیچ کس بدون تحمل درد و رنج ناشی از عشق ، لیاقت عاشق شدن را ندارد . تو نمی خواهی عاشق بشوی چون کسی رفتار اشتباهی با تو داشته است . نمی خواهی عاشق بشوی چون این تصمیم را گرفته ای . عشق را تنها از طریق تمرین و تفکر دقیق می توان درک کرد و به دست اورد و کسی حق اظهار نظر درباره آن را دارد که بتواند این احساس را به خوبی درک کند و روش پذیرفتن ان را بداند .


بهشت

smhzkk61
8 February 2010, 07:34 PM
خودخواهی های بزرگ با " آوازه " و " عشق " سیراب می شوند اما دردمندی ها و اضطراب های بزرگ در انبوه نام و ننگ ، در گرمای مهر و عشق همچنان بی نصیب می مانند . اندیشه ای که جهان را به رنگ و طرحی دیگر می فهمد " خود " را چشمه نهر های غیبی و صحرای وزش های غریب می یابد ، تنها و تنها در جست و جوی " آشنا " است.

هبوط در کویر ، دکتر شریعتی

smhzkk61
8 February 2010, 07:36 PM
بهترین روزگار و بدترین ایام بود ، دوران عقل و زمان جهل بود
روزگار اعتقاد و عصر بی باوری بود ، موسم نور و ایام ظلمت بود
بهار امید بود و زمستان ناامیدی ، همه چیز در پیش روی گسترده بود و چیزی در پیش روی نبود
همه به سوی بهشت می شتافتیم و همه درجهت عکس ره می سپردیم .

داستان دو شهر / چارلز دیکنز

smhzkk61
8 February 2010, 07:40 PM
همه شب در بلوارها ، پیرمرد مومنی که کلاه شاپو و کراوات پهن دارد از میان مردم می گذرد و بیهوده و پیاپی تکرار می کند "خدا بزرگ است . به سوی او بیایید " . بر عکس همه مردم به سوی چیزی می دوند که آنر خوب نمی شناسند و یا به نظرشان واجب تر از خداوند جلوه می کند . در آغاز وقتی تصور می کردند این هم مرضی است مثل مرض های دیگر مذهب جای خود را داشت . اما وقتی که دیدند حدی است به یاد خوش گذرانی افتادند .

طاعون

smhzkk61
8 February 2010, 07:43 PM
وقتی کسی خیلی سخت سعی می کند چیزی را به دست آورد ، نمی تواند . و وقتی دارد با تمام توانش از چیزی فرار می کند ، معمولاً گرفتار همان می شود .

کافکا در ساحل

smhzkk61
9 February 2010, 07:47 PM
ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد اثر پائولو کوئلیو

آدم ها هیچ چیز را با شنیدنش نمی آموزند، باید خودشان آن را کشف کنند.

رفتن به بیمارستان به معنای پذیرش بیماری است.

خطر یک ماجرا به هزاران روز آسودگی و آرامش می ارزد.

smhzkk61
9 February 2010, 07:50 PM
تنها خداست که نمی توان در انتظارش بود .در انتظار خدا بودن یعنی درنیافتن اینکه او را هم اکنون در وجود خود داری...

کتاب مائده های زمینی از آندره ژید.

smhzkk61
9 February 2010, 07:52 PM
هبوط در كوير دكتر شريعتي

خدا عارف عاشق ميخواهد نه مشتري بهشت!

حسد عشق عشق را نيز تباه ميكند مطرود عشق ميگردد و دشمن دوست داشتن !

خداوند با انسانهايي كه ميخواهند ضعف و زبوني خود را با مذهب جبران كنند بيزار است

smhzkk61
9 February 2010, 07:55 PM
راز مانایی انسان در همین خاصیت اوست سازش با شرایط جدید
زمان معلم ادمی کاری می کند که انسان سخت ترین شرایط روحی را فراموش کند دوباره به زندگی روی بیاورد
کتاب غزل نوشته جمشید طاهری

smhzkk61
9 February 2010, 07:59 PM
نه هفت طبقه آسمان و نه هفت طبقه زمین برای جا دادن خداوند کافی نیست، ولی قلب انسان به تنهایی می تواند او را در خود جای دهد. پس... خیلی مواظب باش هیچ گاه دل کسی را نشکنی!

زوربای یونانی/ نیکوس کازانتزاکیس

soni
9 February 2010, 08:43 PM
قلب انسان بهترین جااست

smhzkk61
13 February 2010, 11:25 PM
حتا اگر گاهی اعتراض میکنم به خاطر ان است که قلب یک انسانم وقلب انسانها این گونه است.از تحقق به بزرکترین رویاهاشان میترسند چون گمان میکنند سزاوارشان نیستند.یا نمیتوانند به انها تحقق بخشندما قلبها حتی از ترس اندیشیدن به عشقهایی که منجر به جدایی میشوند میمیریم. از ترس اندیشیدن به لحظه هایی که میتوانستند زیبا باشند ونبودند. از ترس اندیضشیدن به گنج هایی که میتوانستند کشف شوند ودر شنها مدفون ماندند.چون اگر چنین شود بسیار رنج میبریم...

(کیمیاگر:کویلیو)

smhzkk61
13 February 2010, 11:26 PM
از عشق سخن باید گفت..
همیشه از عشق سخن باید گفت..
حتی اگر عاشق نیسنی هم از عشق سخن بگو..
تا دهانت به شیرین ترین شربت های معطر جهان شیرین شود
تا خانه ی تاریک قلبت به چراغی که به میهمانی آورده ای روشن شود
تا کدورت از قلبت ، همچو ابلیس از نام خدا، بگریزد
.. بی عشق هیچ سلامی طعم سلام ندارد و هیچ نگاهی عطر نگاه...

آتش بدون دود
نادر ابراهیمی

smhzkk61
13 February 2010, 11:28 PM
اگـر احسـاسی قدرتمند تمــام شمع هـای وجودمــان را یکباره روشـن کند ، نوری بـس خیـره کننده از آن برمی خیــزد که شـعاع تابـشش از دید ِ ما فراتـر می رود . آن گـاه دالانی از نـور پدیــدار می شود و راهــی را نشــانمان می دهـد که از لحـظه تولــد به بعـد فـراموش کرده بودیم و به ســر منــزل ازلی نـزد ملـکوت اعــلی فرا می خواند ، روح آدمـی همیـشه طالـب و آرزومند بازگـشت به جایی اسـت که از آن آمــده ، ترک کالــبد خالی ...

مثــل آب برای شکـلات / لورا اسکوئیــول

smhzkk61
13 February 2010, 11:32 PM
از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود . در هر ایستگاه که قطار می ایستاد کسی کم میشد . قطار میگذشت و
سبک میشد. زیرا سبکی قانون خداست.
قطاری که به مقصد خدا میرفت , به ایستگاه بهشت رسید . پیامبر گفت اینجا بهشت است . مسافران بهشتی پیاده شوند , اما اینجا ایستگاه آخرین نیست.
مسافرانی که پیاده شدند بهشتی شدند .
اما اندکی باز هم ماندند , قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و
گفت: درود بر شما راز من همین بود . آن که مرا میخواهد در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد .
و آن هنگام که قطار به اسیتگاه آخر رسید , دیگر نه قطاری بود نه مسافری و نه پیامبر...!.

پیامبری از کنار خانه ی ما رد شد/عرفان نظر آهاری

smhzkk61
17 February 2010, 06:48 PM
به ندای قلبت گوش بسپر . قلبت همه چیز را می داند
چون روح جهان را می بیند و یک روز نزدش باز می گردد .

****
هر جا قلبت باشد ، گنجت هم همانجاست . قلب تو زنده است . همچنان به آنچه برای گفتن دارد گوش بسپر . هرگز نمی توانی قلبت را خاموش کنی و حتی اگر وانمود کنی به او گوش نمی دهی باز همیشه در درون سینه ات به تکرار نظرش درباره زندگی و جهان ادامه می دهد . هیچ کس نمی تواند از قلبش بگریزد . برای همین بهتر است آنچه را که می گوید بشنوی . در این صورت هرگز ضربه ای را دریافت نمی کنی که انتظارش را نداشته باشی .

****
قلب ها تمام تلاششان را می کنند .

****
خود را به ناامیدی تسلیم نکن .
این باعث می شود نتوانی با قلبت صحبت کنی .

****
زمانی که عشق می ورزیم
همواره آرزومندیم بهتر از آن باشیم که هستیم .
****
کیمیاگری نشان می دهد که
وقتی می کوشیم از آن چه هستیم بهتر باشیم ،
همه چیز در پیرامون ما نیز بهتر می شود .


کیمیاگر - پائولو کوئیلو

smhzkk61
17 February 2010, 06:51 PM
مکتوب - پائولو کوئیلو :

برگزیده هایی از * نامه ای به قلبم * :

* قلب من ، من هرگز تو را سرزنش و محکوم نخواهم کرد . هرگز از آنچه می گویی احساس شرم نخواهم کرد . می دانم که تو فرزند محبوب خدا هستی و او تو را در پناه پرتو عشق و جلال خویش می گیرد .

* قلب من ، من به تو ایمان دارم . من طرفدار تو هستم . همواره برایت دعا می کنم . دعا می کنم که به کمک و حمایتی که احتیاج داری ، برسی .

* قلب من ، من به تو ایمان دارم . معتقدم که تو عشقت را با هر کس که به آن نیاز داشته باشد یا شایسته اش باشد قسمت خواهی کرد . معتقدم که راه من راه توست و ما همراه هم به سوی روح القدس گام بر می داریم .

* از تو می خواهم به من اعتماد کنی . بدان که به تو عشق می ورزم و می کوشم که تمام آزادیی را که برای شادمانه تپیدن در سینه ام به آن نیاز داری ، به تو بدهم .

* هر کاری لازم باشد انجام می دهم تا هرگز از حضور من در گرداگردت احساس دلتنگی نکنی .
دیگه به قلبم ظلم نمی کنم . دیگه باهاش دل صلح هستم . مثل یه کودک خوشگل زیبا باید بازی کنه و حرف بزنه !
دیگه نمی زارم ذهن استدلالیم که برای زندگی ضروری و لازم هست ولی اصلا کافی نیست دلم رو به شک بندازه !
هر دو باید رشد کنند ولی در کنار هم نه با دعوا و بکش بکش و مجادله
بیاین قلب هامون رو دوست داشته باشیم .
قلب ها راست می گن چون فرزندان خدا هستند و باید ازشون پیروی کنیم و راهبر بشن .

smhzkk61
17 February 2010, 06:56 PM
تحقق بخشیدن به افسانه ی شخصی یگانه وظیفه ی آدمیان است.همه چیز تنها یک چیز است و هنگامی که آرزوی چیزی را در سر داری سراسر کیهان همدست می شود تا بتوانی این آرزو را تحقق بخشی

کیمیاگر - پائولو کوئیلو

smhzkk61
20 February 2010, 07:06 PM
اینجا فهرست صد کتاب درج شده که توصیه شده قبل از مرگ آنها را حتما بخوانید. آنها شاهکارهای دنیای کتاب هستند. حتما سعی کنید از این فهرست چند موردی را تهیه کنید!
در ابتدا نام نویسنده آورده شده سپس نام کتاب و در آخر کشور نویسنده.
اولین کتابی که حتما باید خوانده شود قرآن مجید، برنامه زندگی انسان است.

