توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : الگوی چهار مرحله ای ارزشیابی آموزشی پاتریک
hessamt
25 January 2011, 04:00 PM
در پایان سال 1950 در دانشگاه ویسکونسین[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn1)، دونالد کیرک پاتریک یک سری نوشتهها را در چهار مقاله به نام «تکنیکهایی برای برنامهریزیهای آموزشی[2] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn2)» در مجله « آموزش و توسعه[3] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn3)» در آمریکا منتشر نمود. دلیل پاتریک برای توسعه این الگو، مبهم بودن اصطلاح ارزیابی بود. الگوی پاتریک مراحل، ملاکها، الگوها، و به طور کلی سطوح ارزیابی را، که در طول سالها تراکم یافته بود. و در دیدگاههای مختلفی به صورت توصیفی به آنها اشاره شده بود، با هم ترکیب نمود. در حال حاضر، پاتریک به این تکنیکها به عنوان الگوی چهار مرحلهای ارزشیابی اشاره میکند که شامل چهار سطح است: 1) عکس العمل یا رضایت از دوره 2) یادگیری یا کسب دانش، مهارت یا نگرش (جدید)، 3) رفتار یا انتقال دانش، مهارت و نگرش (جدید) به محیط کار 4) نتایج یا تأثیرات مالی ارائه آموزش (ميلز[4] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn4)، 2002، ص 148).
به دو سطح اول الگوی ارزیابی پاتریک به این دلیل که بلافاصله پس از اتمام دوره انجام میشود سطح گرم، و دو سطح دیگر الگو به خاطر اجرای آنها مدتی پس از اتمام دوره (6 ماه تا 2 سال) سطح سرد میگویند. پاتریک پیشنهاد کرد که این مراحل در ابتدا هدفشان کمک کردن در اطمینان یافتن از اثر آموزش روی سازمان است و هدف دوم از آن این است که به طرح ارزیابی و اجرای آموزش کمک کند تا بهبود مداومی صورت گیرد (چاکر[5] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn5)، 2005، ص89).
چارچوبه توسعه یافته ارزیابی آموزشی کیریک پاتریک در چهار سال گذشته مورد توجه و پذیرش زیادی قرار گرفته است. اکثر مباحث در مورد آموزش و توسعه منابع انسانی اشارهای به سطوح چهار مرحلهای ارزشیابی پاتریک کردهاند. امروزه در ارزیابی برنامه آموزش و توسعه، استفاده از چارچوبه ارزیابی آموزشی پاتریک به عنوان استاندارد آموزشی مورد بررسی قرار میگیرد. فوکسن[6] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn6) (1989) مدارک زیادی را در این باره در مجلههای کشورهای انگلیس، استرالیا و آمریکا از سال 1984 تا 1970 بدست آورده است که نشان میدهد مراحل ارزیابی پاتریک در یک سوم از مقالات ذکر شده است در حالی که از بعضی از مدلها اصلاٌ نامی برده نشده است (گومز، 2003؛ ص28).
[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref1) Wisconsin
[2] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref2) Techniques for evaluating training programs
[3] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref3) Training and devlopment
[4] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref4) Millis
[5] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref5) Chaucer
[6] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref6) Foxn
hessamt
25 January 2011, 04:03 PM
سطح اول ارزشیابی واکنش[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn1) (عکس العمل)
سطح اول؛ سطح اول ارزشیابی شامل ارزشیابی عکس العمل شرکت کننده است. طبق نظر پاتریک، بازتاب ممکن است اینگونه تعریف شود: فراگیران چه سطحی از رضایت را در مورد برنامه دارند و تا چه حد آنرا پسندیدهاند. دلایل اجرای ارزیابی سطح بازتاب شامل: بازخورد برای
برنامههای بعدی، بازخورد برای فراگیران و دادههایی برای استفاده در مجموعه استانداردهای برنامههای بعدی میباشد (ميلز، 2002، ص 149).
