اگر هنوز عضو پارسی گلد نیستید؛ باعث خوشحالی ماست اگر شما نیز به جمع ما بپیوندید.
  • ورود:

به تالار خوش آمدید

به پارسی گلد خوش آمدید. جهت عضویت در سایت به اینجا مراجعه فرمائید.



آخرین ارسالات تالار


نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
  1. #1

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    محل سکونت
    تهران
    سن
    27
    نوشته ها
    2,298
    تشکر
    733
    6,764 تشکر در 2,059 پست

    پیش فرض ضمیر نا خود آگاه

    مقدمه

    کارل گوستاو یونگ سویسی ،بعد از فروید ، پر آوازه ترین روانکاو قرن بیستم است گه آرا و عقایدش در زمینه های روانشناسی و قوم شناسی و دین و عرفان یحث و جدل های بسیار بر انگیخته است و بینش محققان زمینه های هنری و علوم انسانی را تحت تاثیر قرار داده است . یونگ فرزانه ای بود که از حیطه علم پا فراتر نهاد و مسائل و مصائب بشر امروز را مورد تحلیل قرار داد و بر این باور بود که علل و منشا گرفتاریهای انسان قرن بیستم را باید در طبع آدمی جستجو کرد که شیوه های خرد گرایانه زندگی آن را لجام گسیخته و بی بند وبار ساخته است.
    در برابر اضطراب و سر در گمی و ناامیدی انسان امروز ،یونگ چاره را "باز گشت به دین نه به عنوان عملی از سر ایمان ، بلکه برای فرار از یک تردید تحمل نا پذیر و نه از جهت ایمان و پر هیزگاری ، بلکه برای دست یافتن به ایمنی" می داند.
    یونگ معتقد است "به رغم آنچه دنیا در باره تجربه دینی فکر کند ،
    کسی که این تجربه به او دست داده باشد صاحب گوهر گرانبهایی است ، یعنی صاحب چیزی است که نه تنها به زندگی معنا می بخشد بلکه خود سر چشمه زندگی و زیبایی است و به جهان و بشریت شکوه تازه ای می بخشد، چنین کسی دارای ایمان و آرامش است





  2. کاربران زیر از Lagoon Night عزیز به دلیل پست مفیدش تشکر کردند:

    تایماز (13 September 2010)

  3. #2

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    محل سکونت
    تهران
    سن
    27
    نوشته ها
    2,298
    تشکر
    733
    6,764 تشکر در 2,059 پست

    پیش فرض

    کارل گوستاو یونگ در سال 1875 در خانواده روحانی چشم به جهان گشود.
    روابط پدر و مادر و محیط خانوادگی و تربیتی یونگ به گونه ای بود که از اوان کودکی ، اندک اندک، زمینه نفسانی تعلق خاطر به زندگی درونی و مکاشفه و شهود را پیدا کرد و زندگینامه اش سراسر حکایت حالات و کیفیات ذهنی و نفسانی و رویا ها و تحولات زندگی درونی اوست و هیچوقت از وقایع و حوادث زندگی بیرون از نفس خود حکایت نکرد ، وی این امور را در خور توجه نمی دانست و جز به وقایع و تحولات و تاثرات روح توجه نداشت و می گفت با اینکه شخصیت های مشهور و نامدار و دانشمندان و هنر مندان و ادبای شهیری را ملاقات کرده ام ، امااین همه به مثابه سلام و احترامی بودکه کشتی ها به هنگام عبور از کنار هم نسبت به یکدیگر بجای می آورند وخاطراتی ماندنی و درخور توجه به جای نمانده است.
    یونگ که غربیان را برونگرا و شرقیان را درونگرا می خواند ، در واقع ، به یک انسان شرقی درونگرا که امر ذهنی و نفسانی و معنوی برایش بیش از امور دنیوی مطرح است ، نزدیکتر بود.او به علوم طبیعی و تاریخ تطبیقی ادیان علاقه وافری داشت،به پیام و معنای رویااعتقاد خاصی نشان میداد. برای انتخاب رشته مردد بود تا اینکه سر انجام بر اساس دو رویای خویش رشته طبیعی را انتخاب کرد، او می گوید همه مسائلی که ازلحاظ علمی او را مشغول داشته است ، پیشاپیش در رویا هایش آمدند یا بعد از آن در رویاها انعکاس یافتند
    یگی از ویژگیهای یونگ اعتقادات دینی و عرفانی اوست ، گرچه این اعتقادات دینی کاملا منطبق با مشرب و اصول مورد احترام کلیسا نبود اما از عنفوان جوانی تفکرات متافیزیکی و دینی سخت او را به خود مشغول می داشت