چينو آچه به (1930- ) فروپاشي : نيجريه
هانس کريستيان آندرسن (1805- 1875 ) داستان ها و قصه ها : دانمارک
جين اوستين (1775- 1817 ) غرور و تعصب : انگليس
آنوره بالزاک (1799- 1850 ) بابا گوريو : فرانسه
ساموئل بکت (1906- 1989 ) سه گانه ي مولي ، مالون مي ميرد ، بي نام : ايرلند
بوکاچيو ( 1313- 1375 ) د کامرون : ايتاليا
خورخه لوئيس بورخس ( 1899- 1986) مجموعه ي آثار : آرژانتين
اميلي برونته ( 1818- 1848) بلندي هاي بادگير : انگليس
آلبر کامو (1913- 1960) بيگانه : فرانسه
پل سزان (1920-1970 ) اشعار : فرانسه/ روماني
فرديناند سلين ( 1894- 1961 ) سفر به انتهاي شب : فرانسه
ميگوئل سروانتس ( 1547- 1616 ) دون کيشوت : اسپانيا
جفري چائوسر (1340- 1400) حکايت هاي کانتربوري : انگليس
جوزف کنراد (1857-1924 ) نوسترومو : انگليس/ اوکراين
دانته ( 1265- 1321 ) کمدي الهي – ايتاليا
چارلز ديکنز ( 1812 1870 ) آرزوهای بزرگ : انگليس
دنيس ديدرو (1713- 1784 ) ژاک قضا قدري و اربابش : فرانسه
آلفرد دوبلين (1878- 1957 ) محله آلکساندر برلين : آلمان
فيودور داستايوسکي ( 1821- 1881) جنايت و مکافات – ابله – تسخيرشدگان – برادران کارامازوف : روسيه
جورج اليوت (1819- 1880 ) ميانه ماه مارش : انگليس
رالف اليسون ( 1914- 1994) مرد نامرئي : آمريکا
اورپيدو ( 480- 406 ق.م) مده آ : يونان
ويليام فالکنر (1897- 1962 ) آبشالوم ، آبشالوم – خشم و هياهو : آمريکا
گوستاو فلوبر (1821- 1880 ) مادام بواري – داستان مردجوان : فرانسه
فدريکو گارسيا لورکا ( 1898- 1936 ) قصيده هاي کولي ها : اسپانيا
گابريل گارسيا مارکز (1928 - ) صد سال تنهايي – عشق سالهاي وبا : کلمبيا
گيل گمش ( 1800 ق.م )
يوهان ولفگانگ گوته ( 1749- 1832 ) فاوست : آلمان
نيکلاي گوگول ( 1809- 1852 ) نفوس مرده : روسيه
گونتر گراس (1927 - ) طبل حلبي : آلمان
گويمارس روزا ( 1880- 1967 ) شيطان در راه : برزيل
کنوت هامسون ( 1859- 1952 ) گرسنگي : نروژ
ارنست همينگوي (1899- 1961 ) پيرمرد و دريا : آمريکا
هومر (700 ق. م ) ايلياد و اوديسه : يونان
هنريک ايبسن (1828- 1906 ) خانه عروسک : نروژ
کتاب ايوب ( 400 ق. م ) فلسطين /اسرائيل
جيمزجويس (1882- 1941 ) اوليس : ايرلند
فرانتس کافکا (1883- 1924 ) مجموعه ي داستانها- مسخ – قصر : جمهوري چک
کاليداس ( 400- ) بازشناسي ساکونتالا : هند
ياسوناري کاواباتا (1899- 1972 ) صدايي از کوهستان : ژاپن
نيکوس کازنتزاکيس (1883- 1957 ) زورباي يوناني : يونان
ديويد. ه. لارنس (1885- 1930 ) پسران و عشاق : انگليس
هالدور لاکسنس (1902- 1998 ) مردم مستقل : ايسلند
گياکومو لئوپاردي (1798- 1837 ) مجموعه ي اشعار : ايتاليا
دوريس لسينگ (1919- ) دفترچه طلايي : انگليس
آستريد ليندبرگ (1907- 2002 ) پي پي جوراب بلند : سوئد
لو خوان (1881- 1936 ) دفتر خاطرات مرد ديوانه و ديگر روايت ها : چين
ماهابهاراتا ( 500 ق . م ) : هند
نجيب محفوظ (1911- ) بچه هاي محله ما : مصر
توماس مان (1875- 1955 ) خانواده بودنبروک – کوه جادويي : آلمان
هرمان ملويل (1819- 1891 ) موبي ديک : آمريکا
ميشل مونتاين (1533- 1592 ) مقالات : فرانسه
السا مورنته (1918- 1985 ) تاريخ : ايتاليا
توني موريسون (1931- ) عشق : آمريکا
شيکيبو موراساکي (978- 1014 ) حکايتي از گنجي : ژاپن
روبرت موسيل (1880- 1942 ) مرد بدون خاصيت : اطريش
ولاديميرنابوکف (1899- 1977 ) لوليتا : روسيه / آمريکا
حکايات نيوله س (1300- ) : ايسلند
جورج اورول(1903- 1950) 1948 : انگليس
اويد (43 ق. م تا 17 ب.م ) دگرديسي ها : ايتاليا
فرناندو پسوآ (1888- 1935 ) کتاب نا آرامي ها : پرتقال
ادگار آلن پو (1809- 1849 ) مجموعه ي داستانها – آمريکا
مارسل پروست (1871- 1922 ) در جستجوي زمان هاي از دست رفته : فرانسه
رابله (1495- 1553 ) پانتاگروئل و گارگانتوا : فرانسه
خوان رولفو(1918-1986 ) پدروپارامو : مکزيک
مولوي ( 1207- 1273 ) مثنوي ( قرآن پارسي ) : ايران
سلمان رشدي (1947- ) بچه هاي نيمه شب : هند/ انگليس
سعدي (1200-1292 ) گلستان : ايران
طيب صالح (1922- ) کشش به سوي شمال : سودان
خوزه ساراماگو(1922- ) کوري : پرتقال
ويليام شکسپير (1564- 1616 ) هاملت – ليرشاه – اتللو : انگليس
سوفکلس (496- 406 ق. م ) اديپ شهريار : يونان
استاندال (1713- 1768 ) سرخ و سياه : فرانسه
لارنس استرن (1713- 1768 ) تريسترام شندري : ايرلند
ايتالو اسوو ( 1861- 1928 ) اعترافات زنوس : ايتاليا
جوناتان سويفت (1667- 1745) سفرنامه گاليور : ايرلند
لئو تولستوي (1828- 1910 ) جنگ و صلح – آناکارنينا- مرگ ايوان ايليچ و حکايات ديگر : روسيه
آنتوان چخوف (1860- 1904) داستانها : روسيه
هزار و يکشب (700- 1500 ) هند / ايران / عراق / مصر
مارک تواين (1835- 1910 ) هاکلبري فين : آمريکا
والميکي (300 ق. م ) رامايانا : هند
پابلوس ويرژيل (70- 19 ق. م ) انئيد : ايتاليا
والت ويتمن (1819- 1941) علف ها : آمريکا
ويرجينيا وولف (1882- 1941 ) خانم دالووي – به سوي فانوس دريايي : انگلستان
مارگريت يورسنار (1903- 1987 ) خاطرات آدرين : فرانسه

smhzkk61
20 February 2010, 07:10 PM
آمار فوق بر طبق نتايج نظر سنجي سايت زير به عمل آمده است.

لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند.

سهم ايران از اين ليست سه كتاب:

سعدي (1200-1292 ) گلستان : ايران
مولوي ( 1207- 1273 ) مثنوي ( قرآن پارسي ) : ايران
هزار و يکشب (700- 1500 ) هند / ايران / عراق / مصر

smhzkk61
26 February 2010, 07:41 PM
گاهی وقتا چیز گران بهایی را قربانی میکنی، واقعا آن را از دست نمی دهی،فقط آن را به کس دیگری می بخشی..من به تو زندگی را بخشیدم و خود رفتم...
(در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند)

smhzkk61
26 February 2010, 07:42 PM
من خوب میدانم که زندگی یکسر صحنه بازی است
من خوب میدانم
اما بدان که همه برای بازی های حقیر
آفریده نشده اند.

به یاد داشته باش
که روزها و لحظه ها هیچ گاه باز نمیگردند
به زمان بیندیش ، و شبیخون ظالمانه زمان
زمستانی طولانی و سخت در پیش خواهیم داشت
زمستانی که از یاد نخواهد رفت
دیگر چه میتوانم گفت
جز اینکه لباس های زمستانی ات را فراموش نکن....


سمفونی مردگان

smhzkk61
26 February 2010, 07:44 PM
در وجود هر کسی کودکی است که تا پایان عمر با او می زید. کافی است چین و چروکی را که زمان، برای گم کردن رد، در چهره ی اشخاص به جا می نهد کنار بزنیم تا آن کودک خود را نشان بدهد. این یگانه راهی است برای آنکه مرعوب کسی ، هر چند بزرگ تر از خود نشویم. یا اگر مایلید ، این تنها راه مرعوب کردن دیگری است. در یک کلام ، این یعنی مغناطیس وجود!

همنوایی شبانه ارکستر چوبها
نوشته رضا قاسمی

smhzkk61
26 February 2010, 07:45 PM
ما همچون دانه های زیتونی هستیم که تنها هنگامی جوهر خود را بروز می دهیم که درهم شکسته شویم
تا کاملا از پا درنیامده ایم جوهر واقعی خود را بروز نمیدهیم
تنهایی پرهیاهو
بهومیل هرابال

smhzkk61
26 February 2010, 07:47 PM
علامت انسان رشد نیافته این است که می خواهد بزرگوارانه در راه یک هدف جان بسپارد، و حال آنکه علامت انسان رشد یافته این است که می خواهد در راه یک هدف به فروتنی زندگی کند.
برگرفته از کتاب ناطور دشت

smhzkk61
26 February 2010, 07:49 PM
هر قدر که به غم میدان بدهی میدان می طلبد و باز هم بیشتر وبیشتر .
هر قدر در برابرش کوتاه بیایی قد می کشد ، سلطه می طلبد و له می کند .
غم عقب نمی نشیند مگرآن که به عقب برانی اش . نمی گریزد مگر آنکه بگریزانیش . آرام نمی گیرد مگر آنکه بیرحمانه سرکوبش کنی .

"چهل نامه کوتاه به همسرم"

smhzkk61
26 February 2010, 07:51 PM
مائیم که جهان پیرامونمان را می آفرینیم.به آنچه شایسته آنیم دست می یابیم،نه بیش نه کم.چگونه می توان از زندگی خودآفریده بیزار بود؟کیست جز ما که باید سرزنش یا ستوده شود؟کیست جز ما که هر زمان که بخواهد می تواند همه آنچه را که پدید آورده دگرگون کند؟
ریچارد باخ کتاب یگانه

smhzkk61
5 March 2010, 12:39 AM
گزیده فیه ما فیه (مقالات مولانا)، تلخیص و شرح: دکتر الهی قمشه ای انتشارات علمی و فرهنگی

گلشن راز اثر شیخ محمود شبستری ، مقدمه و توضیحات ، حسین محیی الدین قمشه ای

گزیده منطق الطیر (عطار): تلخیص و شرح: دکتر الهی قمشه ای انتشارات علمی و فرهنگی

تصحیح دیوان حافظ از دکتر الهی قمشه ای با خط استاد امیر خانی انتشارات میر دشتی

مقالات: مجموعه مقالات دکتر الهی قمشه ای انتشارات روزنه

پیامبر، ترجمه دکتر الهی قمشه ای اثر جبران خلیل جبران: انتشارات روزنه

آن خردمند دیگر ترجمه دکتر الهی قمشه ای انتشارات روزنه

365 روز با سعدی دکتر الهی قمشه ای انتشاارات سخن

365 روز با مولانا (در صحبت مولانا) دکتر الهی قمشه ای انتشارات سخن

365 روز با ادبای انگلیس(در قلمروی زرین) دکتر الهی قمشه ای انتشاارات سخن

قرآن دو جلدی (عربی و فارسی). ترجمه قرآن استاد فقید حکیم مهدی الهی قمشه‌ای. و تصحیح دکتر حسین الهی قمشه ای انتشارات هفت گنبد

پنج گنج نظامی : تصحیح و شرح از وحید دستگردی درسه جلد یا در هفت جلد چاپ اول

متن مثنوی مولانا جلال الدین رومی چاپ كلاله خاور

گلستان سعدی با شرح دكتر خزایلی

بوستان سعدی با شرح دكتر خزایلی

خلاصه شاهنامه فردوسی محمد علی فروغی

دیوان شمس غزلیات مولانا ، چاپ فروزانفر

هزار سال نثر پارسی كریم كشاورز

داستانهای دل انگیز ایرانی زهرا خانلری

سوگ سیاوش از شاهرخ مسكوب

رستم و اسفندیار از شاهرخ مسكوب

مولوی چه می گوید استاد جلال همایی

سر نی دكتر زرین كوب

پله پله تا ملاقات خدا دكتر زرین كوب

پانزده گفتار اثر مجتبی مینوی

دیوان كامل سعدی

سه حكیم مسلمان دكتر سید حسین نصر

نامه های عین القضات همدانی

مجموعه آثار فارسی شیخ شهاب الدین سهروردی

اشارات اشارات و تنبیهات ابن سینا بخش الهیات

گاتها رساله نوشته های زرتشتی

تاریخ تصوف در اسلام دكتر قاسم غنی

كتاب مقدس ترجمه كلیسای انجیلی تهران به فارسی و ترجمه جدیدی كه اخیراً صورت گرفته به فارسی