[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref1) Reaction
hessamt
25 January 2011, 04:04 PM
ارزیابی سطح اول اغلب اجازه میدهد تا دادههایی از عوامل مختلف مثل فراگیران، امکانات، مجریان دوره، برنامهریزان و دیگر جنبههای دخیل در اجرای یک دوره جمعآوری شود. این سطح به طور گسترده مورد استفاده قرار میگیرد زیرا برای یک مدیر استفاده از این سطح ساده است و دیگر اینکه تهدیدی برای فراگیر و مدرس نیز در بر ندارد. هاشمی(1387) به نقل از وار و بروس [1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn1) (1995) سه نوع واکنش ارزیابی شده را تشریح مینماید.
[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref1) Warr and Bruce
hessamt
25 January 2011, 04:08 PM
لذت بردن از آموزش (واکنش احساسی): " من این برنامهریزی آموزشی را لذت بخش یافتم."
مفید بودن آموزش (ارزش ادراکی): " محتوای آموزشی تا چه اندازه برای شغل شما ارزشمند است؟ "
اشکالات آموزشی: " فهم این موضوعات تدریس شده برای من مشکل است."
hessamt
25 January 2011, 04:10 PM
معیارهای واکنشی معمولاً خیلی خلاصه بوده، ولی میتوانند به طور مفصل نیز در مورد هر کدام از موضوعات تشریح شده در بالا نیز تهیه شوند.
پاتریک ارزیابی عکسالعمل فراگیران را به سه دلیل مهم میبیند (پاتریک[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn1)، 1979؛ ص146):
1. تصمیم مدیران درباره ادامه دادن در سرمایهگذاری روی برنامههای آموزشی اغلب مبتنی بر توضیح شرکتکنندگان است.
2. فراگیران میتوانند اطلاعاتی را فراهم کنند که به بهبود برنامه کمک کند.
3. شرکتکنندگان آموزش را باید دوست داشته باشند تا بالاترین سود را از آن بدست آورند.
پیشینه تحقیق از دلیل اول حمایت کرده اند مدیران بر پایه نظر فراگیران تصمیم میگیرند.
اگر هدف واقعی برنامه آموزشی در پاداش دادن به عملکرد خوب یا تکرار و تجدید نظر در برنامههای ضعیف باشد؛ یک اندازهگیری از عکس العمل یا فرم نظرسنجی ممکن است همه آن چیزی باشد که واقعاٌ ضروری است (گومز، 2003؛ ص30).
[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref1) Patrik
hessamt
25 January 2011, 04:11 PM
دومین دلیل یعنی (برنامه) ممکن است فقط چون هدف اول را تقویت میکند قابل توجیه و تأیید باشد. اگر افزایش رضایت شرکتکنندگان از برنامه به طور منفی روی اثربخشی و کارایی برنامه اثر نگذارد پس این تغییرات را میتوان به عنوان بهبود بخشیدن به برنامه در نظر داشت.
hessamt
25 January 2011, 04:11 PM
سومین دلیل این است که ارتباطی بین لذت بردن و دوست داشتن آموزش با منافعی که از قبل دریافت آموزش حاصل میشود در تحقیقات گذشته دیده نشده است. جان[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn1) (1990) در تحقیق خود ارتباطی بین سطح رضایت از آموزش (نتایج ارزیابی سطح اول الگو ) با سطح انتقال یاد گرفتهها به محیط کار (نتایج ارزیابی سطح سوم الگو) پیدا نکرده است. همچنین مطالعات انجام شده بین یادگیری واقعی بدست آمده ( نتایج ارزیابی سطح دوم الگو) و نحوهای که شرکتکنندگان فرمهای عکس العمل راپر میکنند ( نتایج ارزیابی سطح اول الگو) نشان داده است که این ارتباط یا خیلی کم است یا وجود ندارد (گومز، 2003؛ ص31).
[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref1) Jones
hessamt
25 January 2011, 04:12 PM
بر اساس مطالعات فوق الذکر، مشخص میشود که اگرچه فرمهای نظرسنجی (عکس العمل) شرکتکنندگان اطلاعات زیادی میدهد که ممکن است در فرایند یادگیری برای بهبود و افزایش رضایت و تکمیل دوره مورد استفاده قرار گیرد، ولی آن، اثربخشی آموزش را به طور کامل ارزیابی نمیکنند. به هر حال بیشتر مدیران آموزش، علاقهمندند که بدانند شرکتکنندگان از یک برنامه لذت بردهاند یا نه؟ با فرمهای نظرسنجی شما چه چیزی را اندازهگیری میکنید؟ او (پاتریک)
میگوید اگر شما وانمود کنید که این فرمها، ارزیابی سطح بالای اتفاقات رخ داده را نشان میدهند مورد تمسخر قرار میگیرید(چاکر، 2005، ص92).