    ازکتاب"روانشناسی ضمیر ناخود آگاه"





  4. کاربران زیر از Lagoon Night عزیز به دلیل پست مفیدش تشکر کردند:

    تایماز (13 September 2010)

  5. #3

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    محل سکونت
    تهران
    سن
    27
    نوشته ها
    2,298
    تشکر
    733
    6,764 تشکر در 2,059 پست

    پیش فرض

    یونگ در باب تاثیر محیط خانوادگی در تشکل و تکوین شخصیت کودک می گوید"کودک با امکانات مادر زادی به دنیا می آید و نخستین محیطی که در آن قرار می گیرد محیط خانواده است و به مقتضای شرایط جسمانی و روانی با آن ساز گاری پیدا می کند ولی جو و روح خانوادگی به میزان زیادی تحت تاثیر "روح زمانه" است. اما این تاثیر برای بسیاری نا آگاه باقی می ماند . اگر روح خانوادگی انعکاسی ازروح زمانه و آرا و عقاید زمانه باشد سبب احساس امنیت و اگر با روح زمانه در تعارض باشد سبب احساس نا امنی کودک به دنیا می شود..... تاثیر محیط در رفتار کودک بیش از موعظه های پدر و مادر است . کودک ناخود آگاه خود را با محیط سازگار می سازد یعنی نوعی همبستگی جبرانی میان کودک و محیط پدید می آید





  6. کاربران زیر از Lagoon Night عزیز به دلیل پست مفیدش تشکر کردند:

    تایماز (13 September 2010)

  7. #4

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    محل سکونت
    تهران
    سن
    27
    نوشته ها
    2,298
    تشکر
    733
    6,764 تشکر در 2,059 پست

    پیش فرض

    یونگ می گوید "پدرم(او کشیش پروتستان بود) از اندیشیدن احتراز میکرد که مبادا دچار شک و تردید گردد. او می گفت به جای اندیشیدن باید ایمان داشت ، ازینرو به خود فشار می آورد که ایمان استوار داشته باشد.
    پدرش غالبا به اومی گفت"تو می خواهی فکر کنی و تجربه کنی ، در حالیکه باید ایمان داشت" یونگ می گوید :"پدرم تنها بود ، دوستی نداشت. یکبار گوش کردم و متوجه شدم دعا و استغاثه میکند ، نومیدانه تلاش می کرد تا ایمانش استوار بماند . این رفتار پدرم مرا منقلب کرد و در یافتم چقدر اسیر کلیسا و دین خودش است".او معتقد بود که پدرش در درون دچار تعارض و تردید است به پسرش سفارش کرده بود که هر شغلی می خواهد انتخاب کند اما کشیش و روحانی نشود.

    شاید به همین سبب بودکه فروید میگفت :"دین با معتقد ساختن مردم به یک توهم و منع تفکر انتقادی ، مسئولیت فقر زدگی فکری بشر را نیز پذیرفته است.... ممنوعیت تفکر انتقادی ، در نقطه ای منجر به فقر زدگی قدرت انتقادی شخص در حوزه های دیگر فکری شده و نیروی خرد وی را عقیم میسازد"
    (توجه کنیم که دید آن زمان فروید به دین متفاوت ازدید کنونی ماست که طرفداری از بحث و کفتگو وعلم هست)

