PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : كيفيت مطلوب مكان هاي شهري



malaki
28 May 2011, 12:16 AM
به عنوان بخشی از سنت ایجاد مکان، جهت تعریف کیفیت مطلوب از مکان های شهری و فرم خوب شهری، تلاش هایی وجود داشته است و مفید است که مفاهیم اصلی 5 مورد از آنها یادداشت شود.

Kevin Lynch کوین لینچ :
لینچ 5 مورد از ابعاد عملکردی طراحی شهری را تعریف میکند:
1) سرزندگی: درجه ی حمایت فرم مکان از نیازهای حیاتی و عملکردی
2) معنی: درجه ی ادارک و تصور روشن مکان در فضا و مکان توسط کاربر.
3) تناسب: درجه ای هماهنگی فرم و ظرفیت مکان با الگوهای رفتاری که مردم دارند یا می خواهند که بکار گیرند .
4) دسترسی: قابلیت دستیابی به سایر مردم و فعالیتها، منابع، خدمات، اطلاعات یا مکان ها که شامل تنوع کمیتی از اجزای قابل دسترسی می باشد.
5- نظارت: مدیریت و خلق دسترسی به فضا و فعالیتها توسط ساکنان
دوفوق معیار در زیر مجموعه این 5 بعد وجود دارد:
1- کارایی: هزینه خلق و نگهداری درسطح مطلوب
2- عدالت: تقسیم منافع عمومی
پس برای لینچ سوال های اساسی اینها بودند:
- هزینه بدست آوردن درجه خاص از سرزندگی، معنا و تناسب و دسترسی یا کنترل چیست؟
- چه کسانی چه مقدار از آن را بدست می آورند؟

"جیکوبس" و" اپلیارد" در مقاله خود هفت هدف را در موردآینده محیط خوب شهری بیان می کنند :
1) قابلیت زندگی: سطح رفاه مناسب برای همه
2) کنترل و هویت: مردم باید احساس کنند قسمتی از محیط به آن ها تعلق دارد
3) دسترسی به فرصت ها، تصورات، لذت ها: مردم باید شهر را جایی بیابند که بتوانند رسوم را بشکنند، تجربیات را گسترش داده و لذت و تفریح داشته باشند.
4) معنی و سند: مردم باید شهرشان و خروجی های اساسی عملکردهای عمومی و فرصت هایی که تقدیم می کند را ادراک کنند
5) زندگی عمومی و اجتماعی: مشارکت در زندگی عمومی
6) خود اتكایی شهر: پایداری در استفاده از انرژی و منابع
7) محیطی برای همه: قابلیت دسترسی برای همه و دسترسی هر شهروند به حداقل سرزندگی، هویت، کنترل و فرصت ها.
برای رسیدن به این اهداف، 5 مشخصه فیزیکی برای تعریف محیط شهری تبیین می شود.
1. خیابان ها و واحدهای همسایگی سرزنده
2. تراکم حداقل از توسعه مسکونی و شدت کاربری زمین
3. فعالیت های یکپارچه و به هم پیوسته از زندگی، کار، خرید، با مجاورت متناسب
4. یک محیط انسان ساز که فضاهای عمومی را تعریف می کند به خصوص توسط بناهایش
5. بسیاری بناهای پراکنده و مجزا و مشخص با نظام پیچیده و ارتباطات

محیط های پاسخده :
در طی دهه 1970 و دهه 80 یک تیم پلی تکنیک آکسفورد، کتاب محیط های پاسخده را که روش های طراحی شهری در آن فرموله شده بود را منتشر نمود.

این کتاب یک راهنما برای طراحان شهری است که جنبه های انتخاب مردم را بیان می کند:
کجا می توانند یا نمی توانند بروند .
طیف کاربری های قابل دسترسی .
به چه راحتی می توانند بفهمند که فضا چه فرصت هایی ارائه می دهد؟
درجه قابلیت استفاده از مکان برای کاربری های مختلف
آیا وضوح یا جزئیات مکان ها، آن ها را آگاه از انتخاب های قابل دسترسی شان می کند؟
فرصت ها و انتخاب های تجربیات احساسی
گستره ای که می توانند نشان خود را به مکان بزنند
سپس 5 گزینه برای پاسخگویی محیط مطرح می کند:
نفوذپذیری، گوناگونی، خوانایی، انعطاف پذیری، تناسبات بصری، غنای حسی، حس تعلق
بعدها جهت اضافه کردن تاثیرات اکولوژیکی، کافی بودن منابع، پاکیزگی و پشتیبانی حیاتی، اضافه شد.
"یان بنتلی" بعدها در سال 1999 یک تیپولوژی شهر پاسخده را بیان کرد که شامل شبکه غیر هندسی، الگوی کاربری پیچیده، تحرک خصوصی مثبت، یک بلوک پیرامونی و شبکه حیاتی بومی بود.

فرانسیس تیبالدز ( Francis Tibbalds ) :
در سال 1989، وی 10 اصول طراحی را بیان می کند:
1) پیش بینی و در نظر گرفتن فضا قبل از ساختمان ها
2) داشتن تواضع، آموختن از گذشته و ملاحظه مفاهیم
3) ترکیب کاربری در شهر و شهرک
4) طراحی در مقیاس انسانی
5) تشویق به آزادی حرکت در محدوده
6) تامین همه قسمت های جامعه و مشارکت با آن ها
7) ساختن محیط خوانا
8) ساختن برای بقا و پذیرش
9) اجتناب از تغییر بسیار زیاد مقیاس در یک لحظه

10) افزایش پیچیدگی، لذت و محظوظیت بصری در محیط مصنوع با تمام ابزار در دسترس