hessamt
26 January 2011, 12:03 AM
سطح دوم ارزشیابی یادگیری[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn1)
سطح دوم به ارزیابی یادگیریهایی که در طول آموزش اتفاق میافتد، میپردازد. تعریف یادگیری به اینکه چه اصول، واقعیت و تکنیکهایی به وسیله شرکتکننده، فهمیده و جذب شده محدود شده است. ما نگران استفاده از این اصول، وقایع و تکنیکها در کار نیستیم (گومز، 2003؛ ص33). ارزیابی در این سطح تنها میتواند اطمینان دهد که مهارتها و دانش برای انجام یک رفتار در کاری یاد گرفته شده است یا نه. به هر حال نمیتوان اطمینان یافت که کارمند 1) فرصت اصلاح رفتار را خواهد داشت 2) میداند که چه موقع باید از رفتار یاد گرفته شده است استفاده کند 3) آیا از رفتار اگر هم فرصتی بیابد استفاده خواهد کرد یا نه؟
[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref1) Learning or Knowledge
hessamt
26 January 2011, 12:05 AM
یک روش برای اندازهگیری افزایش در دانش فراگیر از طریق استفاده از پیشآزمون و پسآزمون است. ارزیابی سطح دو در این ماهیت از سطح اول کمتر استفاده شده است و آن به دلیل نیازمندی به تلاشهای بیشتر برای طراحی مناسب آزمون های معتبر میباشد بخصوص اگر نتایج آن برای اهداف تصمیمگیری استفاده شود (ميلز، 2002، ص 154).
hessamt
26 January 2011, 12:09 AM
ارزیابی خوب طراحی شود و موضوعات اعتبار لازم را داشته باشند یک ارزیابی خوب در این سطح زمانی میتواند امیدوارکننده باشد که اهداف برنامه آموزشی کسب شده را به صورت عینی و صریح مستقیماٌ اندازهگیری کند. دست یافتن به برنامه ضروری هستند اما برای ضمانت اینکه اهداف برنامه اموزشی بدست آمدهاند یا نه کافی نیستند (چاکر، 2005، ص97).
hessamt
26 January 2011, 12:16 AM
مسئولین آموزشی علاقمند به پرداختن به این بحث هستند که اگر شرکتکنندگان به مهارتی در طول دوره آموزشی تسلط یافتند آیا آنها آماده هستند تا آن مهارت را در محیط کار اجرا کنند یا نه؟ به هر حال تحقیقات از این مطلب؛ که آموزش شرکتکنندگان به قدر کافی برای انتقال مهارتها به محیط کار آماده میکند، حمایت نمیکنند (گومز ، 2003؛ ص 36).
hessamt
28 January 2011, 02:38 AM
سطح سوم؛ ارزشیابی تغییرات رفتار[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn1)
سومین سطح ارزیابی آموزشی تغییرات در کار را اندازه گیری میکند. اغلب مواقع انتقال آموزش به محیط کار مورد داوری قرار میگیرند. طبق بررسیهای صورت گرفته سطح سوم ارزیابی برای اندازهگیری خیلی مشکل است چون به دنبال تعیین تغییرات در دانش، مهارت و یا نگرش فراگیران در محیط کار با توجه به یک برنامه آموزشی خاص است. روشها برای هدایت یک ارزیابی در این سطح شامل مشاهده مستقیم، قراردادهای عملکردی، بررسی و مصاحبه با همکاران، سرپرستان و گزارشات مستقیم است. پاتریک شرح میدهد که ارزیابی برنامه آموزش در اصطلاح رفتار از ارزیابی واکنش و یادگیری خیلی مشکلتر است (ميلز، 2002، ص 156).