شرح احوال و آثار حافظ در دو جلد دكتر قاسم غنی

جهار مقاله اثر نظامی عروضی سمرقندی

اخلاق ناصری، اثر خواجه نصیر توسی

اوصاف الاشراف اثر خواجه نصیر توسی

افسانه های هزار و یك شب

فرهنگ گفته ها درباره موسیقی

رساله انسان الكامل از عزیزالدین نسفی

فصوص الحكم از محیی الدین ابن عربی

ابن عربی طریق معرفت از ویلیام چیتیك

تخیل خلاق ابن عربی هانری كریستین

فصوص الحكم از فارابی

المنقذ من الضلال از غزالی

كیمیای سعادت غزالی

حدایق الحقایق تفسیر سوره یوسف

نهج البلاغه ترجمه و تفسیر فیض الاسلام به فارسی شرح ابن ابی الحدید عربی

صحیفه سجادیه ترجمه و تفسیر الهی قمشه ای

دعاهای معتبر از كتاب مفاتیح و سایر كتب دعا با ترجمه الهی قمشه ای

نفاس الفنون در سه جلد شامل دوره مختصری از كلیه علوم و معارف اسلامی

انسان الكامل محمد رسالات از عزیزالدین نسفی

دعای كمیل- دعای صباح دعای سحر - دعای ابوحمزه ثمالی - دعای جوشن كبیر

قرآن متن عربی ترجمه فارسی الهی قمشه ای ترجمه انگلیسی آربری و جرج سیل

تاریخ ادبیات انگلیس دكتر صورتگر

مجموعه اشعار امیلی دیکنسون

سیر حكمت در اروپا اثر محمد علی فروغی

لذات فلسفه اثر ویل دورانت ترجمه زریاب خویی

تاریخ فلسفه اثر ویل دورانت ترجمه زریاب خویی

تاریخ ادبیات انگلیس دكتر صورتگر

رومی طریق عشق از ویلیام چیتیك

افسانه های كاتربری

دیوید كاپر فیلد اثر چارلز دیكنس

آیوانهو از سروالتر اسكات

دکتر فاستوس از کریستوفر مارلو

مجموعه آثار ویلیام شکسپیر

مجموعه اشعار والت ویتمن

تصویر دوریان گری اثر اسکار وایلد

غرور و تعصب اثر جین آستین

كتاب زبان از یاد رفته اثر اریك فروم

بهشت گمشده اثر جان میلتون

انسان و سمبلهایش اثر کارل گوستاو یونگ

آریوپجی تیکا اثر جان میلتون - در آزادی بیان،

سیر و سلوك ِ ترسا، اثر جان بانیان

والدن نوشته ی هنری دیوید ثورو

در طبیعت اشیاء، اثر لوکریتوس

نمایشنامه ابرها،اثر اریستوفانس

مجموعه اشعار سافو

افسانه های پریان، اثر هانس کریستین اندرسن

كتاب مقدس_عهد عتیق و عهد جدید ترجمه: انجمن كتاب مقدس

داستانهای كوتاه تولستوی

هنر چیست؟ اثر لئو تولستوی

جنگ و صلح اثر تولستوی ، ترجمه انصاری

ابله اثر داستایوفسكی

برادران كارامازوف اثر داستایوفسكی

جنایات و مكافات اثر داستایوفسكی

اوپانیشاد مجموعه نوشته های دینی از مصارف هند

گیتا ، یابها كاواوگینا مهمترین كتاب دینی و عرفانی هند

نمایشنامه شاكونتالا اثر كالبداسا نویسنده هندی

مهابهارات حماسه مذهبی هندوان

رامایانا حماسه مذهبی هندوان

بودا مجموعه سخنان بودا

كلیله و دمنه

پنج رساله ( پنج رساله از افلاطون ) ترجمه محمد حسن لطفی

چهار رساله ( چهار رساله از افلاطون ) ترجمه محمد حسن لطفی

ماجراهای جاودان در فلسفه ترجمه مرحوم دكتر شهسا

جمهوریت اثر افلاطون ترجمه فوآد روحانی

اساطیر یونان بول فینچ

اساطیر یونان هامیلتون ماتولوژی

اساطیر یونان به فارسی فرهنگ اساطیر یونان و روم

اندیشه ها اثر مارکوس اورلیوس

کمدی الهی اثر دانته

ایلیاد و ادیسه اثر هومر

آنتی گونه اثر سوفوکل

ادیپ شهریار اثر سوفوکل

پرومته در زنجیر اثر آشیل

اخلاق نیکوماخوس اثر ارسطو

نمایشنامه دشمن ملت از هنریک ایبسن

نمایشنامه خسیس اثر مولیر

بینوایان اثر ویكتور هوگو ترجمه حسینعلی مستعان

دون كیشوت ترجمه محمد قاضی

رفیق اعلی كریستین بوبن ترجمه پیروز سیار

یك دو سه بی نهایت اثر ژرژ كامو ترجمه بی رشك

تاریخ علم جرج سارتن ترجمه احمد آرام جلد اول

سرگذشت علم اثر جرج سارتن

قرارداد اجتماعی اثر روسو

افسانه های لافونتن

افسانه های ایزوپ

فائوست اثر گوته ترجمه دكتر اسدالله مبشری

ذهن تازه امپراطور اثر پن روز

روح القوانین اثر منتسكیو

مجموعه نصایح و معارف اثر كنفسیوس

كلیله و دمنه تلخیص عبدالعظیم قریب

موضوعات خیال ریاضی اثر هوف اشتایر

دنیای ریاضیات در چهار جلد تالیف جیمز نیومن

گودل اشر باخ اثر داگلاس هوفشتاتر

من ذهن (چشم ذهن) اثر داگلاس هوفشتاتر

شهر خدا از قدیس اگوستین

naser0172
5 March 2010, 12:46 AM
خیلی ممنون

smhzkk61
5 March 2010, 12:51 AM
خیلی ممنون

خواهش مي كنم آقا ناصر.....

smhzkk61
13 March 2010, 11:05 PM
منظومه گلشن راز
اثر شیخ محمود شبستری

دکتر الهی قمشه ای در سخنرانی های مختلفشان به این کتاب اشاره کرده و خواندن ان را توصیه کرده اند این منظومه که نزدیک به هزار بیت است مقدمه ای است جامع و عمیق بر مبانی نظری عرفان جهانی.
بهترین تصحیح این کتاب توسط خود دکتر الهی قمشه ای انجام گرفته و انتشارات علمی فرهنگی ان را منتشر کرده است
شرحی نیز از این کتاب بنام مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز در دست است که با ان که اکنده از اصتلاحات حکمی و فلسفی است و نثر سنگینی دارد ولی در مورد بسیاری از ابیات راهگشاست
علاوه بر این cdصوتی شرح گلشن راز دکتر الهی قمشه ای نیز توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است.

smhzkk61
13 March 2010, 11:06 PM
اشارات و تنبیهات
اثر ابن سینا

نام این کتاب به عربی الاشارات و التنبیهات است و ابن سینا آن را در دوران پختگی فلسفی خود نوشته و سعی کرده است در کمترین کلام بیشترین حکمت را بگنجاند. این کتاب یک دوره منطق و طبیعیات و الهیات اسلامی است و توسط دکتر حسن ملکشاهی به فارسی ترجمه شده است ترجمه نسبتاً خوب است اما رسا نیست نقطه اوج این کتاب در بخش فلسفه نمط نفس و سه نمط آخر کتاب است که شیخ در آن به موضوعات عرفانی و سیر و سلوک می پردازد.
این کتاب از امهات کتب فلسفه اسلامی است و هنوز در حوزه های علمیه سنتی تدریس می شود. سبک نگارش کتاب متأثر از فصوص الحکمه فارابی است.
امام فخر رازی متکلم معروف اسلامی که در علوم و فنون اسلامی شهرتی خاص دارد، کتاب اشارات را پاسخ گفته و جز در مورد بخش مقامات العارفین( نمط نهم کتاب) که با تحسین از آن یاد کرده در بقیه مطالب کتاب تشکیک کرده و قدم به قدم اشکال گرفته است اما خواجه نصیر الدین طوسی حکیم و ریاضی دان بزرگ اسلامی با شرح مفصل و ارزشمندی که بر اشارات نوشته پاسخ اشکالات امام فخر را با احترام تمام داده است. اشارات معمولاً با شرح خواجه طوسی تدریس می شود. این کتاب در شمار متون درسی است و بهتر است با استاد خوانده شود و استاد آن امروز کمتر یافت می شود. مگر افراد نادری در گوشه و کنار برخاسته از حوزه های قدیم.

smhzkk61
13 March 2010, 11:07 PM
والدن
Walden
اثرهنری دیوید ثورو
Henry David Thoreau

این کتاب از جمله مهمترین کتابهای خوب در ادب جهان و از بزرگترین هدیه های امریکا به فرهنگ جهان است متأسفانه ترجمه کاملی از آن به فارسی در دست نیست و کتاب همچنان در انتظار یک مترجم حکیم و با تجربه بسر می برد. ستایشگران این کتاب در میان بزرگان بسیارند از جمله "جیمز راسل لوئل"، این کتاب را یکی از بزرگترین آثار ادبی جهان در نوع خود شمرده است.
"ثورو" اثر معروف دیگری دارد که در حقیقت یک مقاله بلند است در شیوه های مبارزه منفی که نام آن را Civil Disobedience یعنی "نافرمانی مدنی" گذاشته است.
"والدن" گزارشی است از دوران خلوت نشینی " ثورو" در جنگلی به نام والدن که تفکرات و مشاهدات خود را به زبانی ساده و مؤثر و صدیق و صمیمی در آن بیان کرده است. بعضی معتقدند این کتاب پاسخی شیرین است به ماده گرایی تلخ روزگار او و نیز نجوای ملایمی است از آنچه که والت ویتمان بعدها با صدای بلند و فریاد و غوغا بیان کرد. این کتاب همچنین منقدانی داشته است که آن را در حل معمای زندگی ناتوان دانسته اند اما بهر حال تصدیق کرده اند که کمتر کسی به خوبی "ثورو" بی اعتباری زندگی خاکی را مجسم کرده است.

smhzkk61
13 March 2010, 11:07 PM
مهابهارات

مهمترین حماسه دینی هندوان است که همراه با رامایانا، حماسه دیگر این قوم کهن، دو کتاب از برجسته ترین حماسه های بشری شمرده شده است. کتاب گیتا که خود به تنهایی یک دوره فلسفه جاوید را شامل است، نیز جزئی از این کتاب بزرگ است. حجم کتاب چند برابر مجموعه اودیسه و ایلیاد و دو برابر شاهنامه فردوسی است.
مهابهارات یکی از منابع الهام برای آثار بزرگ ادب و حکمت در هندوستان بوده است از جمله کتاب معروف شاکونتالا که نقطه اوج ادب نمایشی هندوان است، ملهم از این کتاب است. تاریخ نگارش مهابهارات به حدود دو قرن بیش از میلاد می رسد اما کتاب رامایانا بسیار قدیمی تر است و به حدود هزار پیش از میلاد باز می گردد.

smhzkk61
13 March 2010, 11:08 PM
در طبیعت اشیاء
On The Nature of Things
اثر لوکریتوس
(شاعر بزرگ رومی در قرن اول پیش از میلاد)

لوکریتوس از پیروان اپیکور بنیان گذار فلسفه لذت و شارح فلسفه دومکریتوس واضع نظریه اتم است. لوکریتوس در این کتاب اصول فلسفه ماتریالیستی دومکریتوس و مبانی فلسفه لذت جویی را به تفصیل بیان کرده است. ترجمه بخش کوچکی از این کتاب در کتاب فیلسوفان نظری آمده است که طعمی و رایحه ای از کتاب را بدسـت می دهد. اما توصیه ما این است که کتاب به یکی از زبانهای اصیل اروپایی مطالعه شود.

smhzkk61
13 March 2010, 11:09 PM
نمایشنامه ابرها
اثر اریستوفانس
Aristophanes
(کمدی نویس مشهور یونانی
معاصر سقراط قرن پنجم پیش از میلاد)

این نمایشنامه طنزی بر فلسفه سقراط است. این نمایشنامه در مجموعه ای از هشت نمایشنامه کمدی از بهترین کمدی نویسان طول تاریخ آمده است. به زبان فارسی ترجمه شده اما ترجمه انگلیسی آن مرجح است.

smhzkk61
13 March 2010, 11:09 PM
مجموعه اشعار سافو
Sappho
(قرن ششم پیش از میلاد)

سافو بزرگترین شاعر زن در یونان باستان و قدیمیترین شاعر زن در جهان است. اشعار او دعوت از زنان به برخورداری از فرهنگ و معنویت و هنر و شعر و ادبیات و در کنار آن دعوت به آزادی و استقلال زنان است. افلاطون درباره او گفته است:الهگان نه گانه هنر، "موزه ها"، به حقیقت ده نفرند و دهمین آنها سافو است.

smhzkk61
13 March 2010, 11:10 PM
افسانه های پریان
اثر هانس کریستین اندرسن
Hans Christian Andersen
اندرسن کودکان را دوست می داشت و حال و هوای خیالات شیرین و معصومانه آنها را که از فطرت پاک الهی آنها سرچشمه می گیرد، خوب می شناخت و خود نیز تا آخر عمر کودک ماند کودکی عاشق ادبیات و عاشق قصه و عاشق خیالات عجیب و ماجراهای غریب در عین حال آشنا با روح آدمی.
از وی نقل کرده اند که گفته است:
"در ایام نوجوانی روزی گرسنه بودم و در هوای سرد گرفتار و چند سکه کم بها بیش در جیب نداشتم. به یک دکان کتاب فروشی رفتم و با آن سکه ها یکی از داستانهای سروالتراسکات را خریدم و هم گرم شدم و هم سیر شدم."
داستانهای اندرسن همه لطیف و شیرین است و اغلب کوتاه، اما چنان آکنده از بینشهای معنوی و روحانی است که می توان آنها را برای بیان بلندترین لطایف حکمی و عرفانی به عاریت گرفت.