    یونگ سعی می کرد گاهی با پدرش صحبت کند تا علت اصلی این بر آشفتگی ها و تند خویی ها را پیدا کند. او می گفت "پدرش تجربه خدایی را کم داشت ، زیرا


    برای اغتقاد به خداوند نیاز به دلیل نیست. چنانکه زیبایی طلوع خورشید نیاز به بر هان ندارد

    پسر هر چه کرد این نکات ظریف را برای پدر روشن سازد ، نتیجه نداشت. یونگ جوان در شگفت بود که چرا پدر با خدای خویش جر وبحث نمی کند تا موضوع برایش روشن سارد . زیرا خداوند می توانست یکی از رویا های معجزه آسای عمیق را برایش بفرستد. همان طور که برای کارل چنین می کرد

    کلیسا و مراسم و تشریفاتش نگذاشتند پدرش به خداوند برسد ،کشیشان درخشیدن نور در ظلمت را ندیدند و احساس نکردند.

    کارل جوان میدید که تعلیمات رسمی دینی با تجربه خدایی او مطابقت و مناسبت ندارد
    گر چه پس از مرگ یونگ ، مراجع مهم مسیحیت ازو تجلیل کردند ولی بسیاری از برداشتهای او را نمی پسندیدند.به همین جهت یونگ می گفت اگر من در قرون وسطی به سر میبردم قطعا مرا می سوزاندند





  8. کاربران زیر از Lagoon Night عزیز به دلیل پست مفیدش تشکر کردند:

    تایماز (13 September 2010)

  9. #5

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    محل سکونت
    تهران
    سن
    27
    نوشته ها
    2,298
    تشکر
    733
    6,764 تشکر در 2,059 پست

    پیش فرض

    یونگ گذشته از آنکه برای ضمیر ناخود آگاه و نقش آن در زندگی فرد اهمیتی قائل است ،وجود لایه دیگری را نیز در ناخود آگاهی انسان قائل است که آن را" ناخود آگاه جمعی "یا "ضمیر ناخود آگاه جمعی " میخواند.

    در اینجا یکی از رویاها ی یونگ را که منشا اعتقاد او به این مفهوم بوده است میآوریم.
    خلاصه رویای یونگ چنین است:

    "در خانه ای دو طبقه بودم که آن را نمی شنا ختم ،آنجا خانه من بود. به خیالم رسید که نمی دانم طبقه پایین خانه چگونه است ، از پله ها پایین رفتم . در طبقه پایین همه چیز قدیمی بود تاسیسات آن به قرون وسطی تعلق داشت . همه اینها در سایه روشن قرار داشت. از اتاقی به اتاق دیکر میرفتم و به خود میگفتم حالا باید همه خانه را ببینم. به در سنگی رسیدم و آن را باز کردم . پشت آن پله هایی سنگی بود که به زیر زمین منتهی می شد . پله ها را پایین رفتم به اتاق خیلی قدیمی که سقف گنبدی قشنگی داشت رسیدم، وقتیکه به دیوار توجه کردم در یافتم که این دیوار متعلق به عصر امپراتوری رم است کنجکاوتر شدم تا بیشتر جستجو کنم. زمین اتاق از سنگ فرش شده بود . در یکی از آن سنگ ها حلقه ای دیدم ، حلقه را کشیدم و سنگ بلند شد و زیر آن پلکان هایی سنگی نمودار شد که به پایین میرفت . وقتی که از پله ها پایین رفتم به غاری سنگی ، که سقف کوتاهی داشت ، رسیدم. در خاک کف آن تکه های استخوان و ظروف و باز مانده هایی از تمدن بدوی را دیدم .جمجمه انسانی را پیدا کردم که نیمی از آن متلاشی شده بود .در این موقع از خواب پریدم."