[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref1) Behavior
hessamt
28 January 2011, 02:41 AM
یکی از راههای خوب برای اندازهگیری تغییرات در عملکردهای متأثر از تأثیر آموزش، استفاده از اسناد موجود میباشد. اسناد مربوط به برونداد، کیفیت برونداد، اتلاف هزینه، زمان انجام یک کار خاص و منابعی که اطلاعات تغییرات رخ داده در عملکرد را نشان دهد. هر یک از آنها به طور مستقیم تغییرات را در عملکرد شغل را اندازهگیری میکنند (گومز ، 2003، ص 39) اگر این دادهها قبلاٌ جمعآوری شده باشد هزینه ارزیابی فقط هزینه ساده کردن دادههای موجود به شکل قابل استفاده است. بنابراین هزینه جمع آوری دادهها برای ارزیابی آموزشی میتواند به خاطر دادهها کاهش یابد(چاکر، 2005، ص98).
hessamt
28 January 2011, 02:41 AM
سطح چهار: ارزشیابی نتایج[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn1)
نتایج میتوانند شامل تقریباٌ همه معیارهایی شوند که بر اساس آنها موفقیت سازمانی تشریح میشود. نمونههای نتایج ممکن است شامل موارد زیر باشد(ميلز، 2002، ص 161):
قابلیت تولید، رضایت مشتری، روحیه و سودآوری.
[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref1) Results
hessamt
28 January 2011, 02:42 AM
دادهها اغلب بوسیله دادههای عملکردی عملیاتی، گزارشهای مالی و دادههای ادراکی و
جمعآوری میشود . هدف این ارزیابی تعیین اثر یک مداخله آموزشی در عملکرد سازمان است. پاتریک روشهای کمی را در این سطح ارزیابی پیشنهاد کرده است. نسبت به سطوح دیگر این سطح خیلی کمتر اجرا شده است و البته اجرای آن بی نهایت مشکل است. بهرحال اگر تفکیک اثرات آموزش غیر ممکن نیست به این معناست که یک برونداد خاص و قابل ارزیابی نداریم از نظر پاتریک اجرای آموزش روی عملکرد سازمان تأثیر دارد، در واقع مدیریت ضعیف ماست اگر نتوانیم اثرات آموزش را ارزیابی کنیم. نظر پاتریک در این سطح بازتابی از تز معروف ادوارد لی ثراندیک روانشناس معروف امریکایی است که میگوید اگر چیزی وجود دارد پس میتوان اندازه گرفت (هابنر[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn1)، 2002؛ ص8). یک نکته ارزشمندی که اینجا وجود دارد انتقال از حوزههای مفهومی بین عناصر سطح سوم و چهارم چاچوب پاتریک است، سه عنصر اول روی فراگیر تمرکز میکنند. عکسالعمل آنها، یادگیری آنها و تغییرات رفتاری آنها، عنصر چهارم به مفهوم بازگشت سرمایه (منفعت سازمان) یا نتایج مالی مرتبط با سازمان میپردازد. پاتریک اصرار زیادی در مورد اینکه چرخه کامل ارزیابی از سطح 1 تا 4 همیشه میتواند کامل اجرا شود ندارد. او پیشنهاد کرده است که اگر شباهتها و هزینههای بدست آمده از دادههای عملیاتی و تبدیل آنها به حسابهای مالی خیلی پیچیده بود شباهت یا نزدیکی زیاد منافع در وضعیتهای غیر قابل اندازهگیری ممکن است برای اندازهگیریهای عملیاتی و بجای آنها جانشین شود (چاکر، 2005، ص99).
[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref1) Hubner
hessamt
28 January 2011, 02:42 AM
در پاسخ به این سؤال که کدام الگو مناسبتر یا بهتر است نمیتوان الگوی خاصی را عنوان نمود برخی الگوی مناسب را ترکیب الگویهای ارزیابی با هم میدانند و برخی نیز با بررسی الگوهای موجود در زمینه الگوهای موجود در زمینه ارزیابی آموزشی و لیست کردن مذایا و معایب هر الگو و نیز بررسی خاص سازمان خود (سازمان آب و فاضلاب اهواز) الگوی مناسب را برای ارزیابی اثربخشی سازمان خود انتخاب میکنند (خنیفر، 1381؛ ص31).
hessamt
29 January 2011, 01:16 AM
انتقاد هایی به الگوی کیریک پاتریک
یکی از سؤالاتی که در سالهای اخیر در مورد این الگو وجود دارد سلسله مراتبی بودن آن است به این معنی که آیا اندازهگیری در سطوح بالاتر نیازمند اندازیگیری در سطوح پایینتر است؟ (الیگر و جانک[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn1)، به نقل از گومز، 2003؛ ص41).