کــودکـــان افســـانه ها می آورند
درج در افسانه شان صد درس و پند
از کــلیله باز خــوان آن قصـــه را
تا بیـــابی از حقیــقت حصّــــه را

این کتاب در 1835 به طبع رسید و طولی نکشید که به همه زبانهای مهم دنیا ترجمه شد ترجمه فارسی این داستانها نیز بطور کامل و همچنین در مجموعه های کوچکتر یا حتی تک داستان به فارسی عرضه شده است .

smhzkk61
13 March 2010, 11:11 PM
در آزادی بیان
AreoPagitica
اثر جان میلتون
(شاعر معروف انگلیسی در قرن هفدهم)

این اثر در حقیقت نامه ای است که جان میلتون به پارلمان انگلیس نوشته و طی آن به قانون سانسور کردن مطبوعات مصوب سال 1643 پارلمان پاسخ گفته است. این رساله نسبتاً کوچک شاید بزرگترین و مؤثرترین اثری باشد که در تاریخ مطبوعات جهان علیه سانسور مطبوعات نوشته شده است.
پیش از میلتون یکی از فیلسوفان خطیب با خطیبان فیلسوف آتن به نام ایسکرانیس کتابی در همین موضوع با عنوان Arepagiticus نوشته و طی آن از حکومت در خواست کرده است که آزادی بیان به میدان Areopagus باز گردد. آرئوپاگوس نام میدانی بوده است در آتن که آنجا مردم می توانستند به آزادی هر سخن که می خواهند بگویند ( مشابه گوشه هاید پارک در لندن که تصور می رود در دوره معاصر چنین جایی است).
کتاب میلتون اگر چه بلافاصله موجب لغو فرمان نشد اما در تضعیف و لغو نهایی آن در حدود پنجاه سال بعد نقش اساسی داشت.
از جملات معروف این کتاب که از کلمات قصار میلتون محسوب می شود جمله زیر بسیار آموزنده است.
کشتن یک کتاب کمتر از کشتن ِ یک انسان نیست .
· آنکس که انسانی را می کشد موجود خردمندی را کشته است که به صورت خداوند ساخته شده است، اما آنکس که کتابی را می کشد جوهر عقل را که همان صورت خداوند است نابود کرده است.

smhzkk61
13 March 2010, 11:12 PM
داستانهای کوتاه تولستوی

تولستوی رمان نویس معروف روسی و نویسنده شاهکارهایی چون جنگ و صلح، آناکارنینا و رستاخیز. علاوه بر رمانهای بلند و کوتاه مجموعه ای از داستانهای کوتاه نوشته که بیشتر جنبه اخلاقی و اجتماعی و گاه عرفانی دارد ا به زبان انگلیسی مجموعه 29 داستان از او در مجموعه انتشارات آکسفورد به طبع رسیده است داستانهای لطیفی چون سه لبخند( یا خدا همه جا هست) داستان انسان چقدر زمین نیاز دارد، در این مجموعه آمده است(اخیرا مجموعه ۲۳ داستان کوتاه تولسوی با ترجمه همایون صنعتی زاده توسط نشر قطره منتشر شده است)

smhzkk61
13 March 2010, 11:12 PM
هنر چیست
اثر تولستوی

به فارسی ترجمه شده ولی متن انگلیسی یا فرانسه برای مطالعه دقیق مطمئن تر است. این کتاب پاسخی است به پرسشی که یک کودک ده ساله در یک نمایشگاه از تولستوی می کند که: هنر چیست؟ بین پرسش آن کودک و انتشار کتاب بیش از هشت سال فاصله وجود دارد. مطالعه این کتاب نیز به علاقمندان نقد هنر توصیه می شود.

smhzkk61
13 March 2010, 11:13 PM
اخلاق ناصری
اثر خواجه نصیر الدین طوسی


اخلاق ناصری پس از اخلاق نیکوماک یا نیکوماخوس اثر ارسطو، مهمترین کتاب اخلاق نظری در آثار کلاسیک جهان است.
این کتاب اگر چه بر مبانی اخلاق ارسطویی استوار است اما از فرهنگ و ادبیات اسلامی نیز عمیقاً تأثیر پذیرفته و آمیزه ای از دو فرهنگ کهن یونان و اسلام است. در این کتاب رذائل اخلاقی به عنوان بیماریهای شخصیتی مطرح شده و پس از بحث از سرچشمه بیماری، روش علاج هر یک آمده است. متن کتاب سنگین است از این رو یا باید آن را نزد استاد خواند یا زمینه های کافی برای فهم آن دارا بود.

smhzkk61
13 March 2010, 11:13 PM
اوصاف الاشراف
اثر خواجه نصیر طوسی

کتابی است کوچک اثر خواجه نصیر طوسی در بیان مراتب سیر و سلوک در فرهنگ اسلامی که بارها به طبع رسیده و از جمله یک نسخه نفیس از آن به خط عمادالکتاب سیفی قزوینی طبع و انتشار یافته است. مقصود از اشراف در عنوان این کتاب انسانهای پاک و شریف است نه صرفاً انسانهای اشرافی و ثروتمند و رجال سیاسی و اجتماعی و خاندانهای صاحب ثروت و قدرت.
این کتاب در عین کوچکی همه مراتب سیر و سلوک عارفان و صوفیان حقیقی را در چهار چوب فرهنگ اسلامی به اختصار بیان کرده است. این کتاب از مهمترین کتابهای کوچک محسوب می شود.

smhzkk61
13 March 2010, 11:13 PM
افسانه های هزار و یک شب

متن فارسی توسط عبد اللطیف تسوجی در دوره قاجار از متن عربی الف لیله و لیله ترجمه شده و در چند جلد به طبع رسیده است.
متن کامل کتاب به زبان انگلیسی اثر پرفسور Lane در یک جلد با توضیحات مفصل و متن چند جلدی اثر Richard Burton توصیه می شود. گزیده های بیشمار از این مجموعه داستانها نیز به زبان فارسی و انگلیسی موجود است.
افسانه های هزار و یک شب را اروپائیان شبهای عربی نام نهاده اند و این توهم برای اروپائیان حاصل شده است که این مجموعه تماماً داستانهای عربی و اسلامی است در حالیکه چهار چوب داستان که همان قصه شهرزاد و دنیازاد است، فارسی و بسیاری از نامها در داستانهای متعدد نیز فارسی است و نیز بسیاری داستانها از منابع هندی وارد این مجموعه شده و تعدادی نیز مربوط به دربار خلیفه هارون الرشید است و می توان گفت یک مجموعه هندی ایرانی عربی است. اروپائیان در بعضی داستانها پیرایشهایی انجام داده اند که در متن عربی و فارسی اعمال نشده است. بهمین جهت بهتر است برای کودکان و نوجوانان از گزیده های مهذب فارسی استفاده شود. مقدمه کوتاهی از نگارنده در آغاز مجموعه تازه ای از این داستانها که توسط انتشارات محمد به طبع رسیده، آمده است.

smhzkk61
16 March 2010, 01:27 PM
سیر و سلوک ِ ترسا
Pilgrim's Progress
اثر جان بانیان
John Bunyan


" سیر و سلوک ترسا" یا سفر زائر یک داستان بدیع تمثیلی است که با الهام از فرهنگ کتاب مقدس، اطوار و مراتب سلوک آدمی را از نفس تا عشق، از شهر فنا تا شهر بقا و از هلاکت تا نجات، از غم به شادی و از مرگ به حیات ابد به زبانی شیرین و پر جاذبه بیان می کند.
این کتاب در دنیای مسیحیت از زمان تصنیف آن در نیمه قرن هفدهم تا اوائل قرن بیستم بعد از کتاب مقدس پر فروش ترین کتاب بوده و به همه زبانهای مهم دنیا ترجمه شده است.
(این کتاب اخیرا توسط خانم گلناز حامدی ترجمه شده و انتشارات مدحت ان را منتشر کرده است)

smhzkk61
16 March 2010, 01:30 PM
ایلیاد و ادیسه
اثر هومر

دو ترجمه از این کتاب بزرگ وجود دارد که ترجمه دکتر سعید نفیسی اولین ترجمه این کتاب و ترجمه دکتر جلال الدین کزازی ترجمه جدید تر ان است.

اخلاق نیکوماخوس
اثر ارسطو

جزو کتاب های کلاسیک اخلاق است که مباحث ان هنوز هم کاربرد دارد این کتاب به فارسی توسط دکتر محمد حسین لطفی ترجمه شده و انتشارات خوارزمی ان را منتشر کرده است.

نمایشنامه فائوست
اثر یوهان ولفگانگ گوته

که به گفته دکتر الهی قمشه ای یکی از بهترین کتاب های جهان است و در واقع تمثیلی از رویارویی انسان با شیطان است فائوست توسط اسدالله مبشری ترجمه شده و انتشارات اندیشه سازان ان را منتشر کرده است.

smhzkk61
16 March 2010, 01:31 PM
مجموعه اثار افلاطون

دکتر الهی قمشه ای مکررا در سخنرانی هایشان خواندن اثار افلاطون به خصوص ضیافت افلاطون را توصیه کرده اند بهترین ترجمه از اثار افلاطون ترجمه دکتر محمد حسین لطفی و رضا کاویانی است که نشر خوارزمی منتشر کرده است.
نقطه اوج این داستانها از نظر پروازهای معنوی، داستان ملکه برفهاست که متضمن حقیقتی بزرگ در زندگی همه آدمیان است.اندرسن مانند همه لطیف طبعان و نازنینان روزگار شفقتی و مهری تمام به بشریت داشت و از ظلم و جور آدمیان بخصوص بر کودکان سخت در رنج بود و تلاش کرد که با شمشیر پرنیایی داستانهای لطیفش، اندکی از این رنج ها را بکاهد.

smhzkk61
16 March 2010, 01:32 PM
سیر حکمت در اروپا
اثر محمد علی فروغی

کتاب سیر حکمت در اروپا تاریخ فلسفه ای است که به گفته دکتر الهی قمشه ای یک دوره مبانی فلسفه را با قلمی روان بطور مجمل و در عین حال جدی برای خواننده اش توضیح می دهد این کتاب سالها تنها منبع دانشگاههای ایران در این حوزه بوده است و علی رغم قدمتش هنوز قابل استفاده قابل توصیه و مفید است
علاوه بر این رساله معروف دکارت که او را پدر فلسفه نوین می نامند بنام گفتار در روش درست بکار بردن عقل که دکتر الهی قمشه ای خواندن ان را توصیه کرده اند به ضمیمه این کتاب امده است
کتاب سیر حکمت در اروپا توسط انتشارات زوار منتشر شده است


اندیشه های مارکوس اورلیوس
این کتاب اثر مارکوس اورلیوس فیلسوف و پادشاه معروف رواقی است که تفکرات خود را درباره مسائل مختلف زندگی بیان کرده است
این کتاب را نشر نی و نشر ققنوس منتشر کرده اند.

smhzkk61
16 March 2010, 01:36 PM
قصیده تائیه ابن فارض
قصیده تائیه ابن فارض بلند ترین قصیده در ادبیات عرب است و از لحاظ شعری در مقام والایی قرار دارد این قصیده به زبان فارسی توسط سعید الدین فرغانی به نام مشارق الدراری ترجمه و شرح شده است.

تائو د چینگ
اثر لائوتسه
این کتاب جزء ارزشمند ترین و پر خواننده ترین کتابهای جهان است که با ترجمه های زیادی در جهان منتشر شده است این کتاب به فارسی هم ترجمه شده است.

فیه مافیه
از مطالعه و دقت در فیه مافیه که از آثار ارزشمند عرفان اسلامی و زبان دری است, به ‏این نتیجه میرسیم که بنیاد اندیشه ها و افکار مولانا را نصوص کتاب و سنت تشکیل داده ‏است. مولانا همیشه با کلام الهی و سنّت نبوی محشور بوده و از این دو سرچشمۀ زلال و ‏بزرگ فیض برده است؛ چنانچه در فیه مافیه تقریباً هیچ مقالی وجود ندارد که در آن از ‏کتاب و سنت استفاده صورت نگرفته باشد.‏
میزان استفادۀ مولانا از نصوص کتاب و سنت و محشور بودن وی با این دو منبع فیض ‏بخش در فیه مافیه و سایر آثارش میرساند که وی سخت پایبند شریعت الهی و احکام آن ‏بوده و هیچگاهی از آن تخلف نمیورزیده است.‏
او راه رسیدن به حق و رمز موفقیت و کامیابی را در پیروی از شرایع الهی و متابعت ‏پیامبران میداند که آخرین شان محمد رسول الله صلی الله علیه و سلم میباشند. وی تزکیه ‏و تهذیب نفس را از لوازم سلوک دانسته که باید بر وفق شریع الهی صورت گیرد. همچنان ‏او زندگی اجتماعی همراه با اصلاحگری را بر تخلی و انزوا ترجیح میدهد و اصلاح ‏جامعه را وظیفۀ همه مومنان به ویژه اهل دانش و معرفت معرفی میدارد. ‏

smhzkk61
16 March 2010, 01:39 PM
کمدی الهی
کمدی الهی داستان مسیحی سفر مادی شاعر بزرگ لاتین، ویرژیل به همراه دانته شاعر سدهی ۱۳ (میلادی) به بهشت، دوزخ و برزخ است.

دانته آلیگیری (۱۲۶۵ - ۱۳۲۱)، اثر بزرگ خود«کمدی الهی» را در دل قلب عصر سیاه و خفقان آلود، موسوم به قرون وسطی سرود. هر چه هست، کمدی الهی در زمانی سروده شده است که شاعر توانسته محصول اندیشهها و تفکرات و جهان بینی خود را که به پختگی تمام رسیده بود، نظم داده، همه آنها را در ظرف بزرگی به نام کمدی الهی بگنجاند. دانته شناسان زیادی در جهان هستند که هنوز پس از سده ها، مطالعات جدی خود را بر کمدی الهی متمرکز میکنند.