    یونگ میگویدسالن انتظار آن خانه نمودارذهن و ضمیر آگاه و طبقات زیرین نمودار ضمیرنا خود آگاه بود.هرچه پایین تر می رفتم همه چیز شگفت انگیز تر و تاریکتر می شد .غار ، در این رویا ، نماد باز مانده تمدن بدوی یا دنیای انسان بدوی در من بود.وجود انسان بدوی و تمدن بدوی وجودخود را در غار کشف کردم.ضمیر آگاه هرگز نمی تواند این رویا را درک و توجیه کند. روح بدوی انسان با روح حیوان تلاقی می کند .همان طور که غارهای عصر بدویت ، پیش از آنکه مسکن انسانها باشد ،لانه حیوانات بود."


    یونگ میگوید :خیلی بعدها دانستم که این طریقه های کنشی غریزه های و " صورت های مثالی* " است.

    *
    آنرا نمونه دیرینه یا کهن الگوی دیرینه نیز نامیده اند. نمونه دیرینه یا کهن الگو اصطلاحی است که مراد از آن صورت های دیرین (اژدها ،بهشت موعود ،و.....)است که زمینه مشترک بشریت به شمار میرود. نمونه دیرینه یا کهن الگودر قصه ها و افسانه ها و همجنین در رویا ها و هذیان ها و هنرهای تصویری تظاهر میکند. آنچه رایونگ "نا خود آگاهی جمعی" می خواند ازین کهن الگوها تشکیل شده است.
    "فرهنگ اصطلاحات روانشناسی لاروس"





  10. کاربران زیر از Lagoon Night عزیز به دلیل پست مفیدش تشکر کردند:

    تایماز (13 September 2010)

  11. #6

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    محل سکونت
    تهران
    سن
    27
    نوشته ها
    2,298
    تشکر
    733
    6,764 تشکر در 2,059 پست

    پیش فرض

    يونگ خودش مي دانست كه همه نظرياتش اساس علمي قابل توجيهي ندارد و به انديشه فلسفي نزديك است . ازين رو ميگفت:"آنچه مي نويسم فقط ريشه در خرد ندارد بلكه گاهي از دلم الهام مي گيرم"
    اين انديشه شاعرانه و عارفانه بسيار ظريف و مطبوع است و بايد اذ عان داشت كه علم قادر نيست همه واقعيت هاي انساني را درك كند اما اگر قرار باشد براي تحليل و تبيين امور نفساني به جاي كاربرد شيوه ها ها و موازين علمي از دل الهام بگيريم آن وقت توجيه روانشناختي به توصیف شاعرانه و درون بینی عارفانه تبدیل می شود که طبعا همگان را قانع نمی سازد . البته عاشقان و عارفان که مذ هب و مشربشان جداست با بلز پاسکال هماوازند که
    "دل را دلایلی است که خرد آنها را نمی شناسد" ولی قطعا پاسکال برای درک حساب احتمالات و تبیین علم مثلثات از دلایل دل الهام نگرفته است.

    یونگ علیرغم اختلا ف نظرهای بنیادیش با فروید معتقد بود که کشف ضمیر نا خود آگاه و نقش آن در زندگی انسان توسط فروید یکی از کشفیات بسیار مهم قرن بیستم به شمار میرود . پیش از فروید به این مسئله فقط از لحاظ فلسفی توجه شده بود . اما یونگ معتقد بود ضمیر نا خود آگاه گستره و اهمیتی بیش از آن دارد که فروید می پنداشت.

    يونگ مي گويد

    "آینده از مدتها پیش در ضمیر ناخود آگاه آماده می شود و به همین سبب است که اشخاص روشن بین و آینده بین می توانند پیشاپیش آن را پیش بینی کنند"





  12. کاربران زیر از Lagoon Night عزیز به دلیل پست مفیدش تشکر کردند:

    تایماز (13 September 2010)

  13. #7

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    محل سکونت
    تهران
    سن
    27
    نوشته ها
    2,298
    تشکر
    733
    6,764 تشکر در 2,059 پست

    پیش فرض

    برج بولینگن

    یونگ آنچنان به دنیای درون ومکاشفه خود دلبسته بود که حتی برای ساختمان خانه مورد علاقه اش از ضمیر نا خود آگاه و از دنیای درون خود الهام گرفت. یونگ در سال 1922 ، قطعه زمینی را در بولینگن ، کنار در یاچه زوریخ خریداری کرد تا به قول خودش بتواند