[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref1) Alliger, G.M, & Janak
hessamt
29 January 2011, 01:17 AM
تحقیقات انجام شده درباراه این الگو نشان دادهاند که سطوح ارزیابی سلسله مراتبی نیست. برای مثال در بررسی مطالعاتی که سطح رضایت (سطح اول) را بالا ارزشیابی کردهاند، سطح دوم یعنی کسب سطح بالای مهارت، دانش و ... بالا ارزشیابی نشده است اینکه در چرخه بعدی باعث انتقال سطح بالای مهارت به محیط کار نشده است و ... (هابنر[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn1)، 2002؛ ص13).
[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref1) Hubner
hessamt
29 January 2011, 01:18 AM
یافتههای تحقیق انجام شده نشان داده است که آنچه از لحاظ مفهومی میان ارزیابان مورد توافق بوده به صورت علت و معلول و در ارتبط با هم میدانستند مورد تأیید نیست. استدلالهای این اعتقاد را که سطوح چهارگانه اندازهگیری سازههای مستقل از هم هستند را معتبر میداند بنابراین چهار سطح الگو با اهداف مشخص خود باید اجرا شوند (گومز، 2003؛ ص43).
hessamt
29 January 2011, 01:21 AM
هولتن[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn1) معتقد است که این الگو فقط روی بروندادها و کاری به محیط و انگیزههای تأثیرگذاران (مسؤلان، همکاران و ...) روی انتقال یادگیری ندارد. او پیشنهاد کرده است که چارچوبه الگو پاتریک برای محققان برای آزمودن به صورت تئوریکی مشکل است و نیز برای شاغلین برای استفاده به عنوان وسیلهای برای تداوم، بهبود و توسعه نامناسب است زیرا که آن تأثیرات متغیرهای محیطی و انگیزشی را در انتقال یادگیری در افراد مشخص نمیکند. در واقع این الگو به فراهم کردن فضای انتقال یادگیری در محیط نپرداخته است. هامبلین[2] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn2) سطحی را برای ارزش نهایی یا هزینه - فایده[3] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn3) به عنوان سطح پنجمی اضافه کرده است که ارزیابی آموزش وسیلهای برای بهبود بروندادهای اجتماعی در کل است (دارابی، 1385؛ ص52)
[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref1) Hlton
[2] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref2) Hamblin
[3] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref3) Cost-benefit
hessamt
30 January 2011, 12:05 AM
با اضافه شدن سطح پنجم، محققان دیگر به اختلافات کم میان سطوح چهارگانه تأکید کردهاند. در کل سوان و اسلیزر[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn1) در سال 1977 چهار سطح الگو در رضایت، یادگیری، عملکرد مالی سازمان خلاصه کردهاند.
[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref1) Swanson & sleezer
hessamt
30 January 2011, 01:53 AM
دارابی (1385) در بررسی ادبیات تخصصی چنین آورده است که الگوی چهارمرحلهای پاتریک در منابع آموزشی بیشتر متداول میباشد. هرچند الگوهای دیگر در مواقعی در ادبیات تخصصی ذکر شدهاند مثل الگوی سیپCIPP (استافل بیم، 1971) الگوی سیرو CIRO (وار، بیرد، راک هیم[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn1)، 1970) الگوی برنکرهاف[2] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn2) (برینکرهاف، 1988) و الگوی فیلیپس[3] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn3).
[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref1) Warr,P., Bird, Rackham, N
[2] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref2) Brinkerhof, R
[3] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref3) Philips, j.j
hessamt
30 January 2011, 01:54 AM
یک مطالعه قدیمی به وسیله گاولین[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftn1) در 23 عضو ASTD در سال 1983 نشان داد که 56% از اعضا الگوی CIPP و 36% نیز الگوی پاتریک را ترجیح دادهاند. در ادبیات جدید در حدود سال های 2002-1987 دیگر به آن صورت از الگوی سیپ نامی به میان نیامده است.
[1] (لینک ها فقط به اعضای سایت نمایش داده می شوند._ftnref1) Galvin
vBulletin® v4.1.11, Copyright ©2000-2013, Jelsoft Enterprises Ltd.