شجاع الدین شفا اولین مترجم فارسی این اثر بزرگ به زبان فارسی،(چاپ نخست سال ۱۳۳۵. انتشارات امیر کبیر) در مقدمهای مبسوط به بررسی کمدی الهی، زندگی و آثار دانته، نقش و تأثیر کمدی الهی بر ادبیات جهان پس از خود، پرداخته است.
شاعران، نقاشان و مجسمه سازان بزرگ بسیاری نیز به خلق آثار برجستهای پرداختند که موضوع اصلی آن صحنهها و داستانهای کمدی الهی بود.بوتیچلی، نقاش بزرگ و معاصر میکل آنژ در سدهی ۱۵ (میلادی)، یکی از آنان بود. دلاکروا، نقاش بزرگ دیگر و ویلیام بلیک شاعر بزرگ انگلیسی سدهی ۱۸ (میلادی)، گوستاو دوره، نقاش و حجار بزرگ سدهی ۱۹ (میلادی)، رافائل،شفر، گلز، دلابرد، هامان، مورانی و بسیاری دیگر، از زمره کسانی بودند که با موضوع کمدی الهی آثار جاودانی خلق کردند. بجز اینها از دیر باز تا کنون در کرسیهای «دانته شناسی» در دانشگاههای معتبر جهان، به شناخت، تفسیر و معرفی کمدی الهی می پردازند.
کمدی الهی،بجز ویژگیهایی که ذکر شد، از منظری دیگر نیز برای ایرانیان به طوری ویژه حائز اهمیت است. طی دهههای اخیر این اثر با کتاب کهن ایرانیان، ارداویرافنامه که در حدود پایان حکومت ساسانیان به زبان و خط پهلوی نوشته شده است، مقایسه شده است .ارداویرافنامه یکی از آثار ادبی ماندگار ایران است که حدود هزار سال پیش از کمدی الهی و با همان مضمون نوشته شده است. بسیاری از این حیث دانته را تحت تأثیر ارداویرافنامه می دانند. تعداد آثار ادبی ارزشمندی که در جهان به موضوع سفر به دنیای پس از مرگ پرداخته باشند، زیاد نیست. به نظر می رسد که ایران از این حیث، در جهان پیشگام باشد. زیرا در دو اثر باستانی دیگر غیر از ارداویرافنامه، موضوع سفر به دنیای پس از مرگ را ثبت کرده است. یکی کتیبه «کرتیر» یا «کردیر» در سر مشهد و احتمالا متعلق به ۲۹۰ و دیگری پیش از این تاریخ در افسانه ویشتاسب یا گشتاسب شاه.
در کتاب «ادبیات و نویسندگان معاصر ایتالیا» نوشته محسن ابراهیم درباره اسم این کتاب آمده است:«چون عنوان تراژدی برای آثار برجسته و شیوه متعالی کهن به کار گرفته می شد، دانته به این جهت نام اثر خود را «کمدی» نهاد و «جووانی بوکاچو» (نویسنده هم عصر دانته و نویسنده اثر جاویدان دکامرون و نیز نویسنده «زندگی دانته») واژه الهی را به آن افزود و (کمدی الهی) برای اولین بار در چاپ ونیز به سال ۱۵۵۵ بر جلد این کتاب ظاهر شد.
این منظومه بلند،متشکل از سه بخش دوزخ، برزخ و بهشت است و هر بخشی سی و سه چکامه دارد که به اضافه مقدمه، در مجموع شامل صد چکامه میشود. در کتاب مذکور آمده است: دانته برای این اثر از قافیه پردازیی جدیدی که به «قافیه سوم» مشهور شد، سود جست. هر چکامه به بندهای «سه بیتی» تقسیم میشود که بیت اول و سوم، هم قافیهاند و بیت میانی با بیت اول و سوم بند بعدی، دارای قافیه جداگانه است. مبنای وزن هر بیت یازده هجایی است. مجموع ابیات کمدی الهی به ۱۲۲۳۳ بیت می رسد. زبان این اثر گویش ایالت توسکانا است و دانته بیش ترین تأثیر در تثبیت آن به عنوان گویش برتر زبان ایتالیایی و مبنای زبان ایتالیایی جدید داشته است

Reza Trojan
11 April 2010, 03:04 PM
چندي پيش توسط يكي از دوستانم كه دانشجوي دانشگاه علم و صنعت تهران مي باشند كتابي به دستم رسيد با عنوان «فارسي عمومي براي تدريس در دانشگاهها»، تأليف آقاي دكتر! اميد مجد، كه اين كتاب در دانشگاه علم و صنعت و بسياري از دانشگاهها؟! تدريس مي شود، آنرا دوبار خواندم و بسيار متأسف شدم؛ ازين جهت كه چرا به چنين كتابي اجازه تدريس داده مي شود. اگر چه بسياري از «نبايد»ها در مملكت ما «بايد» شدنش امر تقريباً عادي شده! اما پديده‌ي تأليف كتاب درسي فارسي عمومي براي دانشگاهها،‌ آنهم با چنان محتوايي، يكي از آن نبايدها است. نمي دانيم وزير محترم علوم، وقت گرانبهايشان را صرف چه چيزي مي كنند كه حتي نمي‌دانند در اين سيستم متمركز بيمارِ آموزشي، چه مطالبي به خورد دانشجوي امروز مي دهند. مگر غير از اين است كه تأليف يك كتاب عمومي را، بايد در توان يك تيم تخصصي جست؟ به شرطي كه، افراد آن تيم نيز، سو گيري خاصي نداشته باشند. اينكه يك جوانكي بيايد و بسياري از عقدها و نفهميدنهاي خود را در جملاتي بي سر و ته و ناقص و غير اخلاقي بريزد و تنها با اهانت و حمله به اين و آن و . . . تخريب چهره هاي آشنا و مطرح جامعه ادبي ايران، مثلاً كتابي تأليف كند و بخش عمده اي از رسالت اصلي تأليف كتاب خود را به توهين و تبليغ ساير بلغوريات ذهني خويش، اختصاص دهد. آيا رسالت و هدف از تدريس اين درس به انجام رسيده؟ آقاي وزير، دانشجوي امروز با مطالعه‌ي اين كتاب، چه نگرشي نسبت به ادبيات ايران در خود احساس خواهد كرد؟ و. . .
اگر چه قصدم از اين نوشته، نقد كتاب اين جوان نيست كه اساساً در اين كتاب سراسر ناسره، سره اي مشاهده نمي شود تا به تفكيك آنها، فرصتي از عمر خويش را صرف نمايم؛ بلكه بيشتر به اين دليل كه عنوان «فارسي عمومي براي تدريس در دانشگاهها» را داشت و فعلاً، تدريس نيز مي شود، وادارم كرد تا مطالبي جهت آرامش روان خويش و اداي احترام به اهل انديشه و قلم، بنگارم. اگر تلخي آزار دهنده اي در كلامم هست مرا به حقيقتي كه عنوان مي دارم خواهيد بخشيد.
اگر چه در اين مختصر، بحث از كل فصول كتاب، ميسر نيست و انشاء ا. . . در فرصتي ديگر به بررسي آن فصول نيز خواهم پرداخت اما اكنون تنها به بخشي كه ايشان با عنوان «شعر ناقص» مطرح نموده اند مي‌پردازم.
مؤلف كتاب «اميد مجد»، بعد از جولاني جوانانه در ادبيات كلاسيك، و با نوعي مرده نوازي متملقانه از شعر نو ايران به نام «شعر ناقص» ياد مي كند و پيدايش آن را نوعي تقليد كوركورانه از شعر اروپا و از طرفي نوعي جنگ با ادبيات كهن مي داند و شاعران اين شيوه را به بي مايگي ادبي متهم مي كند و مي گويد: «اينان كمر همت به مخالفت با گذشته عظيم فرهنگي و ادبي ايران گذاشتند و خود به تقليد از شعر اروپايي اشعاري بي وزن و قافيه و محتوا سرودند . . . سر دستة اين گروه تقي رفعت بود»(1) در حاليكه تقي رفعت نخستين تئوريسين و منادي شعر نو بود كه آگاهانه زبان و شيوه شعر خود را متناسب با زمان تغيير داد. بدشانسي آقاي مجد اين است كه ايشان تقريباً صد سال بعد از جريان جنگ بين شعر كلاسيك و نو، به دنيا آمده و قلم به دست گرفته و بي خبراند كه، بعد از اين همه سال ديگر اين جور حرفها شنونده اي ندارد آنهم شعر نوي كه آنگونه در رگ و جان و روح مخاطبانش نفوذ كرده كه جدا كردنش از روح آدمي، غير ممكن است.
تقسيم بندي ايشان از شعر نو يا به تعبير خودشان، «شعر ناقص» آنقدر خنده دار و مضحك است كه وقت تلفي است حتي اگر بخواهم دلايل روشن رد آن سخنان را بيان كنم. به قول شاملو: «خورشيد را گذاشته / مي خواهد / با اتكا به ساعت شماطه دار خويش / بي چاره خلق را متقاعد كند / كه شب / از نيمه نيز بر نگذشته است / . . . اين غول بين / كه روشني آفتاب را از ما دليل مي طلبد»(2)
درك آقاي مجد از ادبيات امروز شايد در اين جمله بيشتر خود را نشان دهد كه «در سال 1304، دكان شعر و ادب نيز مدتي تعطيل بود»(3) البته آن نوع از ادبياتي كه ايشان فهميده و مي فهمند طبيعتاً به دكان شباهت دارد كه درش گاه باز است و گاه بسته.
آقاي مجد، شاعر امروز نمي تواند از واژه هاي صد سال پيش استفاده كند، شاعر امروز بايد شاعر زمان خودش باشد، چنانكه نيازهايش امروزي است، پوشاكش امروزي است و . . . اگر امروز هواپيما هست و شاعر مي تواند در طي چندين ساعت به مثلاً مكه برود و شعري نيز اگر سرود، به طور طبيعي واژه هواپيما هم، ممكن است در شعرش جا خوش كند و حالا شما معتقديد، نخير شعر بايد رسالت و اصالت كهن خود را حفظ كند و شاعر بايد از خار مغيلان و . . . حرف بزند لطفاً زحمت ما را زياد نفرمائيد.
ادبيات امروز در ادامه شعر كهن، جريان طبيعي رو به رشد خود را دارد طي مي كند و تنها ذهنهاي تنبل و فهمهاي كم عمق است كه آنرا درك نمي كنند و آنرا بي محتوا مي شمارند چرا كه آنها هنوز از لب و خال و خط و مغ بچه و خم ابرو و لب و قامت سرو و . . . لذت مي برند پس ديگر كجا مي توانند بفهمند كه «سنگ از پشت نمازم پيداست» (4) يعني چه؟ اميد مجد، چون نمي تواند باور كند كه از جامعه و جريان جاري در آن عقب مانده لذا به تخريب چهره هايي چون احمد شاملو، سهراب سپهري،‌ فروغ، اخوان، احمد رضا احمدي و . . . مي پردازد و گستاخانه مي گويد: «و برتر از همه سخنان بي سر و تهي‌ست كه تحت عنوان شعر توسط احمد رضا احمدي رواج يافت»(5) يا «از همه شرم آورتر گفته‌هاي شاملوست كه دوست ندارم قلم خود را به آن نوشته ها بيالايم.» (6) «شاملو از بزرگترين تخريب كنندگان فرهنگ و ادب فارسي‌ست»(7) آقاي مجد اي كاش ابتدا شيوه‌ي استفاده از منابع و درست نويسي فارسي را ياد مي گرفتيد و بعد…
به هر حال شايد آقاي مجد ندانند كه شاملو به قدر روزهاي عمر ايشان، شعر دارند، پس چگونه ايشان از شعر چيزي نمي فهمند؟ فروغ آگاهانه از شعر كلاسيك به شعر نو روي آورد، سهراب و اخوان و . . . نيز به همين گونه، شما اگر دري از آن زندان خود ساخته اي كه شايد نان و نامي نيز برايتان به همراه دارد به بيرون بگشائيد و چند صباحي گذري بر آثار همان ناقص سرايان داشته باشيد، تمام حرفهايي را كه در چنان فضايي بافته ايد، حتم دارم پس خواهيد گرفت. شايد نمي دانيد كه سرودن يك شعر نو، به مراتب بسيار استخوان شكن تر از شعر كلاسيك است؛ در شعر كلاسيك همه چيز از پيش آماده شده و ديگر سهمي براي خلاقيت و نوآوري و نوانديشي باقي نمي‌گذارد و به قولي تنها نخستين مصراعي كه شاعر مي‌سرايد شعر است . منظورم از شعر، شعر جوششي است، همان شعرهايي كه شاعر، آزادانه و بدون اطلاع و ناخودآگاه در زبانش جاري مي شود. بنده با همه احترامي كه براي شاعراني چون محمد علي بهمني، سيمين بهبهاني و . . . قائل هستم اما شما قبول بفرمائيد كه قالب شعر كلاسيك ديگر به اوج ابتذال خودش، نزديك شده. شايد و حتماً كتاب «بوستان خيال» آقاي بكتاش قلي ابدال رومي را نخوانده ايد ايشان آمده و مثلاً غزلي را كه بيست بيت!! دارد از بيست شاعري كه گاه، صدها سال پس و پيش از هم زندگي كرده اند به هم بافته مثلاً بيتي از شعر شاعري در قرن هفتم را با بيتي از شاعري در قرن دهم، و همينطور كنار هم چيده و يك غزل را با يك قافيه، وزن، محتوا، رديف و . . . آفريده! و اگر شما به اسامي شاعران پايان هر بيت توجه بفرمائيد مي بينيد گاه 5 قرن شعر در تكرار و تكرار بوده و هست. به شعري در اين زمينه توجه بفرمائيد و در نوشته خود تعمق كنيد. كه گفته ايد: «تغييري كه طرفداران شعر نو در شعر فارسي داده اند اين است كه ابتدا در قدم اول دست و پايش را شكستند و وزن و قافيه اش را لنگ كردند، سپس آن را از حالت هنري هم خارج كردند.»(8)
«ز سر سوداي مه رويان بدر كردن توان؟ نتوان طريق عشقبازي را دكر كردن توان؟ نتوان
(نصيري)
زدل مهر مه رويت بدر كردن توان؟ نتوان به غير از عاشقي كار دگر كردن توان؟ نتوان
(حالتي)
نگارا بر سر كويت گذر كردن توان؟ نتوان به خوبي جز تو در عالم نظر كردن توان؟ نتوان (9)
(شيخي)
در زمينه موسيقي در شعر امروز ايران هم، آنقدر كتاب هست كه يكي از آنها همان كتاب «موسيقي شعر» دكتر شفيعي كدكني است لطفاً يكبار آن را مطالعه بفرمائيد و پاسخ بسياري از سؤالات خود را بيابيد كه آقا موسيقي تنها در قافيه و رديف خلاصه نمي شود كه شرح اين مطلب در اين مختصر نمي گنجد. در مورد اينكه نيما پدر شعر نو ايران است يا خير، گويا شما ابتدا دنبال مادرش گشته ايد كه به پدر بودن نيما شك كرده ايد!! «كسي كه او را پدر مي خوانند، اشعار او در زمرة ضعيف ترين و سست ترين اشعار است،‌حتي در نخستين كنگره نويسندگان كه در سال 1325 برگزار شد، هيچكس او را حتي بعنوان شاعر نمي شناخت تا چه رسد به پيشوا و پدر و رهبر»(10) اگر چه دلايل متعددي بر اثبات اين موضوع، كه نيما يكي از جدي ترين شاعران و تئورسين هاي شعر نو است. موجود است اما سؤال اين است كه شما اين همه سال كجا بوده ايد كه ما تنها بزرگواراني چون عبدالعلي دستغيب، محمد حقوقي، شفيعي كدكني، شميسا و... را مي شناسيم اما نام شما را حتي در زير يك مطلب رونويسي شده و يك . . . نديده ايم. تا شما را پدر تأليف كتاب «فارسي عمومي براي تدريس در دانشگاهها» بدانيم.
آقاي مجد «شعر نوگراي امروز، هم از نظر قالب و محتوا و هم از لحاظ بافت، زبان و نحوة بيان و هم به سبب ديد و ساخت خاص آن با شعر قديم فرق دارد»(11) «شعر نوگراي امروز، شعر خيال و تصوير است، اصلي كه بيش از هر چيز، شعريت، يا «جوهر شعري» يك اثر به اعتبار آن مشخص مي شود» (12) كه خود «حاصل آزادي تخيل و رهايي ذهن هاست»(13) شعر امروز «شعر هماهنگي و تناسب و وحدت كلمه ها و سطرها و بندهاست»(14) و . . .
پي نوشتها:
1ـ مجد، اميد. فارسي عمومي براي تدري در دانشگاهها. تهران، انتشارات: مجد، 1380، ص 105.
2ـ شاملو، احمد. مجموعه آثار. تهران،‌انتشارات: زمانه و آگاه، ج 1 و 2، 1380 ، ص 655.
3ـ مجد، اميد. فارسي عمومي براي تدريس در دانشگاهها. ص 103.
4ـ سپهري، سهراب. هشت كتاب. تهران، انتشارات: طهوري، چاپ دهم، 1370، ص 272.
5ـ مجد، اميد. فارسي عمومي براي تدريس در دانشگاهها. ص 107.
6ـ همان منبع، ص 117.
7ـ همان منبع، ص 107.
8ـ همان منبع، ص 109.
9ـ قلي ابدال رومي، بكتاش. بوستان خيال. تصحيح و مقدمه كوشا، محمد علي. قم، انتشارات: نهضت، 1376، ص 233.
10ـ مجد، اميد. فارسي عمومي براي تدريس در دانشگاهها. ص 110.
11ـ حقوقي، محمد. مروري بر تاريخ ادب و ادبيات امروز ايران. تهران، انتشارات: قطره ، ج 2، 1377، ص 402
12ـ همان منبع، ص 405.
13ـ همان منبع، ص 404.
14ـ همان منبع ، ص 407




بهمن قره داغي

Reza Trojan
3 May 2010, 12:51 PM
مهاجرت به عنوان پدیدهای اجتماعی، جنبهها و متعاقباً پیامدهای گوناگون دارد: چه از نظر اقتصادی، سیاسی، جمعیتی، یا روانشناختی و از همه مهمتر فرهنگی. در ادبیاتِ داستانی، توصیفهای گوناگونی از مشکلات مهاجران یا تأثیر آنها بر دیگران و تأثیرپذیریشان آمده است که مجموعة آنها را "ادبیات مهاجرت" مینامیم.
"ترجمان دردها" -که چندی است به فارسی ترجمه شده– مجموعه داستانهاییست که تِمِ اصلی بسیاری از آنها مهاجرت است. مؤلّف کتاب – "جومپا لاهیری" نویسندة هندی تباری است متولد انگلستان و ساکن آمریکا! بعضی او را نویسندهای آمریکایی میدانند و دیگران نویسندهای هندی – آمریکایی. بعضی او را نویسندهای متولد انگلستان معرفی میکنند و گروهی نویسندهای انگلو – هندی و به همین ترتیب به عنوان نویسندهای ان.آر.آی (هندی غیرساکن در هندوستان - Non-Resident Indian) یا ای.بی.سی.دی. (نسل دوم هندیهایی که در ایالات متحده بزرگ شدهاند – American Born Confused Desi) میشناسندش. کتابش را در هند "داستانهای آوارگی قومی" محسوب و در آمریکا زیر عنوان "ادبیات مهاجرت" طبقهبندی میکنند. با این همه نکتة قابل تأمل در این میان، تعلق گرفتن جایزة ادبی پولیتزر سال 2000 به این کتاب است. جایزهای که طبق تعریف به "داستان برجستة نویسندهای آمریکایی ترجیحاً دربارة زندگی آمریکایی" تعلق میگیرد. دقت در همین موضوع به خوبی نشاندهندة اندیشه و سیاست جایزه دهندگان و بالطبع نظر جامعة آمریکا نسبت به مهاجران است: نویسندة کتاب، دیگر آمریکایی محسوب میشود و مهاجران ساکن آنجا نیز جزیی از آن جامعه هستند و زندگیشان، زندگی آمریکایی شمرده میشود.
***
داستانِ کوتاهی در این مجموعه هست به نام "سومین و آخرین قاره". این داستان کوتاه در واقع قصة مهاجرت و سازگاری و به تعبیری "جامعه پذیری" مهاجران هندی است؛ آنها که در سه قارة آسیا، اروپا و آمریکا بسر بردند و خود را با هر شرایطی سازگار کردند. "جامعه پذیری"، مکانیزم اخذ هنجارهاست؛ هر نسل در جامعة انسانی - که پویاست و رشد یابنده - باید خود را با هنجارها سازگار کند تا بتواند به زندگی ادامه دهد؛ از سرزنشها در امان باشد و از تشویقها برخوردار. در "سومین و آخرین قاره" - که داستان مردی هندی است - جریانِ این همنوایی و نیز تا اندازهای جریان تعاملات فرهنگی بخوبی توصیف شده و آنرا به داستانی با درونمایة قوی اجتماعی تبدیل کرده است.
البته همنوایی و همرنگی با هنجارها به دو شکل است: یکی ساده و ظاهری؛ که آنرا "جامعه پذیری" میگویند و دیگری ژرف و درونی؛ که "فرهنگ پذیری" میخوانندش. جامعه پذیری در سنین کودکی آغاز میشود و تا بزرگسالی ادامه میابد؛ در حالیکه فرهنگ پذیری در کودکی رخ میدهد. بنابراین، مهاجرین بزرگسال با اینکه هنجارهای نو را میپذیرند اما آنها را – یا دستِ کم بیشتر آنها را – درونی نکرده، "فرهنگ" جامعة میزبانِ مهاجرپذیر را از آنِ خود نمیکنند. مثال مناسب این عدم فرهنگپذیری را میتوان در داستان "خانة خانم سِن" جستجو کرد؛ داستان زنی هندی که به عنوان پرستار از نوجوانی آمریکایی در خانة خود نگهداری میکند. فکر و اندیشة این داستانها را البته میتوان در تجربیات نویسنده یافت: او پدر و مادری دارد که هیچ جا غیر از هند را منزل و خانة خود نمیدانند و گمان میکنند، داوران پولیتزر برای دخترشان استثناء قایل شده و او را که یک "هندی" است برندة جایزه اعلام کردهاند!
اشارات "لاهیری" به مشکلات ناشی از مهاجرت در میان داستانهایش فراوان به چشم میخورد. مثلاً تضادهای ناشی از مهاجرت را در زندگی زناشویی میتوان در داستانهای "یک مسألة موقتی"، "خانة تبرک شده" و نیز "جذاب" (که در ترجمة مژده دقیقی؛ انتشارات هرمس نیامده است) دید. "لاهیری" - گرچه در هنگام نگارش داستانها هنوز ازدواج نکرده بود - در توصیف مشکلات و مسایل میان زن و شوهرها بسیار هنرمندانه عمل کرده است. خود او، این توصیفهای دقیق و کالبدشکافانه را مدیون ذهن خلاقش میداند که "توانایی پر کردن فضاهای خالی داستان" را دارد. اوج این هنرنمایی را در داستان "خانة تبرک شده" میبینیم؛ آن هنگام که مسایل مذهبی به میان میاید و روابط بین زن و مرد پیچیدهتر و توصیف آن هنرمندانهتر میشود. در داستان "وقتی آقای پیرزاده برای شام میآمد" نویسنده باز هم از تأثیرات مهاجرت در روابط خانوادگی میگوید؛ اینبار از زبان کودکی که عرقِ ملّی اعضای خانوادهاش را به مسألة تجزیة شبه قاره درنمیابد و متعجب و حبران است.
در میان داستانهای کتاب ماجرای سه داستان "ترجمان دردها"، "یک دربان واقعی" و "مداوای بیبی هلدر" در هندوستان میگذرد. هر سة این داستانها مخصوصاً از نظر صحنهپردازی و توصیف وضعیت هندوستان خوب از کار درآمدهاند. شاید این سه داستان - از آنجا که به موضوع مهاجرت اشارهای ندارند - در کل مجموعه نامربوط به نظر برسند؛ اما باید گفت وجه مشترکی تمام داستانهای این مجموعه را به یکدیگر پیوند میدهد و آن اینکه شخصیتهای داستانهای لاهیری، همه مشکل ارتباطی دارند "دوست دارم دربارة آدمهایی بنویسم که هر یک به نوعی فکر میکنند قادر نیستند حرف خود را به طور کامل بیان کنند."
***
در ایران دو ترجمه از این کتاب چاپ شده است؛ یکی "ترجمان دردها" (مژده دقیقی؛ انشارات هرمس؛ چاپ اول؛ 1380؛ 3000 جلد؛ 980 تومان) و دیگری "مترجم دردها" (امیرمهدی حقیقت؛ نشر ماهی؛ چاپ دوم؛ پاییز 1381؛ 1100 نسخه؛ 1950 تومان). "مترجم دردها" یک داستان (داستان "جذاب") بیشتر از "ترجمان دردها" دارد. در ضمن فصلهای "گزیدهای از نقدهای مطبوعات و نویسندگان"، "زنده؛ بسوی بهشت" (یادداشت نویسنده پس از دریافت جایزه)، "گفتگوی نیوزویک با نویسنده" و "گفتگوی آرون آگویار با نویسنده" به اصل کتاب ملحق شده است. این شاید امتیاز "مترجم دردها" نسبت به "ترجمان دردها" باشد. ولی از سوی دیگر ترجمة مژده دقیقی، روانتر از ترجمة امیرمهدی حقیقت است و با لحن داستانها سازگارتر.
خواندن اثر "لاهیری" بیشک برای ما ایرانیها میتواند بسیار خوشایند باشد؛ چرا که مهاجرت، مسألة روزمرة ماست. از سویی مهاجران بسیاری به کشورمان وارد شدهاند و از طرف دیگر بسیاری به کشورهای دیگر - مخصوصاً اروپایی و آمریکایی - مهاجرت کردهاند و شاید به همین دلیل باشد که کتابی از نویسندهای مهاجر (رضا قاسمی؛ همنوایی شبانة ارکستر چوبها) این همه مد نظر و توجه قرار میگیرد و جایزه میبرد. در یک کلام، خوانندگان ایرانی به دلیل همذات پنداری قوی با شخصیتها و درک و باور آنها از خواندن داستانها لذت خواهند برد.
نویسنده: پویان

Reza Trojan
3 May 2010, 12:54 PM
شهرام عدیلی پور



نقدی بر رمان مدار صفر درجه


رمان بلند و سهجلدی مدار صفر درجه اثر زندهیاد احمد محمود که به گمانام مفصلترین کار او باشد رمانیست در قالب کارهای رئالیسم سوسیالیستی و مربوط میشود به جریان انقلاب اسلامی در ایران که از نخستین سالهای دههی 50 آغاز میشود و تا کوران حوادث انقلاب و پیروزی آن ادامه مییابد.
این رمان در فضای شهر اهواز میگذرد و از برجستهترین مشخصههای آن زبان شکسته و عامیانهی شخصیتهای رمان و دیالوگ بین آنهاست که محمود بهخوبی توانسته با رسمالخطی ویژه لهجهی مردمان جنوب بهویژه اهوازیها را در آن به نمایش بگذارد. مدار صفر درجه رمانی جذاب و پرکشش است که با توجه به حجم زیاد آن باعث میشود خواننده تا آخر بیوقفه رمان را دنبال کند و آن را از دست نگذارد مگر در نیمههای داستان که از جذابیت آن کمی کاسته میشود و به چرایی آن اشاره خواهم کرد.
نویسنده در این رمان همچون گزارشگری دقیق به تمامی زوایای زندگی مردمان سر میکشد و همه چیز را بهدقت گزارش میدهد و دوربیناش همه چیز را به تصویر میکشد. در این رمان جامعهای متزلزل و رو به سقوط و فروپاشی به خوبی به نمایش گذاشته میشود که تمامی اصول اخلاقی مردم در آن از هم گسیخته است. دروغ، ریاکاری، چاپلوسی و تملق، آدمفروشی، نوکرصفتی، جهل و نادانی، پولپرستی و مادیگری، قانونگریزی، ارتشا، دزدی، تنسپردن به قضا و قدر و بیهویتی از مشخصههای بارز بیشتر شخصیتهای رمان حتا شخصیتهای درجهیک و اصلی آن است. از یک سو ظلم و جور حاکمیت فروپاشیده و در حال انقراض و بیتفاوت به حال شهروندان که مشغول چپاول آنان است به تصویر کشیده میشود و از سوی دیگر فریبکاری شهروندان و دغلکاری آنان نسبت به یک دیگر. حوادث رمان به شکلی سمت و سو میگیرد که وقوع یک انفجار و فروپاشی اجتماعی را در پایان ناگزیر و از لحاظ منطقی قابلتوجیه کند.
نقطهضعف اصلی رمان اما درازهگویی و بیش از حد بلند بودن آن است. احمد محمود در مدار صفر درجه نتوانسته است همچون رمان موفق دیگرش همسایهها ایجاز را رعایت کند.
خلق تعداد زیاد شخصیت باعث شده او نتواند بهخوبی و درستی به تمام شخصیتهایش بپردازد و زوایا وریزه کاریهای آنان را از کار درآورد. قسمتهای زیادی از رمان مربوط میشود به زندگی روزمرهی آدمهایی که بود و نبودشان هیچ تفاوتی در روند پیشبرد رمان و وقوع حوادث آن ندارد. از اساس باید پرسید چه نیازی به خلق این همه شخصیت در این رمان و سپس پرداختن به دعواها و متلکهای آنان و تکرار بیش از حد و ملالآور و هرروزهی آنان بوده است. برای نمونه شخصیتهایی مثل اسد گردنشق و برادرش، حشمت، ابوالحسن گمرکچی و دخترش رئیسه، ملا اشکبوس و هبت چه نقشی در پیشبرد رمان دارند و اگر آنها از رمان حذف شوند آیا اتقاقی میافتد و هیچ آسیبی متوجه این رمان بلند میشود؟ اگر این همه شخصیتهای اضافی و پرداختن به جزییات زندگی روزمرهشان و اتفاقات بیارزشی که هیچ آگاهی و اطلاعی به مخاطب نمیدهد حذف میشدند بیش از اینها میشد به شخصیت مهمی همچون مهراب پرداخت که از اتفاق یکی دو بار بیشتر در رمان ظاهر نمیشود. آیا پرداختن به چنین روشنفکر برجسته و آگاهی در میان خیل این شخصیتهای فرودست که بیشترشان از تودههای ناآگاه مردم هستند و از قضا کسی مثل او در عالم واقع هم کم در میان روشنفکران پیش از انقلاب پیدا میشد از ضروریات این رمان بلند نبوده است؟ شخصیتهای اصلی رمان همچون نوذر، باران، بلقیس، خاور و یارولی خیلی خوب از کار درآمدهاند بهویژه شخصیت نوذر که نویسنده بیش از همه به او نزدیک میشود، اما شخصیتهای دیگر رمان یا در حد تیپ باقی میمانند یا به تیپ هم نمیرسند.
مشکل دیگر رمان فضاسازی آن است. از بس رمان شلوغ است و نویسنده میکوشد تنها به آدمها و روابط بین آنها بپردازد چندان در ساختن فضا موفق نیست. معماری شهر و شکل کوچه و خیابانها و ساختمانها چندان روشن و ملموس نیست. ما در این رمان تصوری واقعی و ملموس از شهر اهواز پیدا نمیکنیم؛ گویی همه چیز در خواب و خیال و وهم میگذرد. در حالی که پرداختن به اشیا و طبیعت و فضای غیرانسانی از مشخصههای بارز رمانهای رئالیستی محسوب میشود و نظریهپردازانی چون لوکاچ بر آن تأکید فراوانی دارند. در واقع هر قدر فضای بیرونی و اشیا و معماری ساختمانها ملموستر و واقعیتر از کار درآید فضای انسانی و روابط بین آدمها هم واقعیتر به نظر میرسند. برای نمونه وجود رود خروشان و مهمی چون کارون که بزرگترین و مهمترین رودخانهی ایران است به هیچ وجه در این رمان ملموس نیست و حس نمیشود، تنها یکیـدو بار از آن نام برده میشود. درختها، ساختمانها، خیابانها و کوچهها گویی همه در سایه و خیال یا رؤیا میگذرند. این ویژگی با نگاه انسان مدرن همساز نیست و رمان را از ساحت رمان مدرن دور میکند. در واقع فضاهای رمان همه ذهنی و سابژکتیو هستند نه آبژکتیو. گویی نویسنده سر در گریبان خود کرده است و جز خود و دغدغههای خود متوجه چیزی نیست و چیزی نمیبیند و دنیای بیرون را هم از درون خود و صافی دروننگر خود گزارش میکند. این نگاه، نگاه یک نویسندهی شرقی با ویژگیهای اشراقی و دروننگرانه است، نویسندهای که در جریان ادبیات معاصر ایران به زمانی پیش از هدایت و نیما پرتاب میشود.
نکتهی دیگر این که در این رمان تنها به طبقهی فرودست و محروم جامعه پرداخته میشود و نویسنده بیش از حد به زندگی مردمان فقیر و فرودست وارد میشود که در میانهی داستان کمی از کشش و جذابیت آن کم میشود و مخاطب دچار ملال میشود. اما هر چه به پایان رمان نزدیک میشویم و در جریان حوادث انقلاب قرار میگیریم دوباره بر کشش رمان افزوده میشود. تنها چند بار به زندگی خانوادهای متول و اشرافی پرداخته میشود آن هم تنها در حد اشاره به سه شخصیت همچون دکتر داور، مهندس دلاور و کتایون و اشارههایی دور به زندگی سروان رستم علی که هیچ به آنها پرداخته نمیشود و کاراکتر آنها در حد تیپ هم قرار نمیگیرند و کاملاً در سایه میمانند. آیا شهر بزرگی مثل اهواز تنها همین یک خانوادهی پولدار را داشته است؟ در واقع اگر نویسنده در کنار آدمهای طبقهی فرودست که دغدغهی پرداختن به زندگی آنها و نجات آنها را دارد به طبقات متوسط و بالاتر از متوسط هم به خوبی میپرداخت همان طبقات محروم هم در کنش و واکنش و تقابل نسبت به نقیض خود جان بیشتری پیدا میکردند و بیشتر در این رمان بلند به چشم میآمدند.
جریان داستان مدار صفر درجه چند روزی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و در فضایی یأسآور و مرگآلود که هیچ نشانی از شادی و پیروزی در آن نیست به پایان میرسد.
آیا وقوع حوادثی تلخ و گزنده همچون مرگ فجیع مهمترین، شیرینترین و جذابترین شخصیت رمان نوذر اسفندیاری و کمی بعد کشتهشدن منیجه و توقف رمان پیش از پیروزی انقلاب ریشه در نگاه تلخ و جهانبینی احمد محمود دارد یا ریشه در حوادث تلخ و یأسآوری که پس از انقلاب اسلامی رخ داد و ماجراهایی که بر روشنفکران ایرانی رفت؟ آیا پیروز همان کودکی که با کشتهشدن مادرش به ضرب گلوله اکنون بیمادر و پدر مانده است و به احتمال باید در دامان نامادریای داغدیده و رنجکشیده و بیشوهر همچون بلقیس بزرگ شود نمادی از انقلاب مردم ایران نیست؟

smhzkk61
11 May 2010, 05:18 PM
انسان ها به شیوه ی هندیان بر سطح زمین راه می روند. با یک سبد در جلو ویک سبد در پشت. در سبد جلو ,صفات نیک خود را می گذاریم .در سبد پشتی ,عیبهای خود را نگه می داریم . به همین دلیل در طول روزهای زندگی خود ,چشمان خود را بر صفات نیک خود می دوزیم وفشارها را درسینه مان حبس می کنیم . در همین زمان بیرحمانه , در پشت سر همسفرمان که پیش روی ما حرکت میکند,تمامی عیوب او را می بینیم . بدین گونه است که در باره ی خود بهتر از او داوری می کنیم ,بی آنکه بدانیم کسی که پشت سر ما راه می رود به ما با همین شیوه می اندیشد.

پائولو کوئیلو

smhzkk61
11 May 2010, 05:24 PM
واقعا جای تعجب دارد که انسان ها دشمنی را از راه پنجره دهان به خانه خود می فرستند تا گوهر عقل آنها را بدزدد و شگفتا از ما که با شادی و دست افشانی ورود خود به عالم حیوانی را جشن می گیریم.
نمایشنامه اتللو-شکسپیر

آن كس كه حق با اوست عریان و بی حفاظ چنان است كه گویی جوشنی از پولاد بر تن دارد، و آن كس كه حق با او نیست و جور و ستم دلش را تباه كرده است هرچند كه خود را به هزار جوشن مجهز كند همچنان زخم پذیر و برهنه است.
نمایشنامه هنری ششم-شکسپیر


ای کاش موقعی که کاری را تمام می کردیم واقعا تمام می شد و ما می توانستیم آسوده باشیم(سخنی از مکبث بعد از کشتن پادشاه)
تراژدی مکبث-شکسپیر

smhzkk61
11 May 2010, 05:26 PM
نمی توان کسانی را که بسیار شاد یا غمگین هستند تحت تاثیر قرار داد.عشاق هنگام سکوت یکدیگر را بهتر درک می کنند و یک سخنرانی پرشور و مهیج در گورستان،تنها بر افراد غریبه تاثیر می گذارد،در حالی که برای بیوه و فرزندان فرد از دنیا رفته،بی معنی و بی اهمیت جلوه می کند.
////
غم،باعث اتصال افراد نمی گردد،بلکه بین آنان فاصله می اندازد و حتی بی عدالتی و بی رحمی در افراد غمگین بیش تر از افراد شادمان دیده می شود.

دشمن ها-آنتوان چخوف

smhzkk61
11 May 2010, 05:28 PM
اشتباه است اگر بگویم عشق کور است. حقیقت این است که عشق نسبت به نقص ها و ضعف هایی که به خوبی می بیند ، بی تفاوت است ، گاهی در وجود کسی که دوست می دارد چیزی می یابد که احساس می کند تعریف ناکردنی است و بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد.

زیباترین لحظه های ما همیشه حزن آلود هستند آدمی احساس می کند که این لحظه ها گریزانند، می خواهی نگه شان داری اما نمی توانی.

حقیقت بسیار ژرفی که یک سال است دریافته ام اینست که اگر آدمی به راستی دوست می دارد نباید به کنش های آنکه دوست می دارد اهمیت زیادی بدهد چرا که به او نیاز دارد، تنها اوست که فضای خاصی می آفریند که گویی آدمی تنها در این فضا می تواند به حیات خود ادامه دهد.

کتاب : رنج دلدادگی - آندره مورآ

bay
13 May 2010, 08:57 AM
مرور- حسين حسيني:
خواننده آخرين كتاب حسين پاينده (انتشارات نيلوفر) با نقدهاي ادبي او درباره آثار و موضوعات مختلفي آشنا مي‌شود.
نقد شعري از سهراب سپهري، بررسي چند آگهي تبليغاتي، داستانك، جهاني شدن ادبيات ايران، نقد جديد، مرگ مولف، بررسي رمان صيد قزل آلا در امريكا و مواردي ديگر از موضوعات مطرح شده در اين كتاب است.
در مقدمه کتاب «نقد ادبی و دموکراسی» به اين نكته اشاره شده كه:«نظریه و نقد ادبی جزء مهم‌ترین دروس دانشگاهی در رشته ادبیات در دانشگاههای غربی است و سالانه صدها عنوان کتاب و مقاله در زمینه نقد ادبی توسط ناشران غربی منتشر می شود، اما در کشور ما این حوزه ادبی از کمبود و محدودیت منابع رنج مي‌برد و هنوز غالب نقدهايي که بر آثار شاعران و نويسندگان نوشته مي‌شود ناشي از پسندهاي شخصي ناقد و احساس خشنودي يا عدم خشنودي وي از اثر مورد نظر است تا نشان دهنده بررسي‌اي متکي به نظريه‌هاي ادبي از چگونگي شکل گيري و القاي معنا در آن آثار»(ص8).
وي علت اصلي نهادينه نشدن نقد ادبي در کشور ما را فقدان ذهنيت دموکراتيک مي‌داند؛ فقدان اين نگرش سبب مي‌شود تا نظريه‌هاي ادبي جديد موضوعاتي نامربوط به زندگي جلوه کنند و به اين ترتيب کاربرد اين نظريه‌هابه منظور نقد متون، کاري بيهوده به نظر برسد(ص10).
کتاب نقد ادبي و دموکراسي «مجموعه‌اي از جستارهاي گوناگون درباره نظريه و نقد ادبي جديد است که با هدف دامن زدن به تکثر آراء و نيز به منظور تاکيد بر شالوده دموکراتيک اين حوزه علوم انساني»(ص 11) انتشار يافته است.
اين کتاب داراي سيزده بخش يا مقاله مختلف است که بخش اول آن با عنوان «مرگ مولف در نظريه‌هاي ادبي جديد» تلاش مي‌کند تا جايگاه مولف در برخي از نظريه‌هاي ادبي مدرن را مورد بررسي و تحليل قرار دهد؛ از ميان اين نظريه‌ها، سه نظريه «نقد نو»، «فرماليسم روسي» و «پساساختارگرايي» نقش به سزايي در شکل گيري نگرش جديد نسبت به مولف داشته‌اند که به تفصيل در اين بخش مورد بحث قرار گرفته‌اند.
يکي از معضلات نقد ادبي در کشور ما اين است که در بررسي متن هنوز «مولف» جايگاهي اساسي دارد اما بر خلاف اين ديدگاه که متاسفانه هنوز در نقد آثار ادبي در کشور ما حاکم است، در نظريه‌هاي ادبي مدرن هرچه به دوران معاصر نزديک‌تر مي‌شويم از اهميت مولف در بيان معناي متن کاسته مي‌شود.
پيدايش نقد نو در نخستين دهه‌هاي قرن بيستم نقطه عطفي در اين ديدگاه سنتي درباره مولف است. مهم‌ترين بر نهاد منتقدان نو اين بود که معناي متن را صرفاً در خود متن و با بررسي ويژگيهاي آن مورد بحث قرار داد(ص16).
نظريه‌پردازان فرماليسم روسي ديدگاهي مشابه با منتقدان نقد نو داشتند. از نظر آنان برخلاف ديدگاه‌هاي سنتي راجع به نسبت زندگينامه مولف و آثار او، گاه فعاليت‌هاي ادبي يک شاعر يا نويسنده است که مسير يا اهداف زندگي او را تعيين مي‌کند و نه برعکس.
بر اساس اعتقاد پساساختارگرايان نبايد مولف را خاستگاه معناي متن دانست زيرا با اين کار مجموعه خاصي از معاني را بر ساير معاني ممکن ارجحيت مي‌دهيم. از نظر آنان منشأ معنا را بايد در خواننده جست‌وجو کرد و متن چيزي نيست جز بازي آزادانه‌اي که خواننده در نشانه‌هاي به کار رفته در چارچوب زبان تشخيص مي‌دهد يا در آن مشارکت مي‌کند(ص27).
بارت در مقاله معروف «مرگ مولف» جايگاه خواننده را در قرائت نقادانه متن ارتقاء مي‌دهد و معتقد است که معناي متن پيامد تفسير خواننده است، نه بازتاب انديشه‌هاي مولف. از نظر او ديگر هيچ قرائت درستي براي تعيين معناي متن وجود ندارد. فوکو از اصطلاح «مولف- کارکرد» استفاده مي‌کند و اعتقاد دارد «مولف- کارکرد» مشخصه شيوه هستي و اشاعه و کارکرد گفتمان‌هايي خاص در جامعه است و به جاي يافتن رد پاي مولف در متن مي‌بايستي «مولف- کارکرد» را مورد بررسي قرار داد.
پاينده در بخش دوم کتاب با عنوان «تباين و تنش در ساختار شعر نشاني»، درابتدا آراء فرماليست‌ها-منتقدان نو- را درباره اهميت شکل شعر بيان مي‌کند و سپس بر اساس رهيافت فرماليستي(شکل مبنايانه) به نقد شعر «نشاني» سروده سهراب سپري مي‌پردازد.
فرماليست‌هابا محوري ساختن جايگاه شکل در نقد ادبي، ادبيات را به حوزه‌اي قائم به ذات تبديل کردند. بنابر ديدگاه آنها «شکل» ترجمان يا تجلي محتواست و براي راه بردن به محتوا شيوه متفاوتي را بايد در پيش گرفت که در اين شيوه عوامل برون متني مانند تاريخ و زندگينامه در تفسير متن نامربوط محسوب مي‌شود.
در بخش سوم با عنوان «فرا داستان: سبکي از داستان نويسي در عصر پسامدرن» برخي از ويژگي‌هاي ادبيات پسا مدرن تبيين شده است.
در اين بخش مولف درابتدا به پسامدرنيسم پرداخته است و سيري تاريخي از تکامل نظريه‌ها و ديدگاه‌ها در اين زمينه را بيان کرده است يکي از ديدگاه‌هاي مطرح درباره پسامدرنيسم، ديدگاه بودريار است که وي پسامدرنيسم را وضعيتي مي‌داند که در آن ايماژ يا فراواقعيت جاي واقعيت را گرفته است. به زعم وي رسانه‌هاي جمعي واقعيت را بي‌اثر کرده‌اند و غياب جهان و جايگزين شدن واقعيت با تصوير را از ديدگان ما پنهان مي‌کنند(ص66).
مؤلف سپس روند تاريخي اصطلاح فراداستان را ذکر کرده و برخي ويژگي‌هاي اين نوع ادبي را ذکر است. فراداستان به يکي از انواع ادبيات داستاني پسامدرن اطلاق مي‌شود. در رمان فراداستان خواننده مصرف کننده منفعل موادي نيست که نويسنده در اختيارش مي‌گذارد بلکه فعالانه در ساختن دنياي داستان مشارکت مي‌کند.
در بخش بعدي با عنوان«ساختار يک رمان پسامدرن» رمان صيد قزل آلا در آمريکانوشته ريچارد برتيگن که يکي ازمشهورترين رمان‌هاي پسامدرن است، مورد نقادي قرار گرفته است.
اين رمان دائماً توجه خواننده را به ماهيت داستاني خود و به برساخته و تصنعي بودن خود جلب مي‌کند و برخلاف رمان‌هاي ادوار گذشته نمي‌کوشد تا واقعيتي بيروني را بازتوليد يا بازنمايي کند، بلکه مي‌خواهد موضوع داستان‌نويسي و مناقشه پذيري مرزهايي که بين واقعيت و تخيل قايل است را برجسته کند(ص95).
در بخش بعدي با عنوان «ملاحظاتي درباره چشم اندازي جهاني شدن ادبيات معاصر ايران» به آسيب شناسي ادبيات معاصر ايران و موانع پيش روي آن در راه جهاني شدن ادبيات معاصر ايران پرداخته شده است.
مولف کتاب سه مانع اساسي در جهت رسيدن به چنين موقعيتي را بيان کرده است؛ اول پديد نيامدن سبک‌هاي ادبي از دل ضرورت‌هاي اجتماعي و فرهنگي، دوم: فقدان گفتگوي انتقادي با فرهنگ، سوم فقدان جريان جدي نقد ادبي.
مولف کتاب بخش بعدي کتاب را با عنوان «داستانک» و توانمندي آن براي نقد فرهنگ به معرفي داستان اختصاص داده است. نويسنده در ابتدا به تعريف و معرفي داستانک پرداخته است؛ وي ويژگي مهم داستانک را ايجاز و فشردگي فوق العاده داستانک دانسته است؛
وي به معرفي ساختار و عناصر موجود در داستانک پرداخته است که عبارتند از: شخصيت‌هاي داستانک، کشمکش، حال وهواي داستانک، اوج، رواي و مضمون يا درونمايه داستانک. در ادامه داستانک صفحه حوادث نوشته علي قانع به سبک نقد نو مورد تحليل قرار گرفته است.
در بخش بعدي کتاب با عنوان «شيوه‌هاي جديد نقد ادبي: مطالعات فرهنگي»، در ابتدا به معرفي و بيان مفاهيم نظري مطالعات فرهنگي پرداخته شده است و سپس ويژگيهاي مشترک ژانر ادبي داستانک و آگهي تجاري روايتي مورد بحث قرار گرفته است و سپس با رويكردي به مطالعات فرهنگي چند آگهي تجاري مورد نقد قرار گرفته است.
اين رويکرد تاثير زيادي در نظريه و نقد ادبي جديد بر جاي گذاشته است و بر اثر اين رويکرد مقولات غالب در مطالعات ادبي سنتي به موضوعاتي نامفروض و محل ترديد تبديل شده‌اند. مطالعات فرهنگي چشم‌اندازي نو براي مطالعه درباره تبليغات براي پژوهشگران حوزه فرهنگ و بخصوص زندگي روزمره فراهم مي‌کند.
بخش بعدي کتاب به اسطوره شناسي و مطالعات فرهنگي اختصاص دارد و تبيين يونگ از شکل‌گيري اسطوره مدرن مورد بحث قرار گرفته است. مولف آورده است که در رهيافت يونگ به اسطوره، دنياي رواني انسان ارتباطي ناگسستني با اسطوره‌هاي اجتماعي و فرهنگي دارد و مطالعه درباره اسطوره، تفحصي درباره سازوکار حيات رواني انسان و نوعي مطالعه فرهنگي درخصوص باورهاي عمومي و خاستگاه ناپيداي اين باورها تلقي مي‌شود.
مطالعه اسطوره شناسانه يونگ درباره بشقاب پرنده، کاربردپذيري مفاهيم و روش شناسي ذاتاً فردمحور روانشناسي به منظور فهم پديده‌اي عمومي در فرهنگ و يا به عبارت ديگر، تلفيق پذيري اسطوره شناسي و مطالعات فرهنگي را نشان مي‌دهد(ص197).
در بخش بعدي کتاب با عنوان «فرويد و نقد ادبي» در ابتدا شالوده نظري رويکرد فرويد به ادبيات ذکر شده است و سپس نقدي که فرويد بر آثار داستايوفسکي انجام داده است، به تفصيل شرح داده شده است.
نقد فرويد بر آثارداستايوفسکي با عنوان «داستايوفسکي و پدرکشي» نمونه‌اي از نقد ادبي روانکاوانه کلاسيک است. دراين نوع نقد، متن نشانه بيماري نويسنده تلقي مي‌شود به عبارت ديگر متن يک اثر ادبي در حکم يک روياست و منتقد شيوه‌اي را که براي رمزگشايي از رويا به کار مي‌برد، عيناً براي فهم نابساماني روان نويسنده کاربردپذير مي‌داند. اثر ادبي براي فرويد مجموعه‌اي از شواهد براي تعيين بيماري نويسنده دارد و فرويد به اين منظور به زندگينامه نويسنده استناد مي‌کند.
در «نقد ادبي و دموکراسي» نويسنده سعي مي‌کند نادرستي اين ديدگاه نشان داده شود که يک متن ادبي را بايد بدون توجه به رويدادهاي اجتماعي يا اوضاع فرهنگي و سياسي نقد کرد. بدين منظور در اين فصل نويسنده سعي مي‌کند تا از راه تفحص در خاستگاه‌ها و سير تاريخي دموکراتيک اين حوزه از علوم انساني ماهيت دموکراتيک آن نشان داده شود. به اعتقاد نويسنده مهم‌ترين معضل کنوني تدريس نقد ادبي روحيه غير دموکراتيک و ناسازگار با ذات نقد ادبي است.
بخش آخر کتاب نيز با عنوان «شحنه بايد که دزد در راه است» به معضل سرقت ادبي پرداخته شده و مولف نکاتي درباره تعريف سرقت ادبي بيان کرده است. وي تلاش کرده تا نشان دهد کتاب نظريه‌هاي نقد ادبي معاصر مصداق بارز سرقت ادبي است زيرا به اعتقاد وي بسياري از بخش‌هاي اين کتاب عيناً از روي آثار وي رونوشت شده است. در پايان اين بخش نيز جنبه‌هاي حقوقي و پيامدهاي اجتماعي و فرهنگي سرقت ادبي مورد بحث قرار گرفته است.
کتاب نقد ادبي و دموکراسي به شيوه موجز و روشن، شيوه‌ها و نظريه‌هاي نوين نقد ادبي را معرفي کرده است و از طريق کاربست عملي اين نظريه‌هادر نقد، مانند نقد شعر نشاني و يا نقد آگهي‌هاي تجاري، در عمل نيز شيوه‌هاي نوين نقد را به تصوير کشيده است.
اين کتاب مي‌تواند گامي به سوي گذر از شيوه‌هاي سنتي مولف مبناي نقد و اتخاذ رويکردهاي نوين در نقد آثار ادبي باشد هرچند که بنا به اعتقاد نويسنده رواج شيوه‌هاي نوين نقد نيازمند برخورداري از ذهنيتي دموکراتيک است که تا رسيدن به اين مرحله ما راه دشوار و طولاني‌اي در پيش داريم



منبع : سایت همشهری