    تخیلات و مضامین ضمیر نا خود آگاهش را روی زمین سخت و سفت قرار دهد.
    اولین خانه گرد به وجود آمد. وقتی تمام شد دید یک برج است. برج برای یونگ به منزله آغوش مادر بود.در این خانه اتاقی را اختصاص به شخص خودش داده بود و در آن به یوگا می پرداخت. کلیدش همیشه با خودش بود و هیچ کس اجازه ورود به آنجا را نداشت. آن را به گونه ای رنگ کرده بود که او را از دنیای پر تلا طم دور سازد و از تعلقات دنیایی رهایی بخشد. این اتاق کنج تفکر و تخیل و تمرکز روحی او بود

    یونگ می گویدپس از مرگ همسرم ، در سال 1955 ،

    احساس کردم باید آنچه حس میکنم در درونم هستم ، باشم

    کشف کردم که قسمت مرکزی ساختمان خودم هستم . بهتر بگویم قسمت مرکزی آن مرا نشان میدهد . از همان آغاز ، برج بولینگن برای من مکان تکامل بود ، آغوش مادری بود که در آن می توانستم آن طور که می خواستم باشم. من برج را در رویا ساخته ام . وقتی که در بولینگن هستم ، خودم هستم . گاهی خود را در منظره گسترده و در چیز های اطراف آن می بینم ، در هر درختی زندگی می کنم ، در صدای امواج در یاچه ، در ابرها و در حیواناتی که می روند و می آیند . چیزی در برج بولینگن نیست که با آن پیوند نداشته باشم . هر چیزی تاریخش را دارد ، که تاریخ زندگی من است .اینجا جایی است پشت پرده ، بیرون ازفضا. در برج بولینگن از برق استفاده نمی کنم . شبها چراغ های قدیمی را روشن می کنم آنجا را با بخاری گرم میکنم . آب جاری هم در آن وچود ندارد . باید با تلمبه آب بر دارم.

    این کارهای ساده ، انسان را ساده بار می آورد . ساده ماندن کار دشواری است.

    در بولینگن در سکوت به سر می برم ، اندیشه هایی پیدا میشود که به اعماق قرن ها می رود و آینده هایی دور را نظاره می کند.در اینجا،آفریدن رنج آور نیست.
    آفریدن وبازی کردن به هم نزدیک می شوند،
    در اینجا به آرامی با ارواح اجدادم زندگی می کنم. در اینجا اعضای یک خانواده که در قرنها گسترده هستند ، با هم به سر می برند





  14. 2 کاربر از Lagoon Night عزیز به دلیل پست مفیدش تشکر کردند:

    life (13 September 2010),تایماز (13 September 2010)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است: (0 کاربر و 1 مهمان)

موضوعات مشابه

  1. بقره [گاو ماده]
    توسط bay در تالار الهیات و معارف اسلامی - علوم قرآن و حدیث
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 7 May 2010, 12:16 PM
  2. خطبه 80 نهج البلاغه درباره زن چه میگوید
    توسط bay در تالار الهیات و معارف اسلامی - علوم قرآن و حدیث
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 3 February 2010, 09:56 AM
  3. خلق و خوی پیامبر(ص)
    توسط bay در تالار فقه و مبانی حقوق اسلامی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 4 January 2010, 04:27 PM
  4. داستان حضرت موسی (ع) و قوم یهود در قرآن 5
    توسط bay در تالار الهیات و معارف اسلامی - ادیان و عرفان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 23 December 2009, 10:32 PM
  5. کتاب رازهای خنوخ
    توسط bay در تالار ساير گرايشها
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 23 December 2009, 12:46 AM

تعداد کاربرانی که این موضوع را مشاهده کردند: 0 نفر

شما به این قسمت دسترسی ندارید، لطفاً ابتدا وارد سایت شوید.